آیا در بیان شرح حال عیسی در طول زمان گزافهگویی شده است؟
آیا در بیان شرح حال عیسی در طول زمان گزافهگویی شده است؟
۱. ما نوشتههای قدیمیای داریم که با نوشتههای امروزی همخوانی دارند
اگر امروز کتاب مقدس را باز کنید، میتوانید مطمئن باشید چیزی که میخوانید همان چیزی است که آن زمان نوشته شده بود.
اگر هیچ نسخه قدیمیای نداشتیم، ممکن بود فکر کنیم نوشتههای امروزی دربارۀ عیسی اغراقآمیز شدهاند. اما این نسخههای قدیمی در دسترس ما قرار دارند. در ۱۰۰ سال گذشته، باستانشناسان نسخههای کاملتر و تکههایی از نوشتههای کتاب مقدس را پیدا کردهاند که اغلب به قرن اول و دوم میلادی برمیگردند و به زبان اصلی حفظ شدهاند. وقتی پژوهشگران این اسناد قدیمی را با نسخههای امروزی مقایسه میکنند، تغییر مهمی پیدا نمیکنند. این فقط یک نظر شخصی نیست بلکه بهصورت علمی ثابت شده که در طول زمان تغییر یا اغراق بزرگی رخ نداده است.
اگر امروز کتاب مقدس را باز کنید، میتوانید کاملاً مطمئن باشید که همان چیزی را میخوانید که آن زمان نوشته شده بود. این متنها هم بارها و بارها از روی ترجمهها دوبارهنویسی نشدهاند. کتابهای مقدس امروزی مستقیماً از زبان اصلی ترجمه شدهاند (اگر یونانی بلد باشید، حتی میتوانید متنهای اصلی را بخوانید و با کتاب مقدس فعلی مقایسه کنید). بهطور خلاصه، این نسخههای قدیمی بهخوبی نشان میدهند که در بیان شرح حال عیسی در طول زمان گزافهگویی و اغراقی نشده است.
۲. همۀ نوشتههای مختلف قدیمی با هم همخوانی دارند
اگر بازی «گوشی خراب» را انجام دهید (که در آن بچهها جملهای را در گوش هم زمزمه میکنند)، معمولاً نتیجهها عجیب و خندهدار میشود. اگر این بازی را با گروههای مختلف انجام دهید، انتظار دارید نتیجههای متفاوتی بگیرید. اما دربارۀ عیسی این مسئله صدق نمیکند! همۀ گروههای مختلف تقریباً یک چیز اصلی را میگویند: او زندگی کرد، معجزه انجام داد، ادعا کرد خداست، بر صلیب کشته شد و دوباره زنده شد. هرچند روایتهای مختلف ممکن است زاویۀ دیدهای متفاوتی داشته باشند، با این حال جزئیات هم با هم جور درمیآیند.
اگر هر منبع، داستان متفاوتی میگفت، بهراحتی میتوانستیم بگوییم در انتقال شرح حال عیسی اغراق شده است اما نوشتههای قدیمی بهطور مداوم همدیگر را تأیید میکنند. از ۱۵۰ سال اول، ۴۲ متن متفاوت و باقیمانده دربارۀ عیسی وجود دارد. این تعداد مشابه چیزی است که دربارۀ تیبریوس قیصر داریم. تاریخنگاران این را مدرک بسیار قوی میدانند، چون از ۲۰۰۰ سال پیش اسناد کمی باقی مانده است. این نوشتهها شامل گزارشهای شاهدان عینی در کتاب مقدس از متی، مرقس، لوقا، یوحنا، پولس، پطرس و دیگران است. همچنین نوشتههای اولیۀ پیروان عیسی مثل پولیکارپ، کلِمِنت، ایگناتیوس و ژوستین شهید، و حتی نوشتههای مخالفان عیسی مانند یوسفوس، تاسیتوس، لوسیان و سلسوس را هم شامل میشود. همۀ اینها در کنار هم تصویر بسیار هماهنگی میسازند و به ما اطمینان میدهند که چه اتفاقی افتاده است.
۳. این نوشتههای قدیمی توسط نویسندگان قابل اعتماد نوشته شدهاند
اگر نویسندگان با اغراق کردن در انتقال شرح حال عیسی سود زیادی میبردند؛ مثلاً ثروتمند و مشهور میشدند یا زندگی لوکسی نصیب آنان میشد، ممکن بود صحّت این وقایع را زیر سؤال ببریم. اما واقعیت برعکس است. آنها با نوشتن این مطالب، زندگی خود را سختتر کردند. بسیاری از آنان از سوی قوم خود، یعنی یهودیان، طرد شدند و از طرف حکومت روم که سعی داشت این داستان را پنهان کند، تحت آزار شدید قرار گرفتند یا حتی کشته شدند. بسیاری از آنها جان خود را فدا کردند تا این روایتها به ما برسد، و همین موضوع گفتههایشان را بسیار قابل توجه میکند.
این نویسندگان انگیزهای برای اغراق نداشتند. در واقع، دلایل زیادی داشتند که سکوت کنند یا پیام خود را کمرنگتر نشان دهند. همین باعث میشود شهادت جسورانۀ آنان دربارۀ عیسی بسیار تأثیرگذار و قانعکننده باشد.
این سه دلیل فوق به ما اطمینان میبخشند که شرح حال عیسی در طول زمان اغراقآمیز نشده است. ما نوشتههای قدیمی از نویسندگان مختلف داریم که شاهدان قابل اعتمادی بودهاند.
این موضوع شما را با یک سؤال جدی روبهرو میکند. اگر تاریخ قابل اعتماد است و این روایتها تغییر نکردهاند، واکنش شما چیست؟ اگر صادق باشیم، خیلیها از این فکر که «احتمالاً دربارۀ عیسی اغراق به عمل آمده» بهعنوان بهانهای برای نادیده گرفتن او استفاده میکنند. اما نگذارید این فرضیه مثل پردهای جلوی دید شما را بگیرد. حقیقت آنقدر مهم است که نباید آن را از دست داد.
منبع مقاله:
https://www.bethinking.org/jesus/has-jesus-been-exaggerated
دریافت لینک کوتاه این نوشته:
|
کپی شد! |