سؤالات رایج

مختصری در مورد ارمنی‌های جهان

5/5 - (1 امتیاز)

مختصری در مورد ارمنی‌های جهان

جامعۀ ارمنی ایران قرن‌هاست در ایران زندگی می‌کند (به‌ویژه از دورۀ صفوی). بنابراین وقتی مردم ایران «مسیحی» می‌دیدند، معمولاً اولین و بزرگ‌ترین گروه قابل مشاهده، ارمنی‌ها بودند و از همان زمان این سوءتفاهم در میان ملت ما به وجود آمده که مسیحی یعنی ارمنی!

قوم ارمنی یکی از قدیمی‌ترین اقوام ساکن در منطقه فلات ارمنستان است که تاریخ آن به هزاران سال پیش بازمی‌گردد. بعضی حدس می‌زنند که باغ عدن در حوالی سرچشمه‌های دجله و فرات، یعنی ناحیه‌ای نزدیک به ارمنستان و قفقاز بوده است. دلیل این حدس این است که در کتاب پیدایش از رودهای دجله و فرات نام برده می‌شود و سرچشمه‌های این دو رود در شمال بین‌النهرین و نواحی نزدیک به آن قرار دارند. اما باید توجه داشت که نظر رایج‌تر آن است که منطقۀ عدن در محدودۀ گسترده‌تر بین‌النهرین دانسته شود و نه لزوماً خودِ ارمنستان به طور قطع.

اولین اشارۀ تلویحی به منطقۀ جغرافیایی ارمنستان، در واقعۀ طوفان نوح در کتاب پیدایش ۸: ۴ می‌باشد که کشتی نوح پس از فروکش کردن آبها، بر کوه‌های آرارات نشست.
در متون کهن ارمنی، قوم ارمنی را یکی از نوادگان نوح  و از دودمان پسر نوح یعنی یافث دانسته‌اند.
پس از سقوط اورارتو، اقوام ارمنی به‌تدریج هویت مستقل خود را شکل دادند.مردم ارمنی یک گروه قومی کهن و بومی در غرب آسیا هستند. شمار ارمنی‌ها (ارمنی: հայեր) در جهان حدود ۱۱ تا ۱۶ میلیون نفر برآورد شده است. هم‌اکنون حدود ۳ میلیون نفر از ارمنی‌ها در کشور ارمنستان زندگی می‌کنند؛ باقی این جمعیت نیز در سایر کشورهای جهان پراکنده‌اند و جامعه ارمنی‌های پراکنده را تشکیل می‌دهند.

خاستگاه

دیدگاه نخست چنین است که این قوم در اثر ادغام تدریجی اقوام مهاجر هند و اروپایی (قوم آرمن) با اقوام بومی قدیمی‌تر ساکن در فلات ارمنستان مانند:هوری، اورارتویی، لوویان و هایاسا به‌وجود آمده‌است. بر پایۀ دیدگاه دیگر ارمنیان از آغاز در موطن اصلی خود فلات ارمنستان می‌زیستند لیکن از ادغام اقوام گوناگون پدید آمده‌اند. ارمنیان خود را «های» و کشورشان را هایک یا «هایاستان» می‌نامند.

در مورد پیدایش و نام ارمنی‌ها، موسس خورناتسی در کتاب خود این‌گونه می‌نویسد که:

«ملت ارمنی بخاطر نام هایک، سردودمان ارمنی‌ها، خود را «های» می‌نامد اما نامی که دیگر اقوام بر آنان بکار می‌برند یعنی «آرمن» یا «ارمن» از نام «آرام» یکی از اخلاف هایک اخذ گردیده‌ است. از این رو اقوام همجوار کشو ما را به نام او می‌نامند. سورن یرمیان تاریخ‌نگار ارمنی نام «خای» را به سرزمین مشتمل بر استان‌های «هایک بزرگ و هایک کوچک» منتسب می‌کنند که در سنگ‌نبشته‌های «هیتی» به صورت «هایاسا یا خایاشا» آمده‌است».

در متون کهن ارمنی، هایک را یکی از نوادگان نوح و از دودمان یافث دانسته‌اند. در کتاب موسس خورناتسی آمده‌است که هایک پس از کشتن بل و در هم شکستن سپاه وی در محل نبرد، ملکی بنا کرد و آن را «هایخ» نامید. از این رو تا زمان موسس خورناتسی (سده ۵ میلادی) نیز این ناحیه «هایوتس – دزور» نامیده می‌شد. هایوتس در زبان ارمنی به مفهوم «ارمنیان» و دزور به معنای «درّه» است.

