مسئلۀ رنج

تأملات یک خداناباور سابق در مسئلۀ خدا و وجود رنج و شرارت (قسمت ششم)

رای بدهید

تأملات یک خداناباور سابق در مسئلۀ خدا و وجود رنج و شرارت (قسمت ششم)
آشتی دادن طراحی هوشمند و وجود بدی و شرارت

تا پیش از خواندن آثار لوئیس، هرگز به‌طور جدی به یکی از پاسخ‌های ممکن برای این پرسش فکر نکرده بودم؛ یعنی پاسخ کتاب مقدس: اینکه جهان ما توسط خدا آفریده شده و در اصل «نیکو» بوده است، اما خراب شده است. چیزی در آن به‌هم خورده است.

مانند بیشتر افرادی که در فرهنگ سکولار و پسامسیحیِ امروز بزرگ شده‌اند، من نیز بدون هیچ نقد جدی، این تصور را پذیرفته بودم که علم مدرن به‌نوعی کتاب مقدس را بی‌اعتبار کرده است. به‌ویژه فصل‌های آغازین کتاب پیدایش، با داستان به‌ظاهر خیال‌پردازانه آفرینش و سپس نافرمانی و «سقوط» آدم و حوا در باغ عدن. روایت فردوس ازدست‌رفته و سقوط به گناه از حالتی از پاکی و نیکی اولیه، به‌نظر من با ایدۀ داروینیِ پیشرفت انسان از «وحشی‌گری» ماقبل تاریخ به سوی «تمدن» ناسازگار می‌آمد. در هر صورت، من از پیامی که روایت پیدایش به‌نظر می‌رسید و به من منتقل می‌کرد، خوشم نمی‌آمد. به‌نظر من این نمونه‌ای از دشمنی «دین» با آزادی و معرفت بود. به‌نظر می‌رسید خدا را به‌عنوان یک حاکم کیهانیِ مستبد تصویر می‌کند که می‌خواهد مردان و زنان را در حالتی همیشگی از نادانی کودکانه و اطاعت کورکورانه از «اقتدار» نگه دارد. دست‌کم این تصویری بود که از طریق خواندن متفکران خداناباور مانند آین رَند و برتراند راسل در ذهن و تخیل من شکل گرفته بود. چنین اندیشه‌هایی دیواری از پیش‌داوری در برابر مسیحیت در قلب من ایجاد کرده بود.

در مقابل، خواندن آثار سی. اس. لوئیس به‌تدریج آن دیوار سوءتفاهم و پیش‌داوری را فرو ریخت. همان‌طور که او در کتاب «مسئلۀ رنج» (۱۹۴۰) توضیح می‌دهد، چون انسان پیشاتاریخی را فقط از روی ابزارهای سادۀ مادی‌ای که ساخته می‌شناسیم، مردم به‌سادگی و به‌اشتباه فرض می‌کنند که نیاکان اولیۀ ما از نظر فکری و اخلاقی از ما پایین‌تر بوده‌اند، و بنابراین باید توضیح کتاب مقدس دربارۀ منشأ شرارت را رد کرد. اما این در واقع اشتباهی است که پیشرفت فناوری را با پیشرفت اخلاقی و فکری یکی می‌گیرد، در حالی که هیچ ارتباط ضروری میان این دو وجود ندارد. آلمان نازی، در نهایت، از نظر فناوری پیشرفته‌تر از بریتانیای قرن نوزدهم بود، اما هیچ‌کس آن را جامعه‌ای آزادتر یا متمدن‌تر نمی‌داند. لوئیس می‌نویسد:
«تمام ارزیابی مدرن از انسان ابتدایی بر نوعی بت‌پرستیِ مصنوعات استوار است که یکی از گناهان جمعی بزرگ تمدن ماست. ما فراموش می‌کنیم که نیاکان پیشاتاریخی ما همۀ کشفیات مفید را انجام داده‌اند، به‌جز کلروفرم. ما مدیون آنها هستیم برای زبان، خانواده، پوشاک، استفاده از آتش، اهلی کردن حیوانات، چرخ، کشتی، شعر و کشاورزی. بنابراین علم، هیچ چیز برای تأیید یا رد آموزۀ سقوط انسان ندارد.» (کتاب “مسئلۀ رنج” نوشتۀ سی. اس. لوئیس صفحات ۵۸ تا ۵۹)

بنابراین، نه‌تنها علم هیچ چیز برای اثبات یا رد داستان کتاب مقدس دربارۀ «سقوط» ندارد، بلکه دست‌کم دو دلیل خوب نیز برای جدی گرفتن و باور آن وجود دارد.

نوشتۀ فیلیپ وَندر اِلست
برگرفته از لینک:
https://www.bethinking.org/is-christianity-true/from-atheism-to-christianity-a-personal-journey

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
x  Powerful Protection for WordPress, from Shield Security
This Site Is Protected By
Shield Security