کتاب مراقبت شبانی: فصل نهم-بیشتر کسانی که بهنادرست خواهان مقامهای بلند هستند، خود را با وعدۀ دروغینِ کارهای نیک فریب میدهند.
فصل نهم
بیشتر کسانی که بهنادرست خواهان مقامهای بلند هستند، خود را با وعدۀ دروغینِ کارهای نیک فریب میدهند.
با وجود غروری که در پسِ میل آنان به اقتدار شبانی نهفته است، این شبانان دروغین همچنان دوست دارند دربارۀ همۀ کارهای بزرگی که پس از رسیدن به قدرت انجام خواهند داد خیالپردازی کنند. انگیزههای واقعیای که در ژرفای دلهایشان عمل میکند، از ذهنشان پنهان است. آنان به خود دروغ میگویند و وانمود میکنند که آنچه را دوست ندارند، دوست دارند، و آنچه را بیش از همه دوست میدارند؛ یعنی شکوهِ دنیا؛ دوست ندارند.
آنان مشتاق فرمانرواییاند، هرچند در پی آن با احتیاط گام برمیدارند تا مبادا از دستشان بگریزد. اما هنگامی که به مقام بلند دست مییابند، میپندارند که تنها آنچه را سزاوارش بودهاند دریافت کردهاند. لذتِ فرمانرواییِ تازهیافتهشان باعث میشود هر رنگ و ظاهر دینیای را که پیشتر به اندیشههای خود داده بودند، فراموش کنند.
برای کسی که در مرتبهای پایینتر متکبر بوده است، ناممکن است که در جایگاهی بلند فروتنی بیاموزد. همانگونه که انسان طمعکار پس از ثروتمند شدن نمیتواند بخشندگی را بیاموزد، هیچکس نیز نمیتواند از ستایشی که همراه مقامهای بلند است دوری کند، اگر زمانی که این ستایش اندک بود، بهشدت در پی آن بوده است.
از این رو، باید زندگی گذشتۀ هر شخص با دقت بررسی شود پیش از آنکه او را به وظایف شبانی بپذیرند. با این حال، عموماً درست است که حتی کارهای نیکی که در زمان آرامش انجام میشوند، تضمینی برای عمل به فضیلت در میان مسئولیتهای سنگین نیستند. حتی یک دریانورد بد نیز میتواند کشتی را در دریایی آرام هدایت کند.
مقام بلند شبانی مانند کشتیای است که در طوفانهای اندیشهها به تلاطم میافتد، به این سو و آن سو رانده میشود، و بر اثر افراط در گفتار و کردار، چنانکه کشتی با برخورد با صخرهها میشکند، در هم میشکند.
در این امر تنها یک راه امن وجود دارد: آنان که عطایا و فضیلتهای لازم را دارند، تنها از روی اجبار وظایف شبانی را بر عهده گیرند، و آنان که فضیلت اندکی دارند، بهکلی از اقتدار شبانی دوری کنند.
انسان نباید آنچه به او داده شده است را مانند آن مرد در مَثَلِ عیسی در دستمالی پنهان کند:
«اما آن که یک قنطار گرفته بود، رفت و زمین را کَند و پولِ ارباب خود را پنهان کرد.» (متی ۲۵: ۱۸)
و نیز نباید مانند فریسیان نمونهای بد ارائه دهد، آنان که نه خود وارد پادشاهی شدند و نه دیگران را اجازه دادند وارد شوند:
«وای بر شما ای علمای دین و فریسیان ریاکار! شما درِ پادشاهی آسمان را به روی مردم میبندید؛ نه خود داخل میشوید و نه میگذارید کسانی که در راهند داخل شوند» (متی ۲۳: ۱۳).
یک شبان مسیحی در میان مردم خود همچون پزشکی است که بیماران را شفا میدهد: چه جسارتی است اگر کسی وانمود کند که میتواند دیگران را درمان کند، در حالی که چهرۀ خود او از بیماری دگرگون شده است!
دریافت لینک کوتاه این نوشته:
|
کپی شد! |