فاجعه و آسیب عرفان حلقه در ایران
فاجعه و آسیب عرفان حلقه در ایران
جامعۀ ایران در خلاء معنوی عمیقی به سر میبرد. حاکمیت اسلامی در ایران سبب شده که معنویت و خدا از جامعۀ ما رخت بربندد. به ناچار برای اشباع این نیاز حقیقی یعنی رسیدن به خدای حقیقی، جریانهای معنوینما و عرفانی توانستهاند در ایران مخاطبینی بیابند.
جریاناتی چون: اشو، سایتا سای بابا، راماله، اکنکار، بودیسم، یوگا، دالایی لاما، یوگانا ندا، پائوکوئیلو، فرقۀ جهان آرمانی ادیان، دراویش گنابادی فرقۀ علی تابنده، کریشنا مورتی (کتابهایش)، کارلوس کاستاندا و کتابهایش و سرانجام عرفان حلقه و یا شعور کیهانی توانستند گروههای قابل ملاحظهای از جامعهمان را که در جستجوی حقیقت هستند، فریب دهند.
۱- مقدمه
عرفان حلقه یا شعور کیهانی یک جریان بومی میباشد که بنیانگذارش خود را مسلمان و شیعه میداند و اختلاف آنها با رژیم اسلامی در نوع برداشتشان از اسلام میباشد. در صفحات مجازی نقدهای زیادی از طرف حوزههای اسلامی و همچنین خشونتهای بیشماری از طرف حکومت اسلامی به این گروه اعمال شده که این فشار و خشونت باعث شده که این جریان بیهویت، موجهتر جلوه نماید.
بطور یقین، ما مسیحیان نسبت به این طیف انحرافی، نقد بارزی داریم ولی نقدمان متفاوت از جریانهای اسلامی میباشد و چارچوب برخورد ما با این طیف انحرافی یا به عبارتی شیطانی، براساس مشی و روشهای کتاب مقدس خواهد بود و از آنجا که از واژۀ روحالقدس نیز برای نشر افکار ناسالم خود استفاده میکنند، آرزوی ما این است که آنان روحالقدس را به عنوان خداوند بپذیرند وبرای تنویر ذهن و اصلاح اینگونه فریبخوردگان، دعا نیز خواهیم نمود.
اولین گام برای درک بهتر عرفان حلقه، باید دید که این تفکر از چه خاستگاهی برخاسته و چه اندیشۀ علمی و فلسفی و الاهیاتی و حتی عرفانی در خلق آن نقش داشتند. در شناسایی و بررسی هویت این طیف، با یک نام برخورد میکنید که نویسندۀ رسالۀ عرفان کیهانی میباشد. در این کتابچۀ ۴۷ صحفهای، نویسنده خود را مسلمان معرفی میکند و با مونتاژ واژههای فلسفی، عرفانی و غیرعلمی سعی در خلق اندیشهای دارد که خود را خالق و هم مجری آن میداند. با مطالعۀ این رسالۀ عرفان کیهانی، یک چیز مشخص میشود که شما با یک تفکر فرقهای روبرو هستید و تمام تعاریف یک فرقه را در این مانیفسیت یا بیانیه میبینید. برای شناخت بهتر فرقه میتوانید از کتاب: «فرقهها در میان ما» نوشتۀ مارگارت تالر سینگر استفاده کنید. سینگر یک روانشناس کلینیکی و یک استاد بازنشستۀ دانشگاه کالیفرنیا است که تاکنون با بیش از ۳۰۰۰ نفر از اعضای سابق و کنونی فرقههای گوناگون و بستگان و دوستانشان مصاحبه کرده است و یا به آنان مشاوره داده است.
۲- عوارض گروه های فرقه ای و طیف عرفان حلقه
طیف عرفان حلقه تمام عوارض یک گروه فرقهای را دارا است که شامل:
الف– رهبر
در بسیاری از موارد یک فرد بنیانگذار فرقه است. او ادعا میکند دارای مأموریت خاص و دانش ویژهای است. برای نمونه رهبر فرقه ادعا میکند که برای هدایت مردم مأمور شده است و جواب تمامی معضلات بشری را میداند.
ب– ساختار تشکیلاتی یعنی رابط رهبر و پیروان
پیروان فرقهها حق هیچگونه پرسش و اظهار نظر ندارند و رستگاری آنان فقط در اطاعت از رهبرشان میباشد.
ج- برنامۀ قانع و مجابسازی
در فرقهها ابزار خاصی برای مجاب و قانع کردن پیروان وجود دارد تا پیوستن، ماندن و اطاعت از آنان همیشگی باشد.
