آیان حیرصیعلی، زن آسیب دیدۀ فرهیخته، اهل سومالی و خداناباور سابق که به عیسای مسیح ایمان آورده!
آیان حیرصیعلی، زن آسیب دیدۀ فرهیخته، اهل سومالی و خداناباور سابق که به عیسای مسیح ایمان آورده!
در سال ۲۰۰۲، زنی جوان از سومالی تنها نشسته بود و مقاله مشهور برتراند راسل با عنوان:
«چرا مسیحی نیستم» را میخواند.
در آن زمان، او باور داشت که برای همیشه ایمان را پشت سر گذاشته است.
نام او آیان حیرصیعلی بود.
او از آسیبهایی غیرقابل تصور جان سالم به در برده بود:
👉 ختنۀ زنان در کودکی
👉 ازدواج اجباری که از آن گریخت
👉 خشونت سیاسی
👉 و شوکِ دیدن افراطگراییای که به نام دین انجام میشد
سرخورده و زخمی، به سوی بیخدایی گرایش پیدا کرد و به یکی از شناختهشدهترین منتقدان دین در جهان تبدیل شد.
او سالها در کنار برخی از برجستهترین چهرههای «خداناباوری نوین» ایستاد:
👉 ریچارد داوکینز
👉 کریستوفر هیچنز
👉 سم هریس
👉 دنیل دنت
او کتاب نوشت، سخنرانی کرد و استدلال میکرد که دین در نهایت زیانبار و غیرعقلانی است.
اما در پشتِ بحثهای فکری و جدالهای عمومی، چیزی عمیقتر همچنان حلنشده باقی مانده بود.
در نوامبر ۲۰۲۳، حیرصیعلی بسیاری را شگفتزده کرد؛ زمانی که مقالهای با عنوان: «چرا اکنون مسیحی هستم» منتشر کرد.
او پس از دههها بیخدایی اعتراف کرد که یک جهانبینی کاملاً سکولار نمیتواند به عمیقترین پرسشهای زندگی دربارۀ معنا، اخلاق، هدف، رنج و امید پاسخ دهد.
او نوشت:
«بیخدایی نتوانست به یک پرسش ساده پاسخ دهد: معنا و هدف زندگی چیست؟»
برای بسیاری از مسیحیان، داستان او بازتاب حقیقتی همیشگی است:
اینکه استدلالهای صرفاً عقلانی، بهتنهایی نمیتوانند عمیقترین گرسنگیِ روح انسان را سیر کنند.
کتاب مقدس بارها داستان انسانهایی را روایت میکند که از خدا دور شدند؛ اما سرانجام دریافتند که لطف و رحمت او همچنان در انتظارشان بوده است.
📖 لوقا ۱۵: ۲۰
«هنوز راهی طولانی در پیش داشت که پدرش او را دید و دلش به رحم آمد…»
📖 جامعه ۳: ۱۱
«او جاودانگی را در دل انسان نهاده است…»
📖 یوحنا ۶: ۶۸
«ای خداوند، نزد چه کسی برویم؟ تو سخنان حیات جاودان را داری.»
سفر فکری و روحانی او بحثهای گستردهای را در فضای آنلاین برانگیخته است:
👉 برخی صداقت او و بازگشتش به ایمان را تحسین میکنند
👉 برخی دیگر نتیجهگیریهایش را زیر سؤال میبرند
👉 و بسیاری درباره این بحث میکنند که آیا سکولاریسم مدرن واقعاً میتواند عمیقترین نیازهای روح انسان را برآورده کند یا نه؟
اما داستان او یادآور نکتۀ دیگری نیز هست:
هیچ انسانی آنقدر روشنفکر، آنقدر شکاک، آنقدر زخمی یا آنقدر دورافتاده نیست که نتواند دوباره در جستوجوی خدا برآید.
یک بیخدای سابق.
یک اعتراف غیرمنتظره.
و یک یادآوری دیگر اینکه راه بازگشت به سوی خدا، اغلب کوتاهتر از آن چیزی است که مردم تصور میکنند.
در زیر لینک مقالهای دیگر در این رابطه:
«آیان حیرصیعلی»: هنوز چیزهای زیادی برای یادگیری دربارۀ مسیحیت دارم
دریافت لینک کوتاه این نوشته:
|
کپی شد! |

به به بسیار عالی و آموزنده بود
واقعا بدون مسیح زندگی کردن خیلی خسته کننده است شاید همه چی داشته باشی ولی آرامشی که خداوند در طوفان های زندگی میده با هیچ ایده و عقیده ای یکسان نیست