نقد و بررسی کتاب: «جعلی: نوشتن به نام خدا» اثر بارت ارمن-بخش ششم، آیا پولس از منشی استفاده میکرد؟
نقد و بررسی کتاب: «جعلی: نوشتن به نام خدا» اثر بارت ارمن-بخش ششم، آیا پولس از منشی استفاده میکرد؟
اکنون میخواهم به مسئلهٔ اصلی دربارهٔ نویسندگی سنتی نامههای مورد تردید در عهد جدید، بهویژه نامههای منسوب به پولس، بازگردم.
بیشتر پژوهشگران میپذیرند که استفاده از منشی در نوشتن نامه میتواند تأثیر زیادی بر متن داشته باشد. خود ارمن نیز اهمیت این موضوع را در نقد نویسندگی سنتی تأیید میکند:
«تقریباً همهٔ مشکلاتی که من آنها را جعل مینامم، اگر منشیان نقش پررنگی در نگارش آثار اولیهٔ مسیحی داشته باشند، قابل حل هستند.» (ص. ۱۳۴)
آیا پولس گاهی از منشی استفاده میکرد؟ پاسخ قطعاً بله است. از میان هفت نامهٔ قطعی پولس، دستکم چهار نامه با کمک منشی نوشته شدهاند:
«من، ترتیوس، که این نامه را مینویسم، در خداوند به شما سلام میرسانم.» (رومیان ۱۶: ۲۲)
«این سلام با دست خودم است: پولس.» (اول قرنتیان ۱۶: ۲۱؛ همچنین غلاطیان ۶: ۱۱ و فلیمون ۱۹)
ارمن نیز این موضوع را تأیید میکند:
«هیچ شکی نیست که پولس گاهی از منشی استفاده میکرد.» (ص. ۱۳۴)
اما پرسش این است: نقش این منشیها تا چه اندازه بوده است؟ آیا فقط متن را از روی دیکته مینوشتند یا در ویرایش و تدوین هم نقش داشتند؟
ارمن در اینجا به مهمترین پژوهش دربارهٔ این موضوع، یعنی رسالهٔ دکتری ای. رندولف ریچاردز، اشاره میکند. او میپذیرد که این بهترین تحقیق دربارهٔ نقش منشیها در نامههای پولس است.
ارمن میگوید پولس قطعاً از منشی استفاده میکرد، اما هیچ مدرکی وجود ندارد که منشیها نقشی فراتر از نوشتن دیکته داشته باشند؛ یعنی نه در ویرایش، نه در اصلاح سبک، نه در مشارکت محتوایی و نه در تدوین نهایی (ص. ۱۳۴–۱۳۶).
اول، ارمن این استدلال را مطرح میکند که هیچ شواهدی وجود ندارد که استفاده از منشی فراتر از نوشتنِ دیکته توسط افراد غیر از ثروتمندان و قدرتمندان بسیار بالا بوده باشد. او مینویسد:
«تقریباً تمام شواهد مربوط به استفاده از منشی فراتر از صرفِ دیکته، از نویسندگانی به دست میآید که بسیار ثروتمند، قدرتمند و بهطرز افراطی تحصیلکرده بودند.» (ص. ۱۳۵–۱۳۶)
نوشتن یک نامه در دوران باستان کار پرهزینهای بود. در نسخهٔ توسعهیافتهٔ رسالهٔ دکتری رندولف ریچاردز، هزینههای مرتبط با این فرایند بررسی شده است. پاپیروس، دستمزد کار، و هزینهٔ ارسال، همگی باعث میشدند هزینهٔ نهایی بالا برود. البته کسانی مانند سیسرون و سنکا به دلیل ثروت زیاد بهراحتی از پس این هزینهها برمیآمدند، اما پولسِ مبلغ چنین وضعی نداشت.
ریچاردز تخمین میزند که هزینهٔ نگارش نامههای پولس در ارزش امروزی، از حدود ۱۰۱ دلار برای فلیمون تا حدود ۲٬۲۷۵ دلار برای رومیان متغیر بوده است، بدون در نظر گرفتن هزینهٔ ارسال.