د– خودکامگی
فرقهها تمایل به خودکامگی، تمامیتخواهی، کنترل رفتار اعضا، همچنین خودکامگی ایدئولوژیک، بروز تعصبات و افراطیگری در جهانبینی دارند.
باتوجه به پارامترهای بالا، طیف عرفان حلقه از شاخصهای فرقه بودن دارا است که این در اسیبشناسی پیروانش و سمپاتهای آن عامل مهمی میباشد.
۳- نقد اندیشههای نویسندۀ کتابهای عرفان حلقه
برای نقد اندیشههای عرفان حلقه، از برخورد با مسائل شخصی بینانگذار آن اجتناب میورزیم و نقد را فقط در چارچوب بررسی کتابهای او قرار میدهیم و حتی از ذکر نام او خودداری مینماییم.
کتاب عرفان کیهانی در واقع شاکلۀ اصلی نویسنده و این جریان است. این کتاب در ۸۲ اصل، اصول حاکم بر عرفان حلقه در ابعاد اعتقادی (زیر بنایی) و اخلاقی (روبنایی) را بیان میکند (بخش عمومی اساسنامۀ عرفان کیهانی شامل ۴۸ اصل و بخش اختصاصی شامل ۳۵ اصل).
آنچه که بیشتر خود را عریان میکند، دامنۀ پراکندگی این اصول میباشد که هیچ انسجام فکری و فلسفی و حتی عرفانی در آنها وجود ندارد.
برای مثال در نخستین اصل، او چنین مینویسد:
«هدف ازاین شاخۀ عرفانی کمک به انسان در راه رسیدن به کمال و تعالی است. حرکتی از عالم کثرت به عالم وحدت. در این راستا همۀ تلاشها برای نزدیکی انسانها به یکدیگر صورت گرفته و از هر عاملی که باعث جدایی انسانها و ایجاد تفرقه بین آنها میشود، اجتناب به عمل میآید.» (برگرفته از کتاب عرفان کیهانی)
انچه در اینجا شاهد آن هستیم، برای عالم کثرت و عالم وحدت تعریفی وجود ندارد. مشخص نیست که نگاه او عرفانی است یا فلسفی؟ نگرش او یک نگاه پلورالیستی از دین و خدا میباشد و مشخص نیست که آیا این تفکر انسانمحور است یا خدامحور.
طیف عرفان حلقه، نگاه ابزاری به خدا دارد، چرا که خدا و روح االقدس از حلقههای چهارم شعور کیهانی به حساب میآیند.
کتاب دیگری که تناقضهای فکری بیشتری را نمایان میسازد، کتاب “انسان از منظری دیگر” میباشد که شامل چهار فصل است: در فصل اول، نویسنده کوشش دارد تا به نقد جهان طبیعی و کوتاهی عقل و خرد و دانش انسانی در فهم جهان بپردازد تا بتواند در فصل بعدی مطالب غیرعلمی خود را که بر هیچ مبنای عقلی و تجربی مبتنی نیست، مطرح سازد و کالای خود را که فرادرمانی نامیده میشود، موجه جلوه دهد. فصل بعدی در مورد فرادرمانی است که نویسنده ادعا دارد با این روش همۀ بیماریهای گیاهی و جانوری را میتوان درمان کرد. حتی بیماریهای آینده را هم میتوان پیشگیری کرد. فصل سوم به کالبد مختلف وجود انسان میپردازد که به بازگویی توّهمات بیدانشی بشر اختصاص دارد. فصل چهارم در مورد شبکههای مثبت و منفی است که حاصل تخیل نویسنده است و هیچ ربطی به واقعیت ندارد.
کتاب بعدی را در کنکاش اندیشههای غیرمنطقی نویسنده دنبال میکنیم که همانا کتاب “موجودات غیرارگانیک” میباشد.
نویسنده در این کتاب به معرفی موجودات غیرارگانیک پرداخته و آنها را به دو بخش AوB تقسیم میکند. منظور او از نوع A ارواح شریر است. نویسنده، آنها را کارگزاران الهی میداند که مأموریت ویژهای را در نظام هستی دنبال میکنند و این گروه را به هفت دسته با مأموریت متفاوت دستهبندی کرده و نقش هر گروه را تبیین میکند. ویروس غیرارگانیکِ B، کالبد ذهنی اشخاصی است که مردهاند ولی به برزخ نرفته و در این دنیا باقی مانده و ذهن افراد زنده را تسخیر کرده و با آنها زندگی میکنند و مشکلات ذهنی و روانی برای آنها به وجود میآورند. همچنین نویسنده در فصل دوم مدعی میشود که مشکلات ذهنی و روانی و جسمی انسان، ناشی از حضور یا ورود این موجودات از بدو تولد در بدن انسانهاست که حلقه، با تشعشع دفاعی قادر است آن موجودات را خارج کند و بیماریهای روانی وذهنی را هم به این وسیله درمان کند.
