با توجه به اینکه آدم و حوا دو نفر بودند، چرا ما انسانها چهار گروه خونی داریم؟
بستگی به این دارد که خدا چگونه حوا را از آدم آفرید.
پاسخ ساده و قابل فهم برای عموم این است که:
چون خدا آدم و حوا را طوری آفرید که در بدنشان «تنوع» از همان اول وجود داشته باشد، و بعد هم با زیاد شدن نسل انسانها این تفاوتها بین بچهها پخش و ترکیب شد. بنابراین لازم نیست آدم و حوا خودشان چهار نوع خون «جدا جدا» داشته باشند تا بعداً چهار گروه خونی در انسانها دیده شود.
مثالی ساده: فرض کنید یک پدر و مادر هر دو در ظاهر شبیه هماند، اما در وجودشان چند ویژگی پنهان دارند. وقتی بچهدار میشوند، بعضی از آن ویژگیهای پنهان در بچهها به شکلهای مختلف ظاهر میشود.
گروههای خونی هم همینطور است: یک «قانون ثابت» دارد، اما ترکیبهای مختلفی از پدر و مادر به بچه منتقل میشود و همین باعث میشود در نسلهای بعد، چند گروه خونی دیده شود.
خلاصۀ مطلب در یک جمله: آدم و حوا فقط دو نفر بودند، اما خدا از همان ابتدا در نسل انسان «گنجایش تفاوتها» را گذاشته بود؛ و با زیاد شدن نسلها، این تفاوتها به شکل گروههای مختلف خونی آشکار شد.
اما پاسخ تخصصیتر به این سؤال عبارت است از:
یک نمونه احتمالی این است که حوا یک کلون آدم بود، البته به استثنای کروموزومهای جنسی او ، زیرا زنان XX و مردان XY هستند. بنابراین، به نقل از مرحوم دکتر AE Wilder Wilder-Smith و بر طبق دفاعیه بنده در The Genesis Account ، چنین است که خدا Y را حذف کرد و X را دو برابر کرد. این پیشنهاد توسط ژنتیسیست معروف رابرت کارتر ارائه شد. (به نوشته او تحت عنوان: آدم و حوای غیر اسطوره ای! در رد خطاهای فرانسیس کالینز و بیو لوگو مراجعه فرمایید.)
با توجه به اینکه این مسئله در سراسر جهان بسیار رایج است، احتمالاً گروه O ناشی از جهش اطلاعاتی از دست رفته A می باشد و می بایست قبل از پراکندگی جمعیت پس از بحران در برج بابل، و یا حتی قبل از طوفان نوح رخ داده باشد.
در این حالت ، حوا واقعاً گروه خونی مشابه آدم را داشت. پس اگر چنین بوده باشد، سناریوی احتمالی این است که هر دو، گروه خونی AB داشتند. بنابراین چگونه می توان گروه خونی O را توضیح داد؟ همانگونه که بیش از 20 سال پیش در نگارش من تحت عنوان انواع گروههای خونی و منشأ آنها ثبت شد: اخیراً ، دکتر کارتر و دکتر جان سانفورد اظهار داشته اند که حوا یک کلون هاپلوئید از آدم بوده است. این بدان معنی است که خدا فقط کروموزوم Y را حذف نکرد، بلکه نیمی از ژنوم آدم را از بین برد، سپس نیمه دیگر را کپی کرد. بنابراین جایی که آدم هتروزیگوس بود، نه فقط در کروموزومهای جنسی بلکه در همه موارد، حوا هوموزیگوس بود (توضیح مترجم: اگر هر دو فنوتیپ یکسان باشند به آن جورتخم (یا جورزاگ) (Homozygous) میگویند؛ اگر دو فنوتیپ با هم تفاوت داشته باشند به آن ناجورتخم (یا ناجورزاگ) (Heterozygous) میگویند.)
در این حالت، به احتمال قوی ژن A از هتروزیگوت AB ، تکثیر شده است تا حوا AA را بسازد. این توضیح می دهد که چرا A بسیار متداول تر از B امروز است. در اینجا، O نیز جهش اولیه A است. در این مورد توافق کلی در میان طرفداران آفرینش و تکامل وجود دارد.
در صورتی که نگران جورتخمی یا هوموزیگوسیتی هستید که آیا این مسئله همان مشکلات مشابه با ازدواج با خویشاوندان را بوجود نمی آوَرَد، به هیچ وجه چنین نیست. مشکل اصلی با ازدواج خویشاوندی خطاهای کپی ژنتیکی، و به ویژه هموژگوس بودن در دگره جهش یافته است. اما از آنجا که خدا همه چیز را “بسیار نیکو” آفریده و او مرتکب خطا نمی شود، آدم و حوا هیچ جهشی نمی داشتند. بنابراین با ازدواج قائن با خواهرش، این مشکل بوجود نیامد.
برگرفته از وب سایت: www.creation.com
ترجمه: کشیش ورژ باباخانیان
دریافت لینک کوتاه این نوشته:
|
کپی شد! |