بر این اساس، اگر منشیها در نگارش نامههای سنتی عهد جدید نقش داشته باشند، بسیاری از استدلالهایی که علیه نویسندگی سنتی مطرح میشود، قدرت خود را از دست میدهند.
در اینجا ممکن است این سؤال پیش بیاید: پولس خودش میگوید که از حمایت مالی کلیساها برخوردار بوده (فیلیپیان ۴: ۱۰–۱۸؛ دوم قرنتیان ۱۱: ۹) و همچنین همکارانی داشته که از آنها نام میبرد. بنابراین این افراد میتوانستند نقش پیک یا حتی منشی را ایفا کنند، و در نتیجه هزینهها برای پولس چندان سنگین نبوده باشد.
علاوه بر این، چه چیزی مانع میشود که همین همکاران بر اساس توانایی خود، نقش ویرایشی یا حتی تدوینی نیز داشته باشند؟ آیا ممکن نیست ترتیوس که در رومیان ۱۶: ۲۲ نامش آمده، یک منشی حرفهای بوده باشد که خدمات خود را داوطلبانه ارائه داده است؟
پاسخ قطعی به این پرسشها را نمیدانیم. اما آنچه روشن است این است که پولس عضو طبقهٔ ثروتمند و ممتاز جامعه نبود؛ و همین نکته، بهخودیخود استفادهٔ او از منشی در نقشهای گستردهتر از صرفِ دیکته را ناممکن نمیکند.
دوم، ارمن اشاره میکند که نامههای دنیای یونانی-رومی معمولاً کوتاه و مختصر بودند، در حالی که نامههای عهد جدید، مانند افسسیان و اول پطرس، در واقع رسالههایی طولانیاند که به مسائل پیچیده میپردازند. او میگوید این نامهها «بسیار مفصلتر از نامههای معمولیاند» و از نظر توضیحات الهیاتی، توصیههای اخلاقی و تفسیر و نقل از کتاب مقدس، ساختاری شبیه مقاله یا رساله دارند که صرفاً در قالب نامه نوشته شدهاند. به همین دلیل، به نظر او شواهد مربوط به نامههای کوتاه و قالبی یونانی-رومی لزوماً برای تحلیل این نوع نوشتههای مسیحی مناسب نیست (ص. ۱۳۶).
در واقع، همین نکته دربارهٔ افسسیان و اول پطرس، حتی بیشتر دربارهٔ همهٔ هفت نامهٔ قطعی پولس (بهجز فلیمون) نیز صدق میکند. نکته مهم این است که ارمن ناخواسته یکی از استدلالهای خود علیه نقش پررنگ منشیان را تضعیف میکند؛ زیرا اگر این نوشتهها با نامههای کوتاه معمول یونانی-رومی قابل مقایسه نباشند، آنگاه محدود کردن نقش منشیها به همان الگوهای ساده نیز توجیه خود را از دست میدهد.
از این گذشته، نامههایی مانند افسسیان و اول پطرس در مقایسه با میانگین نامههای سیسرون، بسیار طولانیتر هستند و حتی از میانگین نامههای سنکا نیز فراتر میروند.
