کتاب مراقبت شبانی بخش ۳: شبان، تعلیم و پند و اندرز دادن، فصل ۸-جسوران و سستدلان
بخش ۳: شبان، تعلیم و پند و اندرز دادن، فصل ۸
جسوران و سستدلان
برخی افراد بیش از اندازه به خود اطمینان دارند و هرگونه اصلاح و تذکر را خوار میشمارند. آنان گمان میکنند هر کاری که انجام میدهند، کامل و شایسته است. در مقابل، برخی دیگر بیش از حد به ضعفهای خود آگاهاند. آنان تصور میکنند هیچ کار ارزشمندی انجام نمیدهند و بهراحتی دلسرد میشوند. باید به افراد جسور نشان داده شود که آنچه خود میپسندند، لزوماً مورد پسند خدا نیست. اما سستدلان باید در جنبههای خوبشان تشویق شوند و برای کارهای نیکی که انجام میدهند مورد ستایش قرار گیرند.
ما زمانی گستاخان و جسوران را مؤثرتر اصلاح میکنیم که نشان دهیم آنچه مایهٔ افتخار خود میپندارند، در حقیقت در نظر خدا بهبدی انجام شده است. اگر آنان کاملاً از غرور و خودبینی خویش بیخبر باشند، هنگامی سریعتر به توبه آورده میشوند که با گناه آشکار شخص دیگری روبهرو گردند. زیرا وقتی نتوانند رفتار نادرست دیگری را توجیه کنند، متوجه میشوند که خود نیز چگونه بهاشتباه از رفتار نادرست خویش دفاع میکنند.
پولُسِ مقدس همین شیوه را با قرنتیان به کار برد، زمانی که آنان از روی غرور و خودبینی بر سر اینکه چه کسی برتر است با یکدیگر نزاع میکردند؛ بعضی میگفتند از آنِ پولُساند، بعضی از آنِ آپولُس، بعضی از آنِ کیفا، و بعضی از آنِ مسیح. پولُس برای اصلاح آنان، گناه زنای با محارمی را که در میانشان رخ داده و اصلاح نشده بود پیش کشید و گفت: «در واقع به من گزارش دادهاند که در میان شما هرزگی جنسی وجود دارد، آن هم از نوعی که حتی خدانشناسان نیز آن را تحمّل نمیکنند! شنیدهام که یکی از اعضای کلیسای شما، با نامادری خود رابطۀ جنسی دارد. اما شما به جای اینکه ماتم بگیرید، افتخار میکنید! آیا نمیبایست کسی را که چنین کاری میکرده، از میان خود برانید؟» (اول قرنتیان ۵: ۱–۲). گویی میخواست بگوید: شما در غرور خود افتخار میکنید که به این رسول یا آن رسول یا حتی به مسیح تعلق دارید، در حالی که سهلانگاری و فساد آشکارتان نشان میدهد که در حقیقت به هیچیک از آنان تعلق ندارید!
ما نیز سستدلان را زمانی بهتر به سوی فضیلت بازمیگردانیم که اصلاح و تذکر خود را با ستایش درآمیزیم؛ بهگونهای که در همان حال که خطاهایشان را گوشزد میکنیم، آنان را برای کارهای نیکشان دلگرم سازیم. بیشترین کمک را زمانی به آنان میکنیم که بهجای تمرکز بر خطاهای گذشته، آنان را به رفتار درست در آینده تشویق نماییم.
وقتی پولُسِ مقدس دریافت که تسالونیکیان دربارهٔ آمدن روزهای آخر مضطرب و نگران شدهاند، نخست آنان را به سبب نقاط قوتشان ستود و سپس آنچه را در آنان ضعیف بود استوار ساخت. او ابتدا میگوید: «برادران عزیز، موظفیم همواره خدا را برای وجود شما شکر نماییم. بله شایسته است که چنین کنیم، زیرا ایمان شما به گونهای چشمگیر رشد کرده و محبت شما نسبت به یکدیگر بسیار زیاد شده است. به هر کلیسایی که میرویم، به وجود شما افتخار میکنیم و برای ایشان بیان مینماییم که چگونه شما با وجود مشکلات طاقتفرسا و آزار و اذیتها، شکیبایی و ایمان کامل به خدا را حفظ کردهاید» (دوم تسالونیکیان ۱: ۳–۴). سپس، پس از تشویق آنان در شیوهٔ زندگیشان، میافزاید: «حال ای ایمانداران عزیز، بگذارید چند موضوع را در بارۀ بازگشت خداوند ما عیسی مسیح و چگونگی جمع شدن ما به نزد او را روشن سازیم: استدعا میکنیم اجازه ندهید از سوی آنانی که میگویند روز خداوند از هماکنون آغاز شده، به آسانی پریشانخاطر و دچار تزلزل فکری گردید. گفتههای ایشان را باور نکنید، حتی اگر ادعا کنند نبوت یا مکاشفهای داشتهاند، یا اینکه به نامهای استناد کنند که گویی از سوی ما بوده است» (دوم تسالونیکیان ۲: ۱–۲). این آموزگار حکیم، سخن خود را از چیزهایی آغاز کرد که شنوندگانش میتوانستند با رضایت بپذیرند، تا ذهن آنان را آرام سازد و از پریشانی ناشی از هشدارهایش جلوگیری کند. هرچند آنان دربارهٔ فرارسیدن پایان جهان بهاشتباه دچار ترس شده بودند، او به خاطر آن سرزنششان نکرد، بلکه چنان رفتار کرد که گویی از گذشته بیخبر است و در عوض، آنان را به نگرشی درست برای آینده تشویق نمود.
دریافت لینک کوتاه این نوشته:
|
کپی شد! |