تاریخ مختصر مسیحیت در ایران زمین
تاریخ مختصر مسیحیت در ایران زمین
مسیحیت از همان سدههای نخست میلادی به سرزمین ایران رسید. برخی سنتهای کهن، بشارت رسولانی چون توما و تدای یا تادئوس را در سرزمینهای زیر نفوذ اشکانیان گزارش میکنند؛ هرچند جزئیات تاریخی همه این گزارشها یکسان و قطعی نیست. آنچه روشن است، این است که در سدههای دوم و سوم میلادی، جماعتهای مسیحیِ سریانیزبان در میانرودان، خوزستان و مناطق غربی ایران حضور داشتند.
در دوره ساسانی، کلیسای شرق در ایران رشد یافت و مرکز مهم آن در تیسفون، پایتخت ساسانیان، شکل گرفت. این کلیسا به زبان سریانی خدمت میکرد و بعدها پیام انجیل را از ایران به آسیای مرکزی، هند و حتی چین رساند. مسیحیان گاه آزادی نسبی داشتند، اما در زمانهایی نیز، بهویژه هنگامی که حکومت آنان را همسو با امپراتوری روم میپنداشت، تحت فشار و آزار قرار گرفتند.
- آزار مسیحیان در دوران ساسانیان
در شاهنشاهی ساسانی، آیین زرتشتی دین رسمی حکومت بود و نهاد موبدان نفوذ سیاسی و قضایی گستردهای داشت. با این حال، برخورد با مسیحیان در تمام دوره ساسانی یکسان نبود: گاهی آزادی نسبی داشتند و گاهی آزارهای شدید را تجربه کردند.
شدیدترین موج آزار، در روزگار شاپور دوم، از حدود سال ۳۳۹ میلادی آغاز شد. پس از مسیحیشدن امپراتوری روم، حکومت ساسانی بسیاری از مسیحیان را از نظر سیاسی مشکوک میدید و آنان را همدل با دشمن رومی میپنداشت. فشارهایی چون مالیاتهای سنگین، بازداشت رهبران کلیسا، اجبار به انجام آیینهای زرتشتی و اعدام شماری از ایمانداران رخ داد. شمعون برصباعی، اسقف تیسفون، از شناختهشدهترین شهیدان این دوره است.
در دورههایی دیگر، مانند فرمانروایی یزدگرد اول، وضعیت مسیحیان بهتر شد؛ اما این گشایش پایدار نماند. در زمان بهرام پنجم و یزدگرد دوم نیز فشار بر مسیحیان، بهویژه در مناطق مرزی و ارمنستان، دوباره افزایش یافت.
- لشکرکشی ساسانیان به ارمنستان
ارمنستان در اوایل سده چهارم میلادی مسیحیت را پذیرفت و هویت ملی و کلیسایی آن بهتدریج عمیقاً با ایمان به مسیح پیوند خورد. اما یزدگرد دوم ساسانی کوشید ارمنیان را وادار کند آیین رسمی زرتشتی را بپذیرند. این اقدام فقط مسئله اعتقادی نبود؛ حکومت ساسانی آن را راهی برای کنترل سیاسی ارمنستان نیز میدانست.
در سال ۴۵۱ میلادی، سپاه ساسانی با نیروهای ارمنی در نبرد آوارایر روبهرو شد. رهبری مقاومت ارمنیها با وارتان مامیکونیان بود. ارمنیان از نظر نظامی شکست خوردند و وارتان کشته شد، اما هدف اصلی ساسانیان، یعنی از میان بردن ایمان مسیحی ارمنستان، تحقق نیافت.
مقاومت ادامه یافت تا سرانجام در سال ۴۸۴ میلادی، با پیمان نوارساک، حق ارمنیان برای حفظ ایمان مسیحی و اداره امور کلیساییشان به رسمیت شناخته شد. بنابراین آوارایر، گرچه از نظر نظامی شکست بود، در حافظه ارمنیها پیروزی همراه وفاداری به مسیح بهشمار میآید: آنان حاضر نشدند برای امنیت یا قدرت سیاسی، خداوند عیسی مسیح را انکار کنند.
