صعود پرشکوه عیسی به آسمان، ورود او به جلال ازلی خود
صعود پرشکوه عیسی به آسمان، ورود او به جلال ازلی خود
صعود عیسی به آسمان یک سفر فضایی نبود. در بسیاری از کتابهای کودکانهٔ انجیل، عیسی را میبینیم که روی ابری به سوی آسمان بالا میرود. اما صعود عیسی یک سفر فضایی نبود. در عید صعود، ما جشن میگیریم که عیسی به آسمان برده شد. بهجای «صعود عیسی»، بهتر است بگوییم «بهآسمانبردهشدن عیسی». لوقا مینویسد که عیسی از کوه زیتون به آسمان برده شد و ابری او را از دید شاگردانش پنهان کرد (اعمال رسولان ۱: ۹). لوقا میدانست که این فقط یک ابر معمولی نبود. این همان «ابری» است که در زمان موسی، خیمهٔ عبادت را دربر گرفته بود. خاخامهای یهود این ابر را «شخینای خدا» مینامند. شخینا همیشه به جایی مربوط میشود که حضور پرشکوه خدا آشکار میشود. در زمان حزقیال نیز ابرِ شخینا مدتی بر کوه زیتون قرار گرفت و سپس برای همیشه ناپدید شد (حزقیال ۱۱: ۲۳). در عید صعود، تاریخ دوباره تکرار میشود.
چهل روز پس از رستاخیزش، عیسی شاگردان خود را بر کوه زیتون جمع کرد. لوقا مینویسد: «آنگاه عیسی دستهای خود را بلند کرد و آنان را برکت داد. و هنگامی که ایشان را برکت میداد، از آنان جدا شد و به آسمان برده شد» (لوقا ۲۴: ۵۰-۵۱). عیسی در روز صعود وارد همان «ابر» یعنی شخینا شد که شش ماه پیشتر همراه موسی و ایلیا وارد آن شده بود: «ابری آمد [شخینا] و آنان [عیسی، موسی و ایلیا] را دربر گرفت. شاگردان ترسیدند هنگامی که آنان [عیسی، موسی و ایلیا] وارد ابر شدند» (لوقا ۹: ۳۴). وقتی عیسی همراه موسی و ایلیا وارد شخینا شد، آنان نیز از دید شاگردان پنهان شدند. این پیشنماییِ صعود عیسی بود. آن زمان صدایی از درون «ابر» شنیده شد که میگفت: «این است پسر محبوب من، به او گوش دهید!» وقتی صدا خاموش شد، عیسی دوباره تنها بود. اما پس از صعود عیسی، ماجرا طور دیگری ادامه یافت. لوقا مینویسد: «در حالی که عیسی از آنان دور میشد و آنان هنوز به آسمان خیره شده بودند، ناگهان دو مرد با لباسهای سفید کنارشان ایستادند. آنان گفتند: “ای مردان جلیلی، چرا ایستادهاید و به آسمان نگاه میکنید؟ همین عیسی که از میان شما به آسمان برده شد، همانگونه بازخواهد گشت که دیدید به آسمان رفت”» (اعمال رسولان ۱: ۱۰-۱۱). لوقا انجیل خود را اینگونه پایان میدهد: «آنان او را پرستش کردند و با شادی بسیار به اورشلیم بازگشتند. و پیوسته در معبد بودند و خدا را ستایش میکردند» (لوقا ۲۴: ۵۲).
روزی عیسی دوباره بر همان کوه زیتون بازخواهد گشت. زکریا دربارهٔ بازگشت دوبارهٔ عیسی چنین پیشگویی کرد: «روزی خواهد آمد که خداوند دخالت خواهد کرد. (…) در آن روز، پاهای او بر کوه زیتون خواهد ایستاد؛ همان کوهی که در شرق اورشلیم قرار دارد. آنگاه کوه زیتون از شرق تا غرب به دو نیم خواهد شد. (…) و خداوند پادشاه تمام زمین خواهد شد. در آن روز، خداوند یگانه خواهد بود و نام او یگانه نام» (زکریا ۱۴: ۱، ۴ و ۹). ما نیز همراه با همهٔ ایمانداران به عیسی، در انتظار بازگشت او هستیم و فریاد میزنیم: «آمین، بله، بیا ای عیسیِ خداوند!» (مکاشفه ۲۱: ۲۰).
برگرفته از کتاب: De Muizenval
نوشته کشیش ویلکین فان د کامپ
دریافت لینک کوتاه این نوشته:
|
کپی شد! |