نویسنده در این کتاب ادعا میکند که خود در شبکۀ منفی قرار ندارد و از این موجودات برای رسیدن به قدرت استفاده نمیکند و اتصال او اتصال به شبکۀ شعور الهی است. در حالی که در همین کتاب اعتراف میکند که کارهایی که او ادعا میکند از طریق اتصال به شبکۀ منفی است. او تناسخ را رد میکند ولی اندیشۀ او در این کتاب بر تناسخ بنا شده! و مهمترین مشکل بارز او، نگاه او به شیطان است. او شیطان را کارگزار خدا برای ایجاد تضاد میداند که این برخلاف کتاب مقدس است (این کتاب توسط انتشارات تاتواستی ارمنستان چاپ شده است).
۴- عرفان حلقه چه میگويد؟
شالودۀ تعاليم عرفان حلقه اين است که: حقيقتی به نام شعور كيهانی وجود دارد كه برای عارف شدن بايد به حلقههای آن متصل شد. دريافت اين اتصالات هيچ محدوديت و پيششرطی ندارد و هر كس با هر دين و مذهب و حتی سکولار میتواند به آن متصل شود. گناهكاری و بیگناهی و پاكی و ناپاكی نيز در اين اتصالات نقشی ندارد. مهم اين است كه اين اتصالات بايد از طرف مركزيت عرفان حلقه و كسانی كه اجازۀ لازم را دريافت كردهاند، تفويض یا واگذار شود و اگر حفاظهای حلقههای اتصال تفويض نشود، بسيار خطرناك است. تفويض اين اتصالات يعنی حركت در مسير عرفان و سلوك عرفانی حلقههای شعور كيهانی، بیشمار است. بنیانگذار آن، اين حلقهها را با حفاظهايش تفويض یا واگذار میكند. معمولاً اولين حلقههایی كه تفويض میشود، حلقۀ درمانگری است و نتيجۀ آن درمان همۀ دردها و بيماریهای جسمی و روحی است. با توجه به اينكه عرفان حلقه به باورها و ايمان افراد مداخلهای ندارد و برای تزكيۀ نفس و آزاد شدن از گناه و اصلاح درون افراد، برنامۀ عملی ارائه نمیدهد، نشانه يا دليل عرفانی بودن و رابطۀ آن را با معنویت و روحانیت زیر سؤال میبرد. با اين تصور اوليه از چارچوب اصلی عرفان حلقه، بررسی پرسشها و ابهامات آغاز میشود. شعور كيهانی چيست؟ عرفان چيست؟ اتصال چيست؟ حفاظ اتصالات چيست؟ چرا اين اتصالات به معنای عرفان است؟ چرا مركزيت عرفان حلقه اين اتصالات را تفويض میكند؟ او اين اتصالات را از كجا آورده است؟ چرا هيچكس غير از ایشان از حلقههای شعور كيهانی خبر ندارد و چرا امكان تفويض آنها برای ديگران وجود ندارد؟ آيا سراسر عرفان حلقه، نوعی حیله و ساختگی نيست؟ درمان چيست؟ آيا تاكنون كسی را درمان كردهاند؟ آيا اين درمانها از طريق شعور كيهانی بوده، يا تلقين يا انرژی؟ چرا عرفان حلقه به پاكی و ناپاكی افراد كاری ندارد؟ مگر عرفان برای تزكيۀ نفس نيست؟ عرفان حلقه دربارۀ خدا چه میگويد؟ چرا همه چيز را به شعور كيهانی مرتبط میداند؟ آنچه برای ما غمانگیز است این است که جریان عرفان حلقه برای پرسشهای بالا پاسخی ندارد. عرفان حلقه موضوعی به نام شعور كيهانی را در كانون مباحث خود قرار داده و اساس حركت عرفانی را اتصال به شعور كيهانی میداند، به طوری كه بدون اين اتصال، حركت عرفانی معنایی ندارد. اساس اين عرفان بر اتصال به حلقههای متعدد شبكۀ شعور كيهانی استوار است و همۀ مسير سير و سلوك آن، از طريق اتصال به اين حلقهها صورت میگيرد! با توجه به تأكيدی كه در اين چند سطر آمده، در اين جريان چيزی غير از اتصال به شعور كيهانی نمیتواند راهبر و پيشبرندۀ سير عرفانی باشد. بهجاست كه با محوريت شعور كيهانی درعرفان حلقه از آنها بپرسيم شعور كيهانی چيست؟ آيا پديدۀ ماورائی و متعالی است، يا مادی و فيزيكال میباشد؟ آيا شعور كيهانی همان شعور آفرينش است. همان شعوری كه همۀ آفرينش را به پرستش خدا برمیانگيزد؟ يا اينكه توضيحی در پيوند شعور كيهانی با خدا وجود ندارد و تبيينهای آن معطوف به جهان هستی مادی است؟ با بررسی منابع عرفان حلقه معلوم می شود كه: شعور كيهانی موضوعی است كه در بستر تبيينهای فيزيكی و مادی تعريف میشود. اصلیترين منبع عرفان حلقه كه به بررسی و تبيين شعور كيهانی پرداخته، كتاب “انسان از منظری ديگر” است كه از صفحات ۲۵ تا ۴۸ به تبيين فيزيكی شعور كيهانی اختصاص داده شده است. تئوری پايۀ عرفان حلقه دربارۀ شعور كيهانی اين است كه: «ساختار اصلی جهان هستیِ مادی، آگاهی يا شعور است كه ماده و انرژی از آن به وجود آمده است.» (انسان از منظری ديگر، ص ١٩). بنابراين، در هر لحظه سه عنصر در جهان هستی وجود دارد: آگاهی، ماده و انرژی. برای روشن شدن موضوع بايد تفاوت ميان حقيقت و واقعيت معلوم شود. واقعيت با فهم جهان مجازی روشن میشود. جهان مجازی يعنی آنچه ما میبينيم، اما آنگونه كه وجود دارند، نيست. مثل تيغهایی كه به سرعت میچرخد و به صورت يك دايره به نظر میرسد. نگاه كردن به پنكهای روشن يا رينگ ماشينی كه با سرعت حركت میكند، منظرههای مجازی مشابهی را به ما ارائه میدهند. اين اتفاق ساده كه همه با آن آشنا هستيم، هر لحظه در دنيای مادی در حال روی دادن است. يك شیء مادی كه در برابر چشمان ما قرار دارد، از اتم درست شده و اتم از ذرات بنيادين بسيار ريزی تشكيل شده است كه با سرعت بسيار زياد در حال حركت هستند و اگر از حركت باز ايستند، ساختار جهان مادی درهم فرو میريزد. جهان هستیِ مادی با عظمتی كه ديده میشود، بخش بسيار بزرگی از خلاء دارد، كه با حركت ذرات بنيادين پر شده است. در واقع اگر يك اتم را به اندازۀ يك زمين فوتبال تصور كنيم، اگر ذرات متحركش، متوقف شوند و در كنار هم قرار گيرند، به اندازۀ يك آجر خواهند شد. اين حجم فضای خالی ابر الكترونی نام دارد كه در حقيقت چيزی جز حركت نيست و اگر از بين برود، جهان هستیِ مادی ديگر اين طور كه در حال حاضر به نظر میرسد، ديده نخواهد شد. با اين توضيحات، در عرفان حلقه چنین نتيجهگيری میشود كه جهان هستیِ مادی از حركت آفريده شده است. پر واضح است كه اين تعبير، روشن و دقيق نيست. زيرا حركت، به خودی خود بیمعناست و بايد گفت جهان هستیِ مادی از ذراتِ در حال حركت آفريده شده است. اين دقت مانع از لغزشها و تحليلهای نادرستی میشود كه در ادامۀ مباحث عرفان حلقه به تدريج پيش میآيد. نویسنده در ادامه مینويسد: «با توجه به اين كه جهان هستیِ مادی از حركت آفريده شده است، پس جلوههای گوناگون آن نيز ناشی از حركت بوده و نظر به اين كه هر جلوهای كه ناشی از حركت باشد، مجازی است؛ در نتيجه جهان هستیِ مادی نيز مجازی بوده و حقيقت وجودی ندارد. اين چند جمله، لبريز از اشكالات و بیدقتیهایی است كه برخی از آنها ناشی از بیاطلاعی از مسائل فيزيك مدرن است و برخی ديگر معلول نداشتن دقتنظر و فرصت كافی برای تأمل در اشكال جملۀ اول میباشد كه ذکر شد. اما اشكال جملۀ دوم، یعنی «هر جلوهای كه ناشی از حركت باشد، مجازی است؛…» آيا به راستی هر جلوهای كه ناشی از حركت باشد، مجازی است؟ اگر شما دست خود را با سرعتی متوسط بچرخانيد و همه ببينند كه دست شما با يك حركت قوسی بالا میآيد و به پايين باز میگردد، باز هم آن چه در اثر اين حركت به نظر رسيده، مجازی است؟ بيان دقيق و درست مطلب اين است كه اگر سرعت حركت يك شیء از حد نصاب بيشتر باشد، منظرهای غيرواقعی به وجود میآورد كه البته گويا در عرفان حلقه تمايل دارند كه به جای غيرواقعی، تعبير مجازی را به كار ببرند، در حالی كه اين واژه به معنای گذشتن و عبور كردن است و معمولاً آنچه ما را به معنا يا حقيقتی میرساند، مجازی ناميده میشود. بزرگتر از همۀ این اشكالات اين كه جهان هستیِ مادی نيز مجازی بوده و حقيقت وجودی ندارد. به راستی اين ادعا چه معنايی دارد؟ اولاً اگر بخواهيم هماهنگ با مطالب پيش گفتۀ نویسنده پيش برويم بايد بگوييم كه منظرۀ جهان هستیِ مادی مجاز بوده و حقيقت وجودی ندارد. نه اينكه خود جهان هستیِ مادی را مجازی قلمداد کنیم. گويا فراموش شده كه بحث بر سر منظرهايی بود كه در اثر حركت سريع، به صورت غيرواقعی به نظر میرسيد. دليلی وجود ندارد كه با تكيه بر اين منظرۀ مجازی، حقيقت جهان هستیِ مادی را انكار كنيم. حقيقتی كه مظهر قدرت و آفرينش اوست و سراسر نور و جلوۀ او را برای كسانی كه قلبشان سرشار از حضور اوست، آشكار مینمايد. آيا جلوۀ اين جهان هستیِ مادی در نظر كسانی كه سراسر آن را آيات و نشانههای خداوند میبينند و نور و عشق و دانش بيكران او را در آيينۀ آيات الاهی تماشا میكنند، حقيقتی ندارد؟ از ديدگاه ما مسیحیان، سراسر عالم هستی، رحمت و فیض الهی است. مؤمنان و كافران، گناهکاران و حقطلبان و نیز حقيقتستيزان، با ایمان به عیسی و حضور روحالقدس، غرق در رحمت رحمانی هستند. رحمانيت خدا هيچ شرط دیگری ندارد و وابسته به هیچ حلقهای نیست! بنابراين رحمانيت او هيچ خصوصيتی ندارد و با ایمان به عیسای مسیح، همه را در بر میگیرد. نیاز به حلقهای نیست. از يك جهت هم شامل رحمانیت خدا و هم شامل قهر وغضب اوست و نتيجۀ برخورداری از رحمانيت هم، هدايت و رشد است. در عرفان حلقه چنین ادعا میشود كه پيروان به حلقههای رحمانيت خدا متصل میشوند و حقيقت رحمانيت، هم فرصتی برای همنشينی با شياطين و شرارت كردن است و هم فرصتی برای هم سخنی با فرشتگان و سير به سوی معبود، كه البته هر كدام از اينها نشانههايی دارد.
عرفان حلقه به اعتراف پايهگذاران آن، برای اتصال به حلقههای رحمانی است و در طول اين سالها، نه در دورههای آموزشی و نه در كتابهايشان، برای حلقههای رحمانیت تعريف و برنامهای ارائه نشده است.
اگر شبكۀ شعور كيهانی را به تعبير عرفان حلقه، رحمت عام خدا يا شعور الهی بدانيم، مشتمل بر جنبههای منفی و مثبت پنداشتن آن، خطايی فاحش و سقوطی سخت در راه خداشناسی است. اساساً رحمتِ منفی يا شعورِ منفی در عالم وجود ندارد، به خصوص وقتی به خدا نسبت داده میشود. حتی قهر خدا منفی نيست؛ بلكه این عملكرد انسان است که منفی است و او را سزاوار قهر الهی میسازد. كسانی كه از رحمت خدا برخوردار میشوند منفی يا مثبت عمل میكنند. فرصتی كه خدا به انسان داد تا به عیسای مسیح ایمان بیاورد، منفی نيست؛ بلكه تباه كردن اين فرصت، منفی میباشد و در شقاوت خود بيشتر و بيشتر غرق میشود. شعور منفی وجود ندارد، يا شعور است و يا بیشعوری! تنها، كسانی كه در شبكۀ منفی هستند، میتوانند شعور الهی را منفی تصور كنند و متوجه نشوند كه اين بیشعوری از سوی خودشان است. هوشمندی الهی سراسر مثبت است، رحمت عام و خاص او سراسر خير و روشنايی است. اما كسانی هستند كه از شعور الهی كناره میگيرند و از رحمت او به درستی بهره نمیبرند. اينها در شبكۀ منفی هستند. كسانی كه خدايان خير و شرّ را میپرستند، ممكن است صفات الهی را به خير و شرّ تقسيم كنند.