تنی چند از دانشمندان نام «های» را با واژه «هاتی» که نام حتیان بوده مربوط دانسته‌اند. پیوتروفسکی این نظریه را مستدل و استوار دانسته‌ است. پاتکانوف بر آن بود که «های» در آغاز نام قومی جداگانه بوده که بر دیگر اقوام مجاور برتری داشته و نام خود را به همه آن‌ها داده‌ است. در آسیای صغیر به هنگام کاوش‌های باستان‌شناسی در ناحیه هتوشش تختگاه کهن دولت حتیان، کتیبه‌ای متعلق به هزاره دوم قبل از میلاد کشف شده و این قدیم‌ترین منابعی است که در آن از کشور هایاسا و مردم آن یاد شده‌است. با کشف کتیبه «حِتی» سده ۱۴ پیش از میلاد معلوم شد که سرزمین شمال غرب ارمنستان، هایاسا نام داشته‌است. «کاپانتسیان» یادآور شده که (سا) و (شا) در زبان‌های اقوام آسیای صغیر صورت پسوندی را داشته که مشخص‌کننده نام سرزمین و محل معینی بوده‌ است. چنین نتیجه‌ای حاصل شده‌ است که وجود دو قوم در تشکیل مردم ارمنستان مؤثر بوده‌ است که یکی از آن‌ها ساکن ارمنستان شرقی و شامل اتحاد قومی «ارمنیا» و دیگری ساکن ارمنستان غربی و شامل اتحاد قومی «هایاسا» بوده‌است.

یعقوبی در تاریخ یعقوبی مردم ارمنستان را از قوم ارمن معرفی می‌کند. یعقوبی می‌نویسد:

«فرزندان عامور بن ثوبل بن یافث بن نوح به طرف چپ خاور بیرون شدند و جمعی از آنها؛ یعنی فرزندان ناعوما از ناحیه جربی به سمت شمال رفتند و در شهرها پراکنده شده و چندین امت شدند به نام‌های: برجان، دیلم، تبر، طیلسان، جیلان، فیلان، الان، خزر، دودانیه و ارمن».

قدیمی‌ترین سندی که نام ارمنستان در آن آمده‌ است سنگ نوشته‌ای هخامنشی مربوط به قرن ششم قبل از میلاد از دوران داریوش اول است. در این سنگ نوشته که به سه زبان پارسی باستان، ایلامی، و اکدی (Akkadian) نگاشته شده از این سرزمین به ترتیب به نامهای آرمینا (فارسی)، اوراشتو (اکدی)، و هارمینویا (ایلامی) یاد شده‌است. همچنین در آثار یونانیان از جمله گزنفون و هکاتئوس مربوط به قرن پنجم قبل از میلاد نام ارمنستان ذکر شده‌است.

ارمنی‌ها در سایر نقاط جهان

جماعت ارمنی‌های پراکنده (یا دیاسپورای ارمنی) و یا به ارمنی اسپیورکاهایوتیون սփյուռքահայություն و به انگلیسی Spiurkahayutiun جوامع ارمنیِ ساکن در خارج از ارمنستان و قره‌باغ (آرتساخ) را به‌وجود آورده ‌است. جمعیت ارمنی ساکن در سراسر جهان حدود ۱۱,۰۰۰,۰۰۰ تا ۱۶,۰۰۰,۰۰۰ نفر تخمین زده می‌شود، اما تنها حدود ۲,۹۹۸,۶۰۰ نفر آن‌ها در ارمنستان و حدود ۱۴۰,۰۰۰ نفر نیز در قره‌باغ و حدود ۱۲۰,۰۰۰ نفر هم در جاواختی ساکنند [لطفاً توجه داشته باشید که این متن پیش از شکست ارمنستان در نبرد با آذربایجان و تخلیۀ اجباری ارامنۀ قره‌باغ (آرتساخ) تهیه شده است].

جمعیت دیاسپورای ارمنی با بیشترین میزان جمعیتش در روسیه، ایالات متحده، فرانسه، آرژانتین، اوکراین، لبنان، سوریه، ایران و گرجستان حدود ۸ میلیون نفر تخمین زده می‌شود. در واقع کمتر از یک سوم جمعیت ارمنیان جهان در ارمنستان زندگی می‌کنند.