اما این استدلال مشکل دارد، زیرا حتی نامههای قطعی پولس (بهجز فلیمون) بسیار طولانیتر از نامههای معمول آن دوره هستند. مثلاً:
- سیسرون (Cicero): میانگین ۲۹۵ کلمه در هر نامه، با دامنهای از ۲۲ تا ۲٬۵۳۰ کلمه
- سنکا (Seneca the Younger): میانگین ۹۹۵ کلمه در هر نامه، با دامنهای از ۱۴۹ تا ۴٬۱۳۴ کلمه
- پولس رسول (Paul the Apostle): میانگین ۲٬۴۹۳ کلمه در هر نامه (۱۳ نامه)، با دامنهای از ۳۳۵ (فلیمون) تا ۷٬۱۱۱ (رساله به رومیان)
نامههای پولس:
-
- رومیان: ۷٬۱۱۱- اول قرنتیان: ۶٬۸۳۰- دوم قرنتیان: ۴٬۴۷۷- غلاطیان: ۲٬۲۳۰- افسسیان: ۲٬۴۲۲- فیلیپیان: ۱٬۶۲۹- کولسیان: ۱٬۵۸۲- اول تسالونیکیان: ۱٬۴۸۱- دوم تسالونیکیان: ۸۲۳- اول تیموتائوس: ۱٬۵۹۱- دوم تیموتائوس: ۱٬۲۳۸- تیطس: ۶۵۹- فلیمون: ۳۳۵
- میانگین نامههای اصیل پولس: ۳٬۴۴۲ کلمه
- میانگین نامههای مورد تردیدِ پولس: ۱٬۳۸۶ کلمه
سایر نامههای عهد جدید:
- عبرانیان: ۴٬۹۵۳- یعقوب: ۱٬۷۴۲- اول پطرس: ۱٬۶۸۴- دوم پطرس: ۱٬۰۹۹- اول یوحنا: ۲٬۱۴۱- دوم یوحنا: ۲۴۵-سوم یوحنا: ۲۱۹- یهودا: ۴۶۱
این اعداد چند نکتهٔ جالب را نشان میدهند. با استثنای نامهٔ فلیمون، میانگین طول نامههای عهد جدید از میانگین نامههای دیگر نویسندگان همان دوره بیشتر است. با این حال، نکتهٔ مهم این است که نامههای قطعی و پذیرفتهشدهٔ پولس از نظر طول، حتی از برخی نامههای مورد تردید او هم طولانیتر هستند.
با وجود این، هیچکس؛ از جمله ارمن؛ در این تردید ندارد که پولس نامههایی مانند رومیان و اول قرنتیان را نوشته است، در حالی که هرکدام از این نامهها حدود ۷٬۰۰۰ کلمه دارند. این موضوع نشان میدهد که استدلال ارمن دربارهٔ طول نامهها، در نهایت چندان قوی نیست و بیشتر شبیه یک «ببر کاغذی» است.
میلیونها کارگر زحمتکش در شرایط رکود اقتصادی کنونی شغل خود را از دست دادهاند. اگر در محل کار شما قرار بود ۳۰ درصد نیروها تعدیل شوند و از شما خواسته میشد گزارشی به مدیریت ارائه دهید که در آن توضیح دهید چرا شغل شما ضروری است و چرا باید شما در آن موقعیت باقی بمانید، این کار را ساده و سرسری نمیگرفتید.
شما آن متن را مینوشتید، بارها میخواندید و ویرایش میکردید، و با دقت جملات و پاراگرافها را بازنویسی میکردید تا پیام خود را روشن و قانعکننده منتقل کنید. حتی احتمالاً از همسر یا یک دوست مورد اعتماد میخواستید آن را بخواند و نظر بدهد تا بتوانید نسخهٔ نهایی بهتری آماده کنید.
این کار را انجام میدادید، چون میخواستید شغل خود را حفظ کنید و همچنان توان پرداخت قسط خانه، هزینهٔ خودرو، خرید مایحتاج و پرداخت قبوض را داشته باشید. به بیان ساده، شما این گزارش را با دقت و وسواس تهیه میکردید، چون آیندهٔ مالی و سبک زندگیتان به آن وابسته بود.
کلیسای اولیهٔ مسیحی با موقعیتها و بحثهای الهیاتی مختلفی روبهرو بود. از نگاه آنها، این مسائل گاهی از خودِ زندگی هم مهمتر به نظر میرسید. برای نمونه، در اول قرنتیان پولس به مشکلی پاسخ میدهد که برخی از اعضای کلیسای قرنتس وجود زندگی پس از مرگ را انکار میکردند.