پرسش مهمی که در این جا مطرح میشود این است که: آیا شعور كيهانی حقيقی است يا مجازی؟
در عرفان حلقه توضيح داده میشود كه جهان هستیِ مادی از شعور آفريده شده است و همۀ اجزاء و ذرّات آن شعور هستند. با اين وصف شعور كيهانی، حقيقتی برتر نيست، بلكه جوهرۀ اصلی همين جهان است كه همۀ جهان مادی از آن درست شده است. شعور كيهانی در حقيقت ميلی درونی است كه هر ذرّه را به رقص و حركت وا میدارد. تعبیر نویسندۀ کتاب و تأمل بيشتر دربارۀ شعور كيهانی، اين حقيقت را آشكار مینمايد كه شعور كيهانی پويشی در متن جهان مادی و نيرويی جاری در آن است كه با مباحث فيزيك كوآنتوم، ذهن به آن نزديك میشود. شعور كيهانی، شالودۀ اصلی جهان مادی است و نسبت آن با جهان هستیِ مادی، نسبت حقيقت به مجاز است. اما آیا نسبت شعور كيهانی با خدا نيز نسبت مجاز به حقيقت است؟ حال پرسش اين است كه چرا عرفان حلقه در جستجوی شعور كيهانی است، یعنی پديدههایی كه هم مجاز است و هم نامتعالی؟ بهتر نيست كه در مسير حقیقت، دلها و انديشههای خود را به خداوند زنده و حقیقی یعنی عیسای مسیح متوجه سازیم و خود را با واسطههايی مثل شعور كيهانی سرگرم و مشغول نکنیم؟ بر اساس تعاليم عرفان حلقه، شعور كيهانی در راهی كه هدف آن خداست يك عامل مجازی است و مشغول شدن به آن، انحراف از مسير اوست. اين بازی با مجاز، زمانی به صورت يك مانع بزرگ، مشكل ايجاد میكند كه ادعا میشود شعور كيهانی حلقههای بیشماری دارد و بايد اتصال به اين حلقهها با حفاظهايش از طريق مركزيتِ عرفان حلقه تفويض شود. در حقيقت به دنبال شعور كيهانی كه مجازی است، مركزيت عرفان حلقه و شخصِ بنیانگذار به ميان میآيند و خود، عامل فیض میشوند به نحوی كه دريافت اتصالات و حفاظهای بیشمار آن بدون تفويض و عنايت آنان غيرممكن میشود. به اين ترتيب در عرفان حلقه فاصلۀ نزديك ميان هر فرد با خداوند به فاصلههای بیپايان از حلقهها میشود. اين در حالی است كه در آموزۀ کتاب مقدس هیچ حلقهای نمیبینیم و هيچ فاصلهای ميان انسان و خدا نيست و هيچكس حق تفويض و اختيار و واگذاری از طرف هیچ نیرویی بر انسان ندارد. در کتاب ارمیا باب ۳۳ آیۀ ۳ خدا مستقیماً میفرماید: «مرا بخوان و تو را اجابت خواهم کرد و تو را از چیزهای عظیم و مخفی مخبر خواهم ساخت.»
۵- عقیده و باور تناسخ در عرفان حلقه
تناسخ يعنی اينكه انسان پس از مرگ با جسمی ديگر، زندگی را دراین جهان ادامه می دهد. اين فرضيۀ ضدالهی و ضدکتاب مقدسی به صورتهای گوناگونی در مكاتب عرفانی وعرفانهای كاذب بيان میشود. برخی معتقدند كه تناسخ در قالب چرخۀ بیپايان مرگ و تولد ادامه میيابد تا بنابر قانون عكسالعمل، افراد نتيجۀ اعمالشان را در اين دنيا ببينند، و اساساً دنيای ديگری برای حساب و كتاب و پاداش و عَقاب وجود ندارد. گروهی ديگر معتقدند كه انسان بارها و بارها فرصت پيدا میكند كه به اين دنيا بيايد تا سرانجام تزكيه شده و با حساب پاك به بهشت آسمانها راه بیابد. اما عرفان حلقه تناسخ را به دو صورت مطرح میكند. نخست اينكه اگر كسی به حلقههای شعور كيهانی متصل نشده باشد و اين اتصالات را از مركزيتِ عرفان حلقه دريافت نكرده باشد، پس از مرگ نمیتواند به زندگی در عالمهای ديگر ادامه دهد و به ناچار به جسم افراد زنده رسوخ میكند و موجب بيماری در آنها میشود. با اين توضيح، روشن است كه تا پيش از مطرح شدن عرفان حلقه، كسی از اين اتصالات بهرهمند نبوده و علیالقاعده خيلی از گذشتگان دچار عارضۀ بقا در دنيای پس از مرگ هستند و موجب بيماریهای گوناگون در افراد زنده میشوند كه انسانها پس از مرگ، در صورت اتصال به شعور كيهانی مراحل كمال را طی میكنند تا به درجۀ خدايی برسند. در نتیجه كسانی كه به اين درجه میرسند، يا خدايی با خدا را انتخاب میكنند و با او خواهند ماند و يا اينكه خدايی بیخدا را برمیگزينند و به نوعی بهشت در كثرت را انتخاب میکنند. گروه دوم پس از مدتی به علت انتخابشان به سمت جهان كثرت و دنيای دوقطبی پر از تضاد سوق پيدا كرده و از نو در اين جهان مادی متولد میشوند و سير زندگی و آزمونهای خدا را از سر میگيرند (تعبیر نویسنده).