فرهنگ ارمنی

فرهنگ ارمنی به ارمنیՀայկական մշակույթ  بر پایه فرهنگ اقوام و طوایف از دیرباز ساکن در سرزمین کوهستانی ارمنستان رشد و تکامل یافته‌است؛ لذا در تکوین و رشد این فرهنگ نقش فرهنگ اورارتوها نقشی بسزا و بزرگ است. بخش‌های زیادی از فرهنگ ارمنستان براساس جغرافیا، ادب و هنر و موسیقی ارمنی پایه‌گذاری شده‌است. ارمنیان خود برای زبانشان نام‌های «هایِرن» و «آشخارابار» یا «آشخاری» را بکار می‌برند. البته نام «آشخاری» بیشتر از سوی ادیبان بکار می‌رود.

تاریخ مختصر ارمنستان

در زمان دودمان یرواندونی روند تشکیل ملت ارمنی به مرحله پایانی خود رسید. پس از لشکرکشی اسکندر مقدونی و پایه‌گذاری حکومت سلوکی، آرتاشس اول پادشاه ارمنستان بر آنان شوریده و پادشاه ارمنستان بزرگ را در صده اول قبل از میلاد بنیان نهاد که در زمان تیگران بزرگ به اوج قدرت خود رسید.

در زمان سلسله اشکانیِ ارمنستان تحولات جدیدی به وقوع پیوست. به سال ۳۰۱ میلادی ارمنستان به عنوان اولین کشور در تاریخ، مسیحیت را به عنوان دین رسمی حکومت خود پذیرفتند، در این هنگام جمعیت آنان به ۴ میلیون نفر بالغ می‌گردید و وسعت ارمنستان بزرگ به ۳۱۲ هزار کیلومتر مربع می‌رسید. پس از فروپاشی پادشاهی اشکانی ارمنستان با مبارزات آزادیبخش خود در برابر ساسانیان و امپراتوری رم شرقی و آنگاه حکومت اعراب توانستند هویت ملی و معنوی-فرهنگی خود را نگهدارند. در سال ۴۰۵ میلادی الفبای ارمنی ابداع شده باعث استواری هر چه بیشتر فرهنگی و معنوی گردید که در شرایط غیبت حکومت ملی توانست در یکپارچگی آنان سهیم گردد.

پس از پیکار و شورش‌های بی‌امان آزادیبخش مردم در برابر چیرگان خارجی حکومت متحد ارمنیان بدست دودمان باگراتونی بنیان نهاده شد. پس از چندی حکومت‌های دیگری نیز تأسیس یافت مانند حکومت آرزرونی که به سال ۱۰۲۱ میلادی بدست بیزانس منقرض گردید. در اثر ستم‌های حکومت‌های بیزانس، اعراب و سپس در اثر تاخت و تازهای ترکان سلجوقی، ارمنی‌های بسیاری از سرزمین خود کوچ نموده به کشورهای دیگر رفتند. یکی از مهم‌ترین آن‌ها کیلیکیه در کنار دریای مدیترانه بود و در آنجا آنان توانستند حکومتی مستقل تأسیس نمایند که به پادشاهی ارمنی کیلیکیه یا «ارمنستان کوچک» شهرت یافت.

در زمان تقویت گرجستان (سده‌های ۱۲ و ۱۳ میلادی) بخش‌های شمالی و مرکزی ارمنستان از دست سلجوقیان آزاد شده به سرکردگی ارمنستان زاکارید حکومت ارمنستان احیاء شد. مهاجرت ارمنی‌ها و رکود اقتصادی و فرهنگی آنان در زمان لشکرکشی تاتارها و مغولان و تاخت تازهای تیمور لنگ و طوائف آق‌قویونلو و قره قویونلو (سده‌های ۱۴ و ۱۵ میلادی) برای ارمنستان اسفناک بود. در سده ۱۶ میلادی ارمنستان تحت سیطره امپراتوری عثمانی و صفویان ایران قرار گرفت. روسیه تزاری بسال ۱۸۲۸ میلادی ارمنستان شرقی را به تصرف خود درآورد. بدین سان ارمنی‌ها در زیر سه حکومت روسیه، عثمانی و ایران قرار گرفتند. حکومت سلطان عثمانی با سیاست ضد ارمنی خود دست به کشتارهای توده‌ای در ارمنستان غربی زده از ۱۸۹۴ تا ۱۸۹۶ میلادی بیش از ۳۰۰ هزار نفر را قتل‌عام کردند.

