دفاعیات ایمان

آیا فرمان خدا به ابراهیم مبنی بر قربانی کردن اسحاق اقدامی غیرانسانی نبود که در آینده می‌توانست موجب اختلال تربیتی در او شود؟

5/5 - (1 امتیاز)

آیا فرمان خدا به ابراهیم مبنی بر قربانی کردن اسحاق اقدامی غیرانسانی نبود که در آینده می‌توانست موجب اختلال تربیتی در او شود؟

پاسخ صریح به این پرسش، خیر است.

شرح دقیق این رویداد در پیدایش ۲۲:‏ ۱ تا ۱۹ آمده است. این موضوع از اهمیت بسیاری برخوردار است و لازم است متن این آیه‌ها با دقت بررسی شود.

در این متن، چند حقیقت مهم ذکر شده که در ادامه، به‌صورت مرحله‌به‌مرحله و با جزئیات به آن‌ها می‌پردازیم:

۱- نخست آنکه، در آیات ۱ و ۲ می‌خوانیم شخصی که خدا او را امتحان کرد، ابراهیم بود، نه اسحاق:
«و خدا ابراهیم را امتحان کرده، بدو گفت: “ای ابراهیم!” عرض کرد: “لبیک.” گفت: “اکنون پسر خود را، که یگانۀ توست و او را دوست می‌داری، یعنی اسحاق را بردار و به زمین موریا برو، و او را در آنجا بر یکی از کوه‌هایی که به تو نشان می‌دهم، برای قربانی سوختنی بگذران.”»

۲- دوم آنکه، باید به سخنی که ابراهیم به خادمان خود در پای کوه موریا گفت، توجه کنیم. او به آنان فرمود:
«شما در اینجا نزد الاغ بمانید، تا من با پسر بدانجا رویم و عبادت کرده، نزد شما بازآییم».

توجه داشته باشید که ابراهیم این سخن را در حضور خادمانش و نیز اسحاق بر زبان آورد. بنابراین، اسحاق چنین دریافت که پدرش به‌وضوح گفت: «من با پسر بدانجا رویم و عبادت کرده، نزد شما بازآییم».

در نتیجه، برداشتی که خادمان ابراهیم و نیز اسحاق از سخن او داشتند، این بود که ابراهیم و اسحاق با هم به بالای کوه خواهند رفت، با هم عبادت خواهند کرد و سپس هر دو با هم بازخواهند گشت.

اسحاق، که اطمینان داشت پدرش انسانی پاک، راستگو و امین است، کاملاً به سخن او اعتماد کرد که «با هم عبادت می‌کنیم و با هم بازمی‌گردیم».

۳- هنگامی که پدر و پسر با هم از کوه بالا می‌رفتند، چنین می‌خوانیم:
«اسحاق پدر خود، ابراهیم، را خطاب کرده، گفت: “ای پدر من!” گفت: “ای پسر من، لبیک.” گفت: “اینک آتش و هیزم، لیکن برۀ قربانی کجاست؟” ابراهیم گفت: “ای پسر من، خدا برۀ قربانی را برای خود مهیا خواهد ساخت.” و هر دو با هم رفتند».

در اینجا نیز ابراهیم، این پدر ایمانداران، سخنی نبوتی بر زبان آورد؛ سخنی که در تأئید آنچه پیش‌تر در حضور خادمان و اسحاق گفته بود، به اسحاق اطمینان خاطر بیشتری بخشید که خدا خودش برۀ قربانی را فراهم خواهد کرد.

۴- در ادامۀ ماجرا، در آیۀ ۹ چنین می‌خوانیم:
«چون بدان مکانی که خدا بدو فرموده بود رسیدند، ابراهیم در آنجا مذبح را بنا نمود و هیزم را بر هم نهاد، و پسر خود، اسحاق، را بسته، بالای هیزم بر مذبح گذاشت. و ابراهیم دست خود را دراز کرده، کارد را گرفت تا پسر خویش را ذبح نماید».