- مسیحیت در ایران پس از ورود اسلام
پس از ورود اسلام، مسیحیان ایران؛ بهخصوص آشوریان و ارمنیان، به زندگی و پرستش خود ادامه دادند، اما جایگاه اجتماعی و حقوقی محدودتری یافتند. با این حال، کلیساهای کهن، نسخههای خطی سریانی و ارمنی، و آثار تاریخی فراوان، گواه حضور پایدار مسیحیت در ایراناند.
در دوران صفویه، شمار زیادی از ارمنیان به اصفهان، بهویژه جلفای نو، منتقل شدند. آنان کلیساها، مدرسهها و مراکز فرهنگی مهمی بنا کردند؛ کلیسای وانک در اصفهان از شناختهشدهترین یادگارهای این دوره است.
در دوره قاجار، هیئتهای بشارتی پروتستان و کاتولیک وارد ایران شدند و در میان ارمنیان، آشوریان و فارسیزبانان فعالیتهایی در زمینه آموزش، پزشکی، ترجمه کتابمقدس و بشارت انجام دادند. ترجمههای فارسی کتابمقدس نقش مهمی در رساندن پیام نجات به ایرانیان داشت.
در دوران معاصر، کلیساهای ارمنی و آشوری همچنان بخشی از میراث مسیحی ایران هستند. همچنین، شمار بسیاری از ایرانیان فارسیزبان به عیسای مسیح ایمان آوردهاند و با وجود فشارها و محدودیتها، انجیل در میان ایرانیان گسترش یافته است. حقیقت مسیح در ایران خاموش نشده است، زیرا او وعده داده است که کلیسای خود را بنا میکند و قدرتهای تاریکی بر آن پیروز نخواهند شد.
#
بله، در بسیاری از دورههای ساسانی، موبدان و نهاد دینی زرتشتی نقشی مهم و گاه اساسی در فشار بر مسیحیان داشتند؛ اما برای دقت تاریخی باید نقش آنان را از نقش شاه، دربار، فرمانداران و دستگاه قضایی جدا کرد. آزار معمولاً نتیجه همکاری و پیوندِ دین رسمی با قدرت حکومتی بود.
موبدان تنها رهبران آیینی نبودند؛ آنان در تعریف «ارتداد»، تشخیص وفاداری به دین رسمی، اجرای قوانین مذهبی و نفوذ بر تصمیمهای دربار نقش داشتند. هنگامی که مسیحیان از انجام آیینهای رسمی، احترام به آتش یا بازگشت به زرتشتیگری خودداری میکردند، موبدان میتوانستند آنان را متهم کنند، برای مجازاتشان فشار آورند، یا در فرایند بازجویی و محاکمه حضور داشته باشند. بهویژه در روایتهای شهادت سریانی، بارها از کاهنان زرتشتی و مأموران حکومتی یاد میشود که از مسیحیان میخواستند ایمان خود را انکار کنند.
برای نمونه، در آزارهای زمان شاپور دوم، رهبران کلیسا و شمار زیادی از ایمانداران بهسبب پافشاری بر ایمان به مسیح کشته شدند. انگیزه حکومت تنها مذهبی نبود؛ ترس سیاسی از نزدیکی مسیحیان به روم نیز اثر داشت. بااینحال، مخالفت نهاد موبدی با گسترش مسیحیت و اصرار بر حفظ برتری آیین رسمی، فشارها را تشدید میکرد.
در ارمنستانِ سده پنجم نیز موبدان و نمایندگان دینی ساسانی از سیاست یزدگرد دوم برای تحمیل زرتشتیگری پشتیبانی کردند. تلاش برای تغییر ایمان ارمنیان، بخشی از برنامه حکومتی برای یکسانسازی دینی و سیاسی بود و مقاومت مسیحیان به نبرد آوارایر انجامید.
پس پاسخ کوتاه این است: **بله؛ نهاد موبدی در بسیاری از آزارها نقش مؤثر داشت، اما مسئولیت را نباید به همه زرتشتیان عادی تعمیم داد.** مسئولیت اصلی متوجه ساختار ساسانیِ دینسالار بود که ایمان اجباری را با قدرت، تهدید و مجازات تحمیل میکرد. ایمان راستین هرگز با اجبار پدید نمیآید؛ انسان باید آزادانه حقیقت خدا را در عیسی مسیح بپذیرد.
دریافت لینک کوتاه این نوشته:
|
کپی شد! |