مبارزۀ ارمنی‌ها در رهایی از دولت عثمانی آغاز گردید و مسئله ارمنی در محافل حکومتی و سیاسی اروپا مطرح شد. آنان گهگاه در اثر ضرورت از این مسئله به عنوان حربه‌ای در برابر سلطان عثمانی استفاده نمودند. در سال ۱۹۱۵ حکومت ترکان جوان دست به نخستین نسل‌کشی سده بیستم میلادی زده بیش از یک و نیم میلیون ارمنی را در ارمنستان غربی به کام نیستی فرستاد.

در اثر مبارزات ارمنی‌ها آنان موفق شدند پس از نبرد سارداراباد و نبرد قره کلیسا به سال ۱۹۱۸ میلادی پس از پنج سده حکومت خود را احیاء نمایند. در مدت حدود دو سال اولین جمهوری ارمنستان در بخش کوچکی از ارمنستان باستان تأسیس شد. بر اساس معاهده سور ترکیه مکلف شد شش ولایت ارمنی را به جمهوری ارمنستان بازپس دهد، لیکن با قدرت رسیدن کمال آتاتورک این امر جامه عمل نپوشید. از سویی دیگر قسمتی از آرتساخ و تمامی خاک نخجوان و آخالکالاکی در تصرف جمهوری‌های آذربایجان و گرجستان شوروی باقی ماند. از سال ۱۹۲۰ حکومت سوسیالیستی ارمنستان شوروی جانشین آن گردید. پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی؛ جمهوری ارمنستان در تاریخ ۲۱ سپتامبر ۱۹۹۱ اعلام گردید.

تاریخچه مختصر ارمنی‌ها در ایران

بسیاری از مناطق آذربایجان از دیرباز محل سکونت ارمنی‌ها بوده‌است. وجود یکصد و هشتاد و هفت کلیسا و کلیسای کوچک (دَیر) ارمنی در نقاط مختلف آذربایجان، مانند قره کلیسا در چالدران (دوره صفوی)، کلیسای استفانوس مقدس در جلفای ارس (سده نهم میلادی)، کلیسای زور زور  در چالدران (دوره صفوی)، کلیسای مریم‌مقدس دره‌شام (سدۀ شانزدهم میلادی) و کلیسای موجومبار نشانه‌هایی از حضور ارمنی‌ها در این منطقه است.

سال‌ها پیش از آنکه شاه عباس بزرگ، ارمنی‌ها را به داخل فلات ایران کوچ دهد، بازرگانان ارمنی از طریق شیراز و بندرعباس با هندوستان داد و ستد داشتند. “هایک عجمیان“، محقق نام آشنای ارمنی، شش دهه پیش در قبرستان ارمنی‌های شیراز در باباکوهی، سنگ مزارهایی از ارمنی‌ها یافت که تاریخ ۱۵۵۰ میلادی داشتند. این امر نشان می‌دهد که حداقل پنجاه سال پیش از مهاجرت اجباری بزرگ ارمنی‌ها، بازرگانان ارمنی در شیراز مستقر بوده و کلیسا و خانه‌هایی داشتند.

در سال ۹۹۹ ه‍.ق به موجب پیمان منعقده میان نمایندگان شاه عباس صفوی و سلطان مراد سوم خلیفۀ عثمانی، تبریز، باختر ایران و ارمنستان، شکی، شروان، گرجستان و قره باغ ارمنستان تحت سیطرۀ دولت عثمانی درآمد. در سال ۱۰۱۳ ه‍.ق شاه عباس بخش اعظمی از آذربایجان، ارمنستان و قره‌باغ را از عثمانیان بازپس گرفت ولی به محض اطلاع از حرکت سردار عثمانی از شروان بسوی قارص، ساحل جنوبی رودخانۀ ارس عقب‌نشینی کرد و دستور داد ارمنی‌هایی که در مسیر حرکت سپاهیان عثمانی اسکان داشتند، خانه و کاشانۀ خود را رها و به این منطقه کوچانده شوند. طبق فرمان شاه عباس ارمنی‌های جلفای نخجوان به اصفهان کوچانده و ابتدا در شمس‌آباد اصفهان سکنی گزیدند و به مرور زمان جلفای اصفهان را بنا نهادند.

