چگونه دست از نگرانی برداریم؟ (قسمت دوم)
چگونه دست از نگرانی برداریم؟ (قسمت دوم)
به خدا بیشتر اعتماد کن و کمتر نگران باش
حتماً میدانی زندگی کردن با نگرانی دائمی چه حسی دارد، مگر نه؟ احساس فشار و اضطراب میکنی، انگار معدهات گره خورده است و تمام بدنت در تنش و گرفتگی است. اما لازم نیست همیشه اینگونه زندگی کنی. هر چیزی که به آن عادت کرده ای، میتواند از نو کنار گذاشته شود. اکنون وقت آن است که نگرانی را کمکم از خودت دور کنی.
خدا وعده داده است که از تو مراقبت کند؛ این وظیفه اوست، نه وظیفه تو. نخستین قدم برای رها شدن از نگرانی این است که با فروتنی این حقیقت را بپذیری: «این خداست که خداست و من خدا نیستم.» وقتی این حقیقت مهم را درک کنی، نگرانی کمکم از زندگیات محو خواهد شد.
کتاب مقدس میگوید: «عیسی به آنان گفت: «دلهای شما مضطرب و پریشان نباشد. به خدا ایمان داشته باشید و به من نیز ایمان داشته باشید» (یوحنا ۱۴: ۱).
هر بار که نگران میشوی، بیانگر این است که بخشی از زندگیات را هنوز به خدا نسپردهای تا در آن، جایگاه نخست را داشته باشد. زیرا هر بخشی از زندگی که خدا بر آن فرمانروایی نکند، به سرچشمه ناامنی و نگرانی تبدیل خواهد شد.
پس در این مورد چه میتوانی انجام دهی؟ میتوانی از عیسی دعوت کنی تا وارد «خانه» زندگیات شود. به او اجازه بده به همه بخشهای زندگیات دسترسی داشته باشد؛ به اتاق نشیمن، اتاق خواب، آشپزخانه و حتی همه کمدها. او از قبل میداند در آنها چه هست. در حقیقت، خدا نیازهای تو را بهتر از خودت میشناسد. حتی نیازهایی داری که خودت هنوز از آنها خبر نداری، اما هیچکدام برای خدا غیرمنتظره نیست.
عیسی فرمود: «پدر آسمانی شما از قبل میداند که به همه اینها نیاز دارید. پس شما اول از همه به دنبال پادشاهی و عدالت خدا باشید و او همه نیازهای شما را برآورده خواهد ساخت» (متی ۶: ۳۲-۳۳).
وقتی عیسی مسیح را در همه بخشهای زندگیات در جایگاه نخست قرار دهی، اولویتهای زندگیات روشن و ساده میشود و چیزهای بسیار کمتری برای نگران شدن باقی میماند.
عیسی تعلیم داد: «من شبان نیکو هستم و گوسفندانم را میشناسم و آنها نیز مرا میشناسند…من جان خود را در راه گوسفندها فدا میکنم» (یوحنا ۱۰: ۱۴-۱۵).
اگر خدا آنقدر تو را دوست داشت که جان خود را برایت فدا کند، پس بدون شک آنقدر نیز تو را دوست دارد که روزیات را برساند، هدایتت کند و هر نیازی را که امروز داری برآورده سازد.
این را امتحان کن: هر روز را با یادآوری این حقیقت آغاز کن که خدا نیکوست. وقتی از خواب بیدار میشوی، کنار تختت بنشین و بگو:
«خداوند شبان من است. پس ای عیسی، امروز از تو انتظار دارم که مرا خوراک دهی، هدایتم کنی و نیازهایم را برآورده سازی. در همه بخشهای زندگیام، جایگاه نخست را به تو میدهم و به تو اعتماد میکنم».
اگر هر روزت را با اعتماد به خدا آغاز کنی، کمکم خواهی دید که نگرانیهایت از بین میروند.
تبادل نظر:
- معمولاً کدام «اتاقهای» زندگیات را خودت میخواهی کنترل کنی و همین باعث میشود بیشتر نگران شوی؟
- چرا رها کردن نگرانی نیازمند فروتنی است؟
- هر روز، اولین کاری که میتوانی انجام دهی تا کمتر نگران باشی چیست؟ و شبها، پیش از خواب، چه کاری میتوانی انجام دهی؟
دریافت لینک کوتاه این نوشته:
|
کپی شد! |