اتصالات در عرفان حلقه چگونه صورت میگیرد؛ در جايی از مانيفست عرفان حلقه اينطور میخوانيم:
«برای بهرهبرداری از عرفان عملی، عرفان كيهانی (حلقه)، نياز به ايجاد اتصال به حلقههای متعدد شبكۀ شعور كيهانی میباشد و اين اتصالات، اصل لاينفك اين شاخۀ عرفانی است. جهت تحقق بخشيدن به هر مبحث در عرفان عملی، نياز به حلقۀ خاص و حفاظهای خاص آن حلقه میباشد. اتصال به دو دستۀ كاربران و مربيان ارائه میشود، كه تفويضی بوده و در قبال مكتوب نمودن سوگندنامههای مربوط به آنان، تفويض میگردد. تفويضها، توسط مركزيت كه كنترل و هدايتكنندۀ جريان عرفان كيهانی (حلقه) میباشد، انجام میگيرد.»
به اين ترتيب مركزيت عرفان حلقه، تنها راه ارتباط با رحمت عام الهی است! و مربيان عرفان حلقه كه اتصال را از مركز عرفان حلقه دريافت كردهاند میتوانند آن را به ديگران انتقال دهند، يعنی اتصال به رحمت عام الهی با وساطت فيض در سلسله مراتب عرفان حلقه، امكانپذير است! با اين وصف يك مربی عرفان حلقه، اگرچه دروغگو يا به ناپاكیهای ديگر آلوده باشد، چون اتصال به رحمت عام الهی فراتر از اين قيدهاست، و او اتصال را از مركزيت و سلسله مراتب عرفان حلقه دريافت كرده و اجازۀ تفويض را هم گرفته است، میتواند آن را به ديگران منتقل كند، حتی اگر گيرندۀ اتصال، از مربی خود پرهيزكارتر باشد. در غير اين صورت به رحمت عام الهی نمیرسد.
۶- آسیبها و قربانیهای ناشی از انعکاسات آموزههای غلط عرفان حلقه
گزارشهای بیشماری از آسیبهای روانی و خانوادگی در سمپاتهای این گروه مشاهده شده است. ما مسیحیان ضمن همدردی با این عزیزان فریبخورده و إحساس تأثر، برای شفای آنان دعا میکنیم.
بیشتر مراجعات به علت برونریزیهایی است که در اثر اتصال به حلقههای فرادرمانی و تشعشع دفاعی در دورههای سایمنتولوژی به وجود میآید. این برونریزیها به صورت مختلفی از سوی اتصالیافتگان تجربه میشود:
الف) اختلال دوقطبی: این افراد گاهی به شدت خوشحال و گاهی به شدت افسرده میشوند و این تغییرات (پانک-دپرسیو) به صورت دورهای تکرار میشود.
ب) شیزوفرنی (توّهمات دیداری و شنیداری): افراد صحنهها یا اشباحی را میبینند و مطالبی از آنها میشنوند که گاهی هراسناک و گاهی سُرورانگیز و امیدبخش است. بهطوری که احساس میکنند از جاهایی الهاماتی دریافت کردهاند. افراد مبتلا احساس میکنند که با خدا یا شعور کیهانی که در عرفان حلقه به نام جبرئیل معرفی میشود در ارتباط هستند و الهاماتی دریافت میکنند و احساس میکنند رسالتی معنوی برای ترویج این الهامات و هدایت دیگران دارند.
پ) فوبی شدید نسبت به پدیدهای به نام شبکۀ منفی که پیامدهای ناگوار و دردناکی برای بعضی از اتصالیافتگان یا حلقههای شبکۀ شعور کیهانی وجود دارد.
تئوری پاتولوژیِ عرفان حلقه این است که علت بیماریها رسوخ موج ارگانی درکالبد ذهنی افراد است. موجودات غیر ارگانیک دو نوعاند نوع A که ارواح شریر هستند و نوع B که ارواح سرگردان هستند. افرادی که تحت تأثیر این آموزش ها و القائات قرار می گیرند، دچار توّهمات شدیدی میشوند و احساس میکنند موجودات غیر ارگانیک مربوط به شبکۀ منفی در آنها رسوخ کردهاند، یا در خانه و زندگی آنان حضور دارند. این موضوع منشأ ابتلا به بیماری روانی شیزوفرنی است. احساس اینکه هر گونه مخالفت، اعتراض و انتقاد از عرفان حلقه موجب حملههای شبکۀ منفی یعنی شیاطین و به اصطلح عرفان حلقه، نوعی از موجودات غیرارگانیک میشود.
