آیا بر اساس متن اصل عبریِ کتاب پیدایش، زن از دندۀ آدم آفریده شد یا از پهلوی او؟
آیا بر اساس متن اصل عبریِ کتاب پیدایش، زن از دندۀ آدم آفریده شد یا از پهلوی او؟
به احتمال زیاد، در مسیر ترجمۀ یونانی هفتادتنان، یعنی سپتواجنت، فهمِ «دنده» برای واژۀ عبریِ پیدایش ۲: ۲۱ و ۲۲ تقویت شد؛ اما خودِ واژۀ عبری در اصل، معنایی گستردهتر از «دنده» دارد و میتواند به «پهلو، جانب، ضلع، طرف» اشاره کند.
۱. این واژه در عبری دقیقاً چیست و به چه معناست؟
واژۀ عبری در پیدایش ۲: ۲۱ و ۲۲ این است: צלע
این واژه را معمولاً به صورت **«تسِلا» آوانویسی میکنند و معنای اصلی و رایج آن در عهد عتیق بیشتر شامل: پهلو، جانب، طرف، ضلع، کناره است.
در بسیاری از کاربردهای عهد عتیق، این واژه برای «دنده» به معنای استخوانِ قفسۀ سینه به کار نمیرود، بلکه برای «طرف» یا «جانب» چیزی استفاده میشود؛ مثلاً جانبهای خیمه، صندوق، مذبح، یا ساختمان.
پس اگر بخواهیم خیلی دقیق بگوییم: معنای بنیادی واژه «پهلو / جانب» است، نه الزاماً «دنده».
۲. پس چرا در بسیاری از ترجمهها «دنده» آمده است؟
چون در پیدایش فصل ۲، متن میگوید خدا چیزی را از آدم گرفت و سپس جای آن را بست. از این تصویر، مترجمان و مفسران قدیمی برداشت کردهاند که منظور یک بخش جسمی یا فیزیکی از پهلوی آدم بوده؛ و چون در پهلو، دنده قرار دارد، در ترجمههای خود، آن را «دنده» ترجمه کردهاند.
یعنی مسیر تفسیر این مطلب احتمالاً اینگونه بوده است:
در اصل عبری: پهلو / جانب
برداشت فیزیکی از متن: چیزی از پهلوی آدم
ترجمۀ سنتی: دنده
بنابرین «دنده» کاملاً بیربط نیست، اما محدودتر از معنای گستردۀ واژۀ عبری است.
۳. نقش ترجمۀ هفتادتنان یا سپتواجنت چه بود؟
در ترجمۀ یونانی هفتادتنان، واژهای یونانی به کار رفته که میتواند به معنای «دنده» یا «پهلو / جانب» باشد. یعنی حتی در یونانی هم موضوع کاملاً تکمعنایی نیست، ولی در سنت تفسیری بعدی، معنای «دنده» بسیار برجسته شد.
پس نمیتوانیم بگوییم: «سپتواجنت حتماً معنای اصلی را عوض کرد.»
دقیقتر این است که بگوییم: “سپتواجنت و سنتهای ترجمهای بعد از آن، برداشتِ جسمی و مشخصترِ «دنده» را تثبیت کردند، در حالی که واژۀ عبری ظرفیت معنایی وسیعتری دارد و بهطور طبیعی میتواند «پهلو یا جانب» معنا بدهد.
۴. آیا در اصل عبری میتواند هر دو معنا را داشته باشد؟
بله، اما نیاز به یک توضیح هست: از نظر ریشۀ معنایی، «پهلو یا جانب» معنای گستردهتر و اصلیتر به همراه خود دارد.
«دنده» میتواند به عنوان یک مصداق خاص از پهلو فهمیده شود، نه لزوماً معنای اصلی و مستقیم واژه در همۀ کاربردها.
مثل اینکه بگوییم «از جانب بدن آدم» گرفته شد؛ حالا آن جانب میتواند شامل دنده هم باشد. بنابراین عبری اجازه میدهد آن را «پهلو» بفهمیم.
ترجمۀ «دنده» یک تفسیر مشخصتر از همان پهلو است. این دو مفهوم الزاماً با یکدیگر ضدیت ندارند، اما «پهلو» از نظر واژگانی گستردهتر و شاید دقیقتر است.
۵. اگر معنای «پهلو» را بپذیریم، چه اثری بر الاهیات ازدواج دارد؟
به یقین اثر مهمی دارد، ولی نه به حد افراط. اگر زن از «دنده» آفریده شده باشد، تأکید روی این است که زن از بدن مرد گرفته شد؛ یعنی پیوند او با مرد، واقعی، عمیق و جسمی است اما اگر زن از «پهلو یا جانب» مرد آفریده شده باشد، تأکید متن روشنتر میشود و به ما این معنا را منتقل میکند که زن از کنار مرد است، نه از زیر پای اوست تا حقّ او پایمال شود، نه از بالای سر تا بر مرد مسلّط باشد بلکه همتای مناسب مرد است. او بیگانه و جدا از مرد نیست، بلکه از همان انسانیتِ آدم گرفته شده است.
ازدواج، بازگشت دو بخش بیگانه نیست، بلکه پیوندی بر اساس عهد و پیمان میان دو شخص متمایز است که خدا آنها را برای وحدت آفرید. این تفسیر با عبارت «استخوانی از استخوانم و گوشتی از گوشتم» کاملاً هماهنگ است.
۶. پس در «یک تن شدن» چه تفاوتی ایجاد میشود؟
اگر «پهلو» را جدی بگیریم، «یک تن شدن» فقط به معنای یک رابطۀ جسمی نیست؛ بلکه به یک حقیقت عمیقتر اشاره میکند و آن اینکه: مرد و زن در ازدواج و در طرح خدا، به یگانگی و وحدتی بر پایۀ عهد و پیمان خوانده شدهاند که این یگانگی و وحدت با خود جوانب جسمی، عاطفی، خانوادگی و روحانی به همراه دارد و زن «دارایی» مرد نیست بلکه بخشی از انسانیت مشترک با اوست.
مرد نیز موجود کاملی نیست که زن فقط افزودهای فرعی باشد؛ بلکه خدا زن را به عنوان یاری همسنگر و مناسب با مرد آفرید تا انسان با داشتن یک پیمان در رابطۀ خود، کاملتر نمایان شود.
پس فهم «پهلو» کمک میکند ببینیم که ازدواج در کتاب مقدس فقط قرارداد اجتماعی یا نیاز طبیعی نیست؛ بلکه طرح مقدس خدا برای یگانگی و وحدت مرد و زن است.
برگرفته از هوش مصنوعی وبسایت پرپاسخ: kairosai.nl
دریافت لینک کوتاه این نوشته:
|
کپی شد! |