کتاب مراقبت شبانی نوشتۀ پاپ گریگوری بزرگ

کتاب مراقبت شبانی بخش ۲: زندگی شبان، فصل ۸-شبان نباید دلش را به خوشنود ساختن مردم خوش کند بلکه باید در نظر بگیرد که چه چیز می‌تواند باعث رضایت آنان شود

رای بدهید

بخش ۲: زندگی شبان، فصل ۸
شبان نباید دلش را به خوشنود ساختن مردم خوش کند بلکه باید در نظر بگیرد که چه چیز می‌تواند باعث رضایت آنان شود

یک شبان نیکو باید مراقب خودش باشد تا وقتی در فکر امور درونی و روحانی است و هم‌زمان به کارهای بیرونیِ کسانی که به او سپرده شده‌اند رسیدگی می‌کند، گرفتار میل به راضی کردن مردم نشود. اگر او بیشتر از حقیقت، به دنبال تأیید و رضایت مردم باشد، ممکن است با کارهای خوبش ظاهراً به خدا تعلق داشته باشد، اما خودخواهی، او را از خالقش دور می‌کند. او باید مشتاق این باشد که مورد محبت مسیح باشد، نه اینکه فقط مورد محبت کلیسا قرار بگیرد. اگر دامادی هدیه‌هایی برای عروسش بفرستد و خادمی که این هدایا را می‌برد بخواهد عروس را برای خودش جذب کند، در واقع دشمن ارباب خود می‌شود. همین اتفاق می‌افتد وقتی یک شبان می‌خواهد به‌جای اینکه مورد محبت نجات‌دهنده‌اش باشد، خودش محبوب مردم شود.

این نوع خودخواهی گاه به شکل سستیِ نادرست و گاه به شکل سخت‌گیریِ افراطی ظاهر می‌شود. شبانی که برای منفعت خودش می‌خواهد دیگران را راضی نگه دارد، ترجیح می‌دهد گناهان مردم را اصلاح نکند تا محبتشان را از دست ندهد. حتی ممکن است کار به جایی برسد که چیزهایی را که باید سرزنش کند، با چاپلوسی تعریف کند. نبی گفته است: «وای بر آنانی که بالشها برای مفصلِ هر بازویی می‌دوزند و مندیلها برای سر هر قامتی می‌سازند تا جانها را صید کنند!» (حزقیال ۱۳: ۱۸). دوختن این بندها و ساختن بالش‌های نرم یعنی کسانی را که در لذت‌های دنیا غرق شده‌اند و نیکی را کنار گذاشته‌اند، با تعریف‌ها و دلخوشی‌های دروغین آرام کردن. چنین شبان نادرستی تلاش می‌کند رضایت مردم را حفظ کند و می‌ترسد کسی را ناراحت کند که شاید بتواند برای او مقام یا منفعت دنیوی فراهم کند. اما در عوض، همین شخص کسانی را که زیر دست او هستند و هیچ قدرتی در برابر او ندارند و هیچ لطفی به او نمی‌کنند، به وحشت خواهد انداخت و با سرزنش‌های شدید بر آنان مسلّط خواهد شد و مهربانی شبانی را فراموش خواهد کرد. او که خودش را بیشتر از خالقش دوست دارد، از داوری آینده نمی‌ترسد. با گستاخی به اقتدار دنیوی خود می‌بالد و با تکبر با زیردستانش رفتار می‌کند، حتی گاهی کارهای نادرست انجام می‌دهد چون می‌داند کسی نمی‌تواند از او بازخواست کند.

هیچ‌کس آن‌قدر کامل نیست که هرگز در انجام وظیفه‌اش کوتاهی نکند. اما یک شبان نیکو باید بخواهد که حقیقت بیش از خودش دوست داشته شود و هرگز نخواهد که کسی او را با آنچه حقیقت است، اصلاح نکند. او باید از خودخواهی آزاد باشد و سخنِ اصلاح‌کننده و صادقانه را، حتی اگر از طرف زیردست باشد؛ با فروتنی بپذیرد. پطرس با میل، سرزنش پولُس را پذیرفت (غلاطیان ۲: ۱۱) و داوود با فروتنی به تذکر خادمش ناتان گوش فرا داد (دوم سموئیل ۱۲: ۷).

با این حال باید در نظر داشت که به یک معنا، رهبران خوب باید بخواهند دیگران را راضی نگه دارند. آن‌ها باید با شیرینیِ اخلاق و رفتار خود، دیگران را به دوست داشتنِ حقیقت جذب کنند؛ نه برای اینکه خودشان محبوب شوند، بلکه تا محبتی که مردم نسبت به آن‌ها پیدا می‌کنند، پلی شود برای رساندن دل‌ها به سوی خالق. برای یک واعظ سخت است که حتی اگر سخنور ماهری باشد، بدون محبوب بودن در میان شنوندگان خود، به‌خوبی شنیده شود. کسی که در جایگاه رهبری است باید تلاش کند محبوب باشد، نه برای خودش، بلکه برای اینکه سخنانش شنیده شود. پولُس هر دو جنبه این موضوع را نشان می‌دهد وقتی می‌گوید: «من نیز می‌کوشم تا همه را به هر نحو که می‌توانم خشنود سازم. زیرا در پی منفعت خود نیستم، بلکه نفع بسیاری را می‌جویم، تا نجات یابند» (اول قرنتیان ۱۰: ۳۳). و همچنین می‌گوید: «اگر همچنان در پی خشنودی مردم بودم، خادم مسیح نمی‌بودم» (غلاطیان ۱: ۱۰). پس پولُس هم دیگران را راضی می‌کند و هم نمی‌کند؛ او می‌خواست حقیقت از طریق او مورد پسند مردم قرار بگیرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
x  Powerful Protection for WordPress, from Shield Security
This Site Is Protected By
Shield Security