کتاب مراقبت شبانی نوشتۀ پاپ گریگوری بزرگ

کتاب مراقبت شبانی بخش ۳: شبان، تعلیم و پند و اندرز دادن، فصل ۲-فقیران و ثروتمندان

رای بدهید

بخش ۳: شبان، تعلیم و پند و اندرز دادن، فصل ۲
فقیران و ثروتمندان

باید به کسانی که در کورهٔ فقر گرفتارند دلگرمی و تسلی داده شود، و در دل کسانی که به شکوه و جلال دنیوی خود می‌بالند ترس افکنده شود. هر دو گروه باید بیاموزند که صاحب ثروتی هستند که دیده نمی‌شود، و هرگز نخواهند توانست ثروتی را که دیده می‌شود برای همیشه نزد خود نگه دارند.

خداوند به فقیران می‌گوید: «مترس، زیرا شرمسار نخواهی شد، و هراسان مباش، زیرا رسوا نخواهی گشت» و سپس «ای ستمدیده و توفان‌زده که تسلی نیافته‌ای…» (اشعیا ۵۴: ۴و۱۱). و باز آنان را دلداری می‌دهد و می‌گوید: «تو را تصفیه کردم، اما نه چون نقره» (اشعیا ۴۸: ۱۰). اما دربارهٔ ثروتمندان، پولس به شاگرد خود می‌گوید: «ثروتمندانِ این دنیا را حکم نما که متکبّر نباشند و بر مال ناپایدار دنیا امید مبندند» (اول تیموتائوس ۶: ۱۷). دقّت می‌کنید که رسول، هنگام سخن گفتن دربارهٔ ثروتمندان، از واژهٔ «حکم نما» استفاده می‌کند نه «تشویق کن». باید با فقیران با دلسوزی و مهربانی رفتار شود، اما غرور شایستهٔ هیچ احترام و تکریمی نیست. و هرچه ثروتمندان بیشتر به امور گذرای دنیا مغرور شوند، باید سخت‌تر هشدار و اندرز داده شوند: «وای به حال شما ثروتمندان، زیرا خوشی شما فقط در این جهان است (لوقا ۶: ۲۴).

با این حال، این قاعده همیشه و بدون استثنا درست نیست؛ زیرا ممکن است ثروتمندی فروتن باشد و فقیری مغرور. در چنین مواردی، سخن واعظ باید متناسب با زندگی و خویِ شنونده باشد. غرور در انسان فقیر شاید لازم باشد با تندی بیشتری اصلاح شود، زیرا حتی فقر نیز نتوانسته آن را فروبنشاند. و فروتنیِ ثروتمند باید با ملایمت بیشتری تشویق شود، زیرا حتی ثروت هم نتوانسته آن را از میان ببرد.

گاهی حتی با یک ثروتمند مغرور نیز باید با نرمی رفتار کرد. زخم‌های سخت را اغلب با داروهای آرام‌بخش نرم می‌کنند، و کسانی که عقل و آرامش خود را از دست داده‌اند، گاهی با رفتار خوشایند و ملایم دوباره به سلامت و هوشیاری بازمی‌گردند. هنگامی که روحی شریر بر شائولِ پادشاه چیره شد، داوود چنگ خود را نواخت و جنون و آشفتگی او را آرام کرد (ول سموئیل ۱۸: ۱۰). گاهی پیش می‌آید که قدرتمندان، بر اثر غرور، دچار نوعی دیوانگی و سرکشی می‌شوند، و در چنین حالتی می‌توان آنان را با آرامشِ گفتار، همچون شیرینی نوای چنگ، به حالتی سالم‌تر بازگرداند.

گاه برای آن‌که صاحبان قدرت به گناه خود پی ببرند، نیاز به نوعی تدبیر و زیرکی است. ناتانِ نبی در سرزنش داوودِ پادشاه، حکمتی شگفت نشان داد و هم به گناهکار بودن او توجه کرد و هم به مقام پادشاهی‌اش (دوم سموئیل ۱۲: ۴ به بعد). ناتان نخست دربارهٔ ماجرایی میان مردی ثروتمند و مغرور و مردی فقیر سخن گفت؛ ماجرایی که در ظاهر ربطی به پادشاه نداشت. سپس هنگامی که داوود حکم عادلانه را صادر کرد، ناتان همان داوری را متوجه گناه خودِ پادشاه ساخت.

او برای مدتی مقصود اصلی خود را پنهان کرد، و هنگامی که زمان مناسب فرا رسید، ناگهان ضربه را وارد آورد. اگر ناتان از همان آغاز آشکارا گناه پادشاه را سرزنش می‌کرد، سخنانش اثر کمتری می‌داشت. او با پادشاه خود همان‌گونه رفتار کرد که پزشکی با بیماری بیمار رفتار می‌کند. می‌دید که زخم باید شکافته شود، اما مطمئن نبود بیمار آمادهٔ پذیرفتن درمان باشد. پس چاقوی درمان را پنهان کرد و سپس ناگهان آن را بیرون کشید و در زخم فرو برد، بی‌آن‌که بیمار پیش از آن، آن را ببیند؛ زیرا اگر زودتر آن را دیده بود، شاید حاضر نمی‌شد درد شفابخش آن را تحمل کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
x  Powerful Protection for WordPress, from Shield Security
This Site Is Protected By
Shield Security