پولس در پاسخ میگوید اگر مردگان برنمیخیزند تا زندگی جاودان داشته باشند، پس مسیح هم از مردگان برنخاسته است. و اگر مسیح برنخاسته باشد، ایمان مسیحی بیارزش است و عزیزانی که پیشتر از دنیا رفتهاند برای همیشه از دست رفتهاند.
در واقع پولس حتی میگوید اگر رستاخیز آیندهای وجود نداشته باشد و این زندگی تنها چیزی باشد که داریم، پس بهتر است همین حالا خوش بگذرانیم، چون در مدت کوتاهی همه خواهیم مرد (اول قرنتیان ۱۵: ۱۲–۱۹، ۳۲).
نامههای عهد جدید برای سرگرمی یا تفنن نوشته نشده بودند و مانند بسیاری از نامههای سیسرون و آتیکوس، حاصل یک فعالیت ادبیِ آزاد و فراغتی نبودند. با توجه به اهمیت عمیق این نامهها برای نویسندگان و مخاطبانشان، نیاز بسیار بیشتری به استفاده از منشی وجود داشت تا متنها با دقت و بهصورت سنجیده تنظیم شوند.
میدانیم که پولس توانایی نوشتن داشت، زیرا در پایان برخی نامههایش با دست خودش امضا یا یادداشتهایی اضافه کرده است. پس این پرسش مطرح میشود: چرا او باید از منشی استفاده میکرد که فقط متن را از روی دیکته بنویسد، اما در ویرایش و تنظیم نهایی نقش نداشته باشد؟
بهویژه با توجه به این نکته که ــ همانطور که ارمن نیز بهدرستی اشاره میکند ــ پولس جزو نخبگان فکری و تحصیلکردهٔ جامعهٔ خود محسوب نمیشد (ص. ۱۳۵–۱۳۶).
یک دلیل دیگر نیز برای این دیدگاه وجود دارد که پولس احتمالاً میخواست منشیاش نقش بیشتری از صرفِ نوشتنِ تحت دیکته داشته باشد: به نظر میرسد پولس سخنران خوبی نبوده است. این نتیجه از اطلاعاتی بهدست میآید که در نامههای قطعی خود او آمده است.
در دوم قرنتیان ۱۱: ۶ پولس میپذیرد که در سخنوری «تجربه و مهارت لازم را ندارد» (همچنین نگاه کنید به اول قرنتیان ۲: ۱و۴). در دوم قرنتیان ۱۰: ۹–۱۱ نیز مینویسد:
«دربارهٔ او گفته میشود: “نامههایش سنگین و نیرومند است، اما حضور شخصیاش ضعیف و سخنرانیاش حقیر و بیارزش.” چنین کسی باید این را در نظر بگیرد: همانطور که در نامههایمان در غیاب خود سخن میگوییم، در حضور نیز همانگونه رفتار خواهیم کرد.»
نکتهٔ جالب اینجاست که در این بخش، لحن از حالت «من» دربارهٔ پولسِ سخنران ضعیف، به «ما» در مورد نویسندگان نامه تغییر میکند. این تغییر میتواند نشان دهد که بیش از یک نفر در فرایند نگارش نامهها نقش داشتهاند.
بنابراین، به نظر میرسد نقش منشی در نامههای پولس احتمالاً فراتر از صرفاً نوشتنِ دیکته بوده است.