از این رو بسیاری از افراد که آسیبهای فراوان دیدهاند از اظهار آن، هراسان و نگراناند. بسیاری از مراجعان سعی میکنند حتیالامکان غیرحضوری و از طریق تلفن مشکلات خود را در میان بگذارند و از این که مستقیماً خود را معرفی کنند دوری میگزینند و تحت عنوان اینکه یکی از بستگان یا دوستان، چنین مشکلی دارد و یا با سؤالات غیرمستقیم، مطالب را مطرح میکنند و به تدریج به موضوع نزدیک میشوند. گاهی ترس و نگرانی در لحن صدای آنان کاملاً مشهود است. در برخی از موارد نشانههایی وجود دارد که به نظر میرسد افراد در اثر اتصال به حلقۀ فرادرمانی یا دفاعی واقعاً با ارواح شریر در ارتباط قرار گرفتهاند. بنابراین چنین نتیجه میگیریم که اتصالات عرفان حلقه در برخی از موارد به راستی ارتباط با ارواح و شیاطین را برقرار میکند. آموزشها و نوع تلقینها و مطالبی که از سوی مدیریت و مسترهای حلقه القاء میشود، افراد را به نوعی پارانویا نسبت به پزشکان مبتلا کرده.
۷- تفکر انتقادی
عرفان حلقه با تولید برچسبهای شبکۀ منفی و… افراد را از این که تفکر انتقادی داشته باشند و آزاداندیشانه در باب آموزشهای عرفان حلقه تحقیق کنند و سخنان کارشناسان، روانشناسان و پزشکان و سایر افراد آگاه را بشنوند، بازمیدارد. در عرفان حلقه، همۀ هیجانات به عنوان اثر و انعکاس شبکۀ شعور کیهانی معرفی میشود که افراد باید آنها را اگرچه از شبکۀ منفی باشند تحمل کنند و آشکارسازی یا برونریزی کنند تا تخلیه شوند و بتوانند با شبکۀ مثبت ارتباط برقرار کنند. از این رو افراد، سوءرفتارهای خود را با فرافکنی به شبکۀ منفی به عنوان برونریزی ارزیابی کرده و تلاشی برای کنترل آن انجام نمیدهند. افراد، خودآگاهی خود را در عرفان حلقه از دست میدهند، بهطوریکه گاهی خود را موجودات غیرارگانیکی تصور میکنند که در آنان رسوخ یافته است و یا اینکه در حالی که در روانپریشی به سر میبرند، خود را عارف تلقی میکنند.
عوارض و سنتومهای زیادی وجود دارد که از حوصلۀ این مقاله خارج شده و نگاه ریشهای ما نسبت به این پدیده و پدیده های مشابه آن این است که حاکمیت یا نظام اسلامی، این نوع عرفانها را به جامعۀ ما تحمیل میکند. ما با کسانی که در این گروهها آسیبهای جدی دیده اند، همدردی میکنیم و برای آنان دعا میکنیم و از آنها دعوت میکنیم که با کارشناسان و روانشناسان و رواندرمانهای مسیحی تماس حاصل کنند تا با ایمان مسیحی آشنا شده و از این آسیبها تسکین یافته و آرامش حقیقی را کسب نمایند.
نوشتۀ استاد آلیک، ۵ ماه می ۲۰۲۲
دریافت لینک کوتاه این نوشته:
|
کپی شد! |
با تشکر از توضیحات مفصل شما دوستان عزیز برای شناخت فرقه های کاذب موجود در ایران و سایر نقاط جهان
آیا توضیحات بیشتری برای شناخت این فرقه موجود هست ؟
چه منبعی رو شما پیشنهاد میکنید؟
دوست عزیز، در پاسخ به سؤال شما، چند منبع زیر را جهت مطالعات بیشتر معرفی می کنیم:
– کتاب خواب خاکستری نوشتۀ سرکار خانم لیلا حسن زاده
– کتاب فراسوی حلقه (بررسی انتقادی عرفان حلقه) (کیهانی) نوشتۀ سرکار خانم فاطمه مغیثی
– کتاب مقالاتی در نقد عرفان حلقه نوشتۀ محمد رضا انهاری
بنده یک مسیحی و پیرو کتاب مقدس و خدایی کتاب مقدس و پیرو عیسی مسیح .