کتاب مراقبت شبانی بخش ۳: شبان، تعلیم و پند و اندرز دادن، فصل ۱۴-اشخاص بیش از حد خاموش و اشخاص پرحرف
بخش ۳: شبان، تعلیم و پند و اندرز دادن، فصل ۱۴
اشخاص بیش از حد خاموش و اشخاص پرحرف
کسانی که بیش از اندازه خاموش هستند باید آموخته شوند که ممکن است از برخی رذیلتها دوری کنند، اما در همان حال به بدیهای بزرگتری گرفتار شوند. مهاری که بر زبان نهاده میشود، گاه میتواند به پرگویی خطرناکتری در دل بینجامد، و افکاری که به سبب سکوتی نابخردانه به زور پنهان نگاه داشته میشوند، در ذهن بیشتر به جوشش درمیآیند. هنگامی که کسی سخنان نسنجیدهٔ دیگران را میشنود، ممکن است به تحقیر متکبرانهٔ آنان کشیده شود، زیرا اندیشههای بدِ خودش از امکان انتقاد پنهان ماندهاند. او به ضعفهای خود نمیاندیشد، و دیگران را آزادانهتر متهم میکند، چون آنان را در نهان متهم میسازد.
بیش از حد خاموشان باید بیاموزند که نه تنها به ظاهر بیرونی خود، بلکه به وضعیت درونی خویش نیز توجه کنند، و از داوری پنهان افکارشان بیشتر بترسند تا از انتقاد همسایگان نسبت به سخنانشان. نوشته شده است: (امثال ۵: ۱). هیچ چیز سرکشتر از دل انسان نیست؛ زیرا با افکار بد از دسترس ما میگریزد. اما هنگامی که اندیشه تحت نگهبانی درست قرار گیرد، دل باز یافته میشود و به خانهٔ خود بازگردانده میشود.
وقتی خاموشان دچار بیعدالتی میشوند، معمولاً درد شدیدتری را تجربه میکنند، زیرا دربارهٔ آنچه تحمل میکنند سخن نمیگویند. هنگامی که رنجها با آرامش بیان شوند، درد آنها فروکش میکند. زخمهای بسته بیش از همه ما را عذاب میدهند؛ اما وقتی چرک بیرون ریخته شود، درد برای درمان گشوده میشود. خاموش ماندن بیش از آنچه مصلحت است، تنها شدت درد را بیشتر میکند.
خاموشان باید بیاموزند که اگر دلیلی موجه برای شکایت داریم، خودداری از سخن گفتن با همسایهمان نشانهٔ محبت نیست. داروی اصلاحِ درست، هر دو طرف را درمان میکند: هم رفتار نادرستِ فرد خطاکار مهار میشود، و هم دردِ کسی که آسیب دیده کاهش مییابد. کسانی که خطای همسایهٔ خود را میبینند و چیزی نمیگویند، از دادن دارویی که بدان نیاز دارد خودداری میکنند. آنان به عاملان مرگ تبدیل میشوند، زیرا زهری را که میتوانستند درمان کنند، بیرون نمیکشند.
باید زبان را با خرد مهار کرد، اما نه آنکه کاملاً بست. نوشته شده است: (سیراخ ۲۰: ۷). خرد لازم است تا نه بیهوده و نسنجیده سخن بگوییم، و نه از روی سستی، زمانی که سخن ما سودمند است، خاموش بمانیم. مزمورنویس میگوید: (مزمور ۱۴۰: ۳). او دیواری بر لبهایش نمیخواهد؛ بلکه دری میخواهد که در زمان مناسب باز و بسته شود.
پرگویان باید آموخته شوند که فراوانی سخن بهآسانی به گناه میانجامد. اندیشههای ذهن را میتوان به جریان آب تشبیه کرد. آب باید در بلندیها گرد آورده شود، و هنگامی که رها گردد، فرو میریزد و در پستترین جاها پراکنده میشود. سخنان بیهوده همچون جویبارهایی هستند که ذهن را پراکنده میکنند و آن را از خویشتن خویش دور میسازند.
هنگامی که ذهن بر اثر سخن گفتن بیش از حد پراکنده شود، دیگر نمیتواند به حجرهٔ درونی تأمل بازگردد، و خود را در برابر زخمهای بسیار دشمن میگشاید. نوشته شده است: (امثال ۲۵: ۲۸). ذهنی که با دیوار سکوت محافظت نشود، خود را در برابر تیرهای دشمن آشکار میکند. ذهنِ سست و پرگو معمولاً یکباره به بیعدالتی سقوط نمیکند، بلکه اندکاندک به گناه فرو میغلتد. هنگامی که از نگهبانی خود در برابر سخنان بیهوده غفلت میکنیم، بهزودی به سخنان زیانبار نیز کشیده میشویم.
در آغاز، از آن لذت میبریم که آزادانه دربارهٔ کارهای دیگران سخن بگوییم. سپس کمکم آنان را با بدگویی میجویم. و سرانجام به تهمت آشکار میرسیم؛ نزاعها پدید میآیند، دشمنیها شعلهور میشوند، و آرامش دلهای بسیار خاموش میگردد. از طریق سلیمان گفته شده است: (امثال ۱۷: ۱۳). کسی که آب را از راه سخنان بیهوده رها میکند، نزاع را شعلهور میسازد. و باز سلیمان میگوید: (امثال ۱۰: ۱۹). چنانکه یعقوبِ مقدس میگوید: (یعقوب ۳: ۶ و ۸)، و تعلیم میدهد: (یعقوب ۱: ۱۹). خودِ حقیقت نیز همین هشدار را داده است: (متی ۱۲: ۳۶). بیایید این سخنان را بهخوبی بسنجیم و به یاد آوریم که چه مجازاتی در انتظار گناهِ سخنان زیانبار است.
دریافت لینک کوتاه این نوشته:
|
کپی شد! |