در سومین و آخرین استدلال ارمن علیه این دیدگاه که منشیها نقش پررنگی در نامههای پولس داشتهاند، او میگوید شواهدی وجود دارد که در دوران باستان، نامههای کوتاه و قالبی مثل اسناد مالکیت یا رسیدهای فروش توسط منشیها نوشته میشدند. اما به گفتهٔ او، «هیچ مدرکی وجود ندارد» که نشان دهد به منشیها اجازه داده میشده آثار بلند، مفصل، استدلالی و پیچیدهای مانند اول پطرس یا افسسیان را بنویسند. (ص. ۱۳۷)
برای نمونه، ارمن دربارهٔ اول پطرس میگوید این نامه باید توسط فردی بسیار تحصیلکرده، یونانیزبان، و آشنا با فنون بلاغت یونانی نوشته شده باشد؛ کسی که بتواند با مهارت از متن یونانی عهد قدیم استفاده کند. به نظر او این ویژگیها با یک ماهیگیر ساده، بیسواد و آرامیزبان از روستایی در جلیل سازگار نیست و همچنین به نظر نمیرسد چنین متنی توسط یک منشی به نمایندگی از پطرس نوشته شده باشد. (صص. ۱۳۸–۱۳۹)
او همچنین استدلال میکند که بعید است پطرس فقط کلیات پیام خود را گفته باشد و سپس یک منشی متن کامل نامه را به نام او نوشته باشد؛ زیرا در این صورت، در واقع منشی نویسندهٔ واقعی خواهد بود، نه پطرس. علاوه بر این، به گفتهٔ ارمن، هیچ نمونهٔ مشابهی از چنین روشی در دنیای باستان در دست نیست. (ص. ۱۳۹)
اما باید به این نکته توجه کرد که خود ارمن نیز میپذیرد با توجه به طول نامههای عهد جدید، مقایسه آنها با نامههای معمولی یونانی-رومی چندان دقیق و تعیینکننده نیست. به بیان دیگر، این نوع نامهها لزوماً معیار مناسبی برای سنجش ماهیت نامههای بلند و الاهیاتی عهد جدید نیستند.
علاوه بر این، نوعی شباهت و الگو در دنیای باستان وجود دارد که به آزادی عمل تاریخنگار در بازسازی سخنرانیها مربوط میشود. در آن زمان، هنوز وسیلهای مانند ضبط صوت وجود نداشت؛ بنابراین تاریخنگاران هنگام نقل سخنان افراد، ناچار بودند بر اساس حافظه و گزارش شاهدان عینی، محتوای گفتار را بازسازی کنند.
با این حال، طبق گفتهٔ لوسیان، نویسندهٔ یونانی قرن دوم میلادی که تنها رسالهٔ باقیمانده دربارهٔ اصول نگارش تاریخ در آن دوره را نوشته است، تاریخنگار باید در انتقال محتوا دقیق باشد، اما در مرحلهٔ بیان و نگارش نهایی میتواند سبک ادبی و مهارت بلاغی خود را به کار گیرد و متن را بهصورت زیبا و هنرمندانه ارائه کند.
نتیجهگیری
کتاب «جعلی» (Forged) خواندنی و جذاب است. با وجود کاستیهایی که دارد، بهخوبی توانسته مسئلهٔ نویسندگی سنتی کتابهای عهد جدید را به شکلی ساده، قابلفهم و برای عموم مخاطبان مطرح کند.
با این حال، نگاه ارمن به نقش منشیان در نامههای پولس ضعیف و مسئلهدار است. اگر واقعاً منشیان در نگارش و بهویژه در ویرایش و تدوین نامههای نویسندگان سنتی عهد جدید نقش مهمی داشته باشند، بسیاری از استدلالهایی که علیه نویسندگی سنتی این آثار مطرح میشود، اعتبار خود را از دست میدهد.
در چنین حالتی، به تعبیر نویسنده، ارمن در نهایت با «دستی پر اما کیفی خالی» روبهرو میشود.
نوشتۀ مایک لیکونا: پژوهشگر تاریخ عهد جدید و از شناختهشدهترین مدافعان اندیشۀ مسیحی است. او سازمان Risen Jesus Ministry را تأسیس کرده که به بررسی تاریخی زندگی، مرگ و رستاخیز عیسی مسیح و دفاع عقلانی از ایمان مسیحی میپردازد.
ارجاعات بکار برده شده در این بخش از مقاله و بخشهای قبلی:
[1] Bart D. Ehrman, The New Testament: A Historical Introduction to the Early Christian Writings, fourth ed. (New York: Oxford University Press, 2008).
[2] Luke Timothy Johnson, The Writings of the New Testament, third ed. (Minneapolis: Fortress, 2010).
