کتاب مراقبت شبانی: فصل اول
فصل اول
مقامهای اقتدار نباید به کسانی داده شود که در ادارهٔ جانها مهارت ندارند
هیچکس جرأت نمیکند هنری را تعلیم دهد مگر آنکه آن را با دقت آموخته باشد. پس بیندیشید که چه اندازه نابخردانه است اگر کسی که هنر اقتدار شبانی را نیاموخته است منصب شبانی در کلیسا را بر عهده بگیرد، زیرا ادارهٔ جانها هنرِ هنرها است.
بیماریهای روح بسیار دشوارتر از بیماریهای جسم فهمیده و درمان میشوند. کسی که هیچ دانشی از داروها ندارد شرم میکند که پزشک نامیده شود؛ اما مردانی که از امور روحانی هیچ دانشی ندارند، بیباکانه پیش میآیند و ادعا میکنند که پزشکان دل انسان هستند!
این وضعیت اندوهبار از آنجا پدید آمده است که به لطف خدا در زمانی زندگی میکنیم که صاحبان قدرت معمولاً به ایمان احترام میگذارند، و مردانی که میخواهند به افتخار و مقام برسند خود را به مناصب کلیسایی میچسبانند. آنان میخواهند به عنوان آموزگار دیده شوند، به عنوان کسانی که بر دیگران برتری دارند. بهترین جایگاه در مهمانیها، سلام و احترام در بازارها و صندلیهای افتخار در مجامع را میجویند.
خداوند از طریق هوشع نبی دربارهٔ چنین مردانی گفت:
«ایشان پادشاهان نصب کردند، اما نه از جانب من؛ شاهزادگان را منصوب داشتند، اما نه به تأیید من» (هوشع ۸: ۴).
کسانی که با قدرت خود و نه با ارادهٔ خدا به مقام میرسند، با خواستههای بد خود برانگیخته شدهاند و در حقیقت مقام فرمانروایی را غصب میکنند، نه اینکه آن را به دست آورند.
خداوند ما دربارهٔ چنین مردانی میگوید:
«از من دور شوید ای بدکاران؛ من شما را نمیشناسم» (لوقا ۱۳: ۲۷).
ناتوانی واقعی آنان از سوی خدا به وسیلهٔ پیامبرش سرزنش میشود آنجا که میگوید:
«شبانانی بیفهمند، که جملگی به راه خود برگشتهاند» (اشعیا ۵۶: ۱۱).
و نیز:
«عالِمان شریعت مرا نشناختند» (ارمیا ۲: ۸).
این ناتوانی شبانان همچنین داوری عادلانهای را بر کسانی که آگاهانه از راههای نادرست آنان پیروی میکنند در پی دارد؛ چنانکه عیسی میگوید:
«هرگاه کوری عصاکش کورِ دیگر شود، هر دو در چاه خواهند افتاد» (متی ۱۵: ۱۴).
دریافت لینک کوتاه این نوشته:
|
کپی شد! |