آراکل داوریژتسی توصیف کاملی از وقایع این دوران را به شرح ذیل بازگو کرده‌ است:

«پس از خروج از ایروان، شاه عباس دستور داد سپاهیانش عقب‌نشینی کنند و تمامی شهرها و روستاهای سر راهشان را تا مرزهای ایران ویران سازند تا به این ترتیب مانع از تعقیب سریع سپاهیان عثمانی شوند. آن‌ها به هر شهر و روستایی که می‌رسیدند خانه‌ها را ویران می‌کردند، مزارع را آتش می‌زدند، دام‌ها را هلاک می‌ساختند و ساکنان آنجا را وادار به ترک خانه‌هایشان می‌کردند و آنان را کوچ می‌دادند. هر کس در مقابلشان ایستادگی می‌کرد و حاضر به رفتن نمی‌شد یا اینکه توان رفتن نداشت محکوم به مرگ بود. بدین ترتیب، سپاهیان شاه عباس اکثر شهرها و روستاهای ارمنی‌نشین واقع در دشت آرارات را ویران کردند و سکنۀ آن مناطق را به مقصد ایران با خود همراه ساختند.
هنگامی که این جمعیت به واغارشاپات رسیدند به شاه عباس خبر رسید که دسته‌ای از سپاهیان عثمانی در حال نزدیک شدن به آنان هستند. شاه عباس که می‌دانست با این جمعیت انبوه از مردم بی‌دفاع نخواهد توانست در برابر این سپاهیان بایستد و بجنگد به سرداران لشکرش دستور داد که دسته‌های مردم را با سرعت بیشتری حرکت دهند؛ بنابراین، آن تعداد از جمعیت که قادر به حرکت نبودند، از جمله پیران و بیماران و کودکان، ناگزیر ماندند و پر واضح است که به چه سرنوشتی گرفتار آمدند. بالاخره، شاه عباس به همراه جمعیت مهاجر ارمنی به جلفا رسید. اکنون باید از رودخانۀ ارس عبور می‌کردند. دوباره به شاه عباس خبر دادند که سپاه عثمانی به نخجوان رسیده‌است. با شنیدن این خبر شاه عباس که می‌دانست فرصت زیادی ندارد به سپاهیان خود دستور داد تا مردم را وادار به عبور هر چه سریع‌تر از رودخانه کنند. رودخانه خروشان بود و خطرناک و مردم یا باید عبور می‌کردند یا در آنجا منتظر رسیدن قشون عثمانی می‌ماندند که در آن صورت مرگشان حتمی بود. به ناچار عبور از رودخانه را انتخاب کردند».

از حدود سیصد و پنجاه هزار تن از ارمنیان به تعداد سیصد هزار تن از آنان در رودخانه غرق شدند. اگر چه شاه عباس بخش اعظمی از ساکنان ارمنی شهرها و روستاهای ارمنستان را به ایران کوچ داد، اما این بدان معنا نبود که این سرزمین‌ها خالی از سکنه شدند. هنوز بسیاری از ارمنی‌ها در شهرها و روستاهای این نواحی سکونت داشتند که از آن پس تا نیمۀ اول سدۀ نوزدهم زندگی آن‌ها کم و بیش دستخوش حوادث و تهاجم‌های ناگوار است. به علت ناسازگاری اوضاع اقلیمی گیلان با طبیعت ارمنی‌ها، تعداد بسیاری از ارمنی‌های گیلان درگذشتند. ارمنی‌های مازندران بیشتر در فرح‌آباد سکونت گزیدند. ارمنی‌های ساکن در نواحی روستایی به کشاورزی، دامداری و باغداری و ارمنی‌های جلفا به داد و ستد اشتغال یافتند. به موجب اعتماد خاصی که شاه عباس به تجار ارمنی داشت، آنان را جهت صدور ابریشم که در اختیار خودِ شاه بود به خدمت گرفت. پس از درگذشت شاه عباس اوضاع ارمنی‌ها دگرگون شد. جانشینان شاه عباس به آزار و اذیت تجار ارمنی پرداختند و مالیات‌های بسیار سنگینی به دارایی‌های آنان بستند.