در این مرحله، شاهد آن هستیم که اسحاق، با اعتماد به وعدۀ راستین و برحق پدرش ابراهیم، بدون هیچ‌گونه اعتراض یا تقلا، خود را در اختیار پدرش قرار داد.

اگر به ادامۀ آیه دقت کنیم، برخلاف آنچه در نقاشی‌های معروف به تصویر کشیده شده، نوشته نشده است که ابراهیم کارد را بلند کرد بلکه گرفت؛ زیرا اگر خدا مداخله نمی‌کرد و ابراهیم کارد را بلند می‌کرد، ممکن بود ترس و هراس عظیمی در اسحاق ایجاد شود که تا پایان عمر اثر روحی و روانی ناهنجاری در او باقی می‌ماند. اما متن می‌گوید هنگامی که او کارد را گرفت، فرشتۀ خدا مداخله کرد و گفت:
«ای ابراهیم! ای ابراهیم!» عرض کرد: «لبیک.» گفت: «دست خود را بر پسر دراز مکن و بدو هیچ مکن، زیرا که الآن دانستم که تو از خدا می‌ترسی، چونکه پسر یگانۀ خود را از من دریغ نداشتی».

سپس:
«ابراهیم چشمان خود را بلند کرده، دید که اینک قوچی در عقب وی، در بیشه‌ای، به شاخ‌هایش گرفتار شده است. پس ابراهیم رفت و قوچ را گرفته، آن را به‌عوض پسر خود، برای قربانی سوختنی گذرانید. و ابراهیم آن موضع را “یهوه یری” نامید، چنان‌که تا امروز گفته می‌شود: “در کوه، یهوه دیده خواهد شد”»(ترجمۀ قدیمی کتاب مقدس).

در پایان، باید به نکته‌ای ظریف و بسیار مهم نیز اشاره کرد، و آن اینکه در عبرانیان ۱۱:‏ ۱۷ تا ۱۹ نوشته شده است:

«زمانی که خدا ابراهیم را در بوتۀ آزمایش قرار داد و از او خواست تا پسرش اسحاق را قربانی کند، او به سبب ایمانی که به خدا داشت، حاضر شد دستور خدا را اطاعت نماید. با اینکه او دربارۀ اسحاق وعده‌هایی از خدا دریافت کرده بود، اما آماده شد تا او را قربانی کند؛ گرچه دربارۀ او بود که خدا به ابراهیم فرموده بود: “توسط اسحاق است که تو صاحب نسلی می‌شوی که وعده‌اش را به تو داده‌ام.” زیرا ابراهیم ایمان داشت که حتی اگر اسحاق بمیرد، خدا قادر است او را زنده سازد. در واقع، همین‌طور نیز شد؛ زیرا اسحاق، از دیدگاه ابراهیم، محکوم به مرگ بود، اما زندگی دوباره یافت» (ترجمۀ معاصر نوین).

بنابراین، براساس شهادت کتاب مقدس، ابراهیم از ابتدا یقین داشت که وعدۀ خدا دربارۀ اسحاق هرگز باطل نخواهد شد. به همین دلیل، او ایمان داشت که حتی اگر اسحاق قربانی شود، خدا قادر است او را دوباره زنده کند. همین ایمان عمیق، نه‌تنها به ابراهیم آرامش می‌بخشید، بلکه به‌طور طبیعی بر رفتار و گفتار او نیز تأثیر می‌گذاشت و سبب می‌شد اسحاق نیز با اطمینان و اعتماد در کنار پدرش باقی بماند.

شایان ذکر است که در مطالعه کتاب مقدس، نخست باید از ورود با پیش‌فرض‌های شخصی پرهیز کنیم. دوم آنکه، لازم است متن مورد نظر را به‌طور کامل در نظر گرفت. سومین نکته نیز توجه دقیق به جمله‌بندی، ترتیب زمانی رخدادها و واژگان به‌کاررفته در متن است تا از هرگونه برداشت یا تفسیر نادرست دور بمانیم.

نوشتۀ کشیش ورژ باباخانیان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
x  Powerful Protection for WordPress, from Shield Security
This Site Is Protected By
Shield Security