[3] Raymond E. Brown, An Introduction to the New Testament (New York: Doubleday, 1997).
[4] Andreas J. Köstenberger, L. Scott Kellum, and Charles L. Quarles, The Cradle, The Cross, and The Crown: An Introduction to the New Testament (Nashville: B&H, 2009).
[5] D.A. Carson and Douglas J. Moo, An Introduction to the New Testament, second edition (Grand Rapids: Zondervan, 2005).
[6] For a full accounting of the ancient lists of canonical literature, see Lee Martin McDonald, The Biblical Canon: Its Origin, Transmission, and Authority (Peabody, MA: Hendrickson, 2007), pp.445-51.
[7] For a comprehensive case that Paul regarded Jesus’ resurrection as an event that involved his physically transformed body, see Michael R. Licona, The Resurrection of Jesus: A New Historiographical Approach (Downers Grove: IVP Academic, 2010), pp.400-37.
[8] NASB. See also Romans 6:11; 7:6. John reports Jesus speaking of the resurrection of believers in both a present and future sense in John 5:25 and 28.
[9] English translation by Alfred John Church and William Jackson Brodribb (1876).
[10] See also The Martyrdom of Polycarp (c. AD 155-160); Tertullian, The Apology 50 (c. AD 200).
[11] Ehrman, The New Testament (2008), p.229; cf. p.221.
[12] See Ronald Mellor, The Roman Historians (New York: Routledge, 1999).
[13] Robert W. Yarbrough, ‘The Date of Papias: A Reassessment’, in Journal of the Evangelical Theological Society 26/2 (June 1983), pp.181-91.
[14] See the ‘Fragments of Papias’ in The Apostolic Fathers: Greek Texts and English Translations, third ed., Michael W. Holmes, ed. and transl. (Grand Rapids: Baker, 2007), pp.733-37.
[15] Ibid., pp.739-41.
[16] For a few examples, see R.T. France, Matthew: Evangelist and Teacher (Downers Grove: IVP, 1989), pp.53-60; Robert H. Gundry in Mark: A Commentary on His Apology for the Cross, Volume 2 (9-16) (Grand Rapids: Eerdmans, 1993), pp.1027-45; Craig S. Keener, Commentary on the Gospel of Matthew (Grand Rapids: Eerdmans, 1999), pp.38-41.
[17] I am grateful to Christopher Pelling for his assistance related to Plutarch.
[18] E. Randolph Richards, The Secretary in the Letters of Paul (Tübingen: J.C.B. Mohr, 1991).
[19] Richards has an updated and expanded version with which Ehrman does not interact or mention: E. Randolph Richards, Paul and First-Century Letter Writing: Secretaries, Composition and Collection (Downers Grove: IVP, 2004).
[20] Richards (2004), p.169.
[21] Josephus uses the Greek term sunergoi (‘co-workers’) for those who had helped him write the Jewish War. Richards (1991, p.153, note 108) cites a number of references in Paul’s letters where those he mentions with him may be regarded as sunergoi (1 Corinthians 1:1; 2 Corinthians 1:1; Philippians 1:1; Colossians 1:1; 1 Thessalonians 1:1; 2 Thessalonians 1:1; Philemon 1. cf. Galatians 1:1). I will add that Paul calls his traveling companions sunergoi in contexts where they may possibly be understood in a manner compatible with Josephus’ use (Romans 16:21; 2 Corinthians. 8:23; Philippians 2:25; Philemon 24; Colossians 4:11). We should keep in mind that Josephus was wealthy. However, this does not disqualify Paul’s sunergoi from serving in similar duties in the letter-writing process, although they may not have been skilled professionals.
[22] The figures for Cicero and Seneca are from Richards (2004), p.163.
[23] Numbers of Greek words in each of the New Testament literature is from BibleWorks 8.
[24] Lucian, ‘How to Write History’, 58.
دریافت لینک کوتاه این نوشته:
|
کپی شد! |