در دوران حکومت نادرشاه هم ارمنی‌ها از شرایط مساعدی بهره‌مند نبودند، به عنوان مثال، ناچار بودند سالیانه ۶۰,۵۰۰  نادری به حکومت غرامت بپردازند و بدین ترتیب بدنبال اعمالِ عُمال نادرشاه، برخی از ارمنی‌ها به هندوستان، هندوچین و جاوه مهاجرت کردند. در برخی از نواحی ایران، ارمنی‌ها حق نداشتند سواره وارد شهر شوند و فقط می‌توانستند به مشاغلی چون زرگری، نجاری، تجارت و تهیۀ شراب اشتغال یابند.

در دوران قاجار، تحولاتی در اوضاع ارمنی‌های ایران حادث شد و به دنبال خدمات آنان در دوران مشروطیت، آنان سرانجام حقوق یک شهروند ایرانی که سال‌ها از آن محروم بودند را یافتند.

* اطلاعات آماری در بارۀ جمعیت ارمنی‌های جهان:

جمعیت ارمنستان حدود ۳ میلیون نفر است.
امروزه ارمنی‌ها علاوه بر کشور ارمنستان، در بسیاری از کشورهای جهان به‌صورت پراکنده زندگی می‌کنند.
جمعیت ارمنی ساکن در سراسر جهان حدود ۱۱,۰۰۰,۰۰۰ الی ۱۶,۰۰۰,۰۰۰ نفر تخمین زده می‌شود، اما تنها حدود ۲,۹۹۸,۶۰۰ نفر آن‌ها در ارمنستان و حدود ۱۴۰,۰۰۰ نفر نیز در قره‌باغ (آرتساخ) بودند که به ارمنستان پناه آوردند و حدود ۱۲۰,۰۰۰ نفر هم در جاواختی ساکنند.
* جمعیت ارمنی‌های خارج از ارمنستان:

تخمین زده می‌شود که حدود ۷ تا ۱۰ میلیون ارمنی در خارج از ارمنستان زندگی می‌کنند.
مهم‌ترین کشورهایی که ارامنه در خارج از ارمنستان در آنها سکونت دارند و جمعیت آنان:

  • روسیه:  حدود ۱.۵ تا ۲.۵ میلیون
  • ایالات متحده آمریکا:  حدود ۱ تا ۱.۵ میلیون
  • فرانسه:  حدود ۴۰۰ تا ۶۰۰ هزار
  • ایران:  حدود ۱۰۰ تا ۲۰۰ هزار
  • لبنان:  حدود ۱۵۰ تا ۲۰۰ هزار
  • سوریه:  (قبل از جنگ) حدود ۱۰۰ هزار
  • آرژانتین: حدود ۱۶۰ هزار نفر
  • کانادا: حدود ۱۰۰ هزار نفر

مذهب در ارمنستان:
براساس آخرین آمار بروزرسانی شده توسط سازمان Operation world، ارمنستان دارای حدود ۲ میلیون و ۸۰۰ هزار نفر مسیحی، ۱۵۰ هزار نفر غیرمذهبی، ۳ هزار نفر مسلمان، ۲۰۰ نفر بهایی و۵۰۰ نفر یهودی است.
تعداد اعضای کلیساها در این کشور به شرح زیر است:
–  کلیسای رسولی (حواری) ارمنستان ۱,۴۱۷,۵۸۲ نفر
–  کلیسای کاتولیک حدود ۱۲ هزار نفر
–  کلیساهای پنتیکاستی و کاریزماتیک روی هم رفته حدود ۱۵۰ تا ۲۱۰ هزار نفر
–  کلیسای ارتدوکس روسی حدود ۶ هزار نفر
–  کلیسای پرزبیتری ارمنستان حدود ۳۰۰۰ نفر
–  کلیسای تعمیدی یا باپتیست حدود ۹۰۰۰ نفر
لازم به ذکر است که در حال حاضر حدود ۹.3 درصد از جمعیت ارمنستان یعنی حدود ۲۵۰ تا ۳۰۰ هزار نفر از جمعیت ارمنستان را مسیحیان بشارتی (اونجلیکال) تشکیل می‌دهند (که شامل کلیساهایی چون پنتیکاستی، کاریزماتیک، پرزبیتری و باپتیست است). بدعت‌ شاهدان یهوه حدود ۲۰۰۰ نفر و مورمونها حدود ۱۵۰۰ نفر می‌باشند.

کاری پژوهشی از کشیش ورژ باباخانیان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
x  Powerful Protection for WordPress, from Shield Security
This Site Is Protected By
Shield Security