قربانی اسحاق؛ امتحان الهی یا رفتار غیرانسانی؟
قربانی اسحاق؛ امتحان الهی یا رفتار غیرانسانی؟!
پاسخ روشن و کوتاه پرسش ذکر شده این است که در ضمن امتحان ایمان هیچگونه رفتار غیرانسانی در این واقعه رخ نداده. در زیر دلایل این ادعا به تفصیل آمده:
شرح کامل این رویداد در پیدایش ۲۲: ۱ تا ۱۹ آمده و برای درک درست آن، باید متن را با دقت و بدون پیشداوری بررسی کرد. در این روایت، چند نکته مهم وجود دارد که توجه به آنها میتواند بسیاری از سوءبرداشتها را برطرف کند:
۱- طبق آیههای ۱ و ۲، کسی که مورد آزمایش قرار گرفت ابراهیم بود، نه اسحاق:
«و خدا ابراهیم را امتحان کرده، بدو گفت: “ای ابراهیم!” …»
بنابراین، محور اصلی این ماجرا، آزمون ایمان و اطاعت ابراهیم است.
۲- وقتی ابراهیم و اسحاق به دامنۀ کوه موریا رسیدند، ابراهیم به خادمان خود گفت:
«من و پسر بدانجا میرویم، عبادت میکنیم و نزد شما بازمیگردیم.»
نکته مهم اینجاست که اسحاق نیز این سخن را شنید. در نتیجه، او از همان ابتدا این اطمینان را داشت که قرار است هر دو با هم خدا را عبادت کنند و باهم نزد خادمان بازگردند. اسحاق پدرش را انسانی راستگو و امین میشناخت و طبیعی بود که به سخنان او اعتماد کند.
۳- در مسیر بالا رفتن از کوه، اسحاق از پدرش پرسید:
«آتش و هیزم هست، اما برۀ قربانی کجاست؟»
ابراهیم پاسخ داد:
«خدا خود برۀ قربانی را مهیا خواهد کرد.»
این پاسخ نیز تنها یک جملۀ ساده نبود، بلکه سخنی نبوتی و سرشار از ایمان و اطمینان بود؛ سخنی که آرامش بیشتری به اسحاق میبخشید و نشان میداد ابراهیم به فراهم کردن راهحل از سوی خدا یقین دارد.
در ادامه، کتاب مقدس میگوید:
«ابراهیم پسر خود، اسحاق، را بسته، بر مذبح گذاشت و کارد را گرفت تا او را ذبح کند.»
۴- در اینجا نکتهای ظریف وجود دارد. برخلاف آنچه در نقاشیهای متداول شاهد آن هستیم، این متن نمیگوید که ابراهیم کارد را بالا برد، بلکه فقط میگوید آن را گرفت. بلافاصله پیش از هر اقدامی، فرشتۀ خدا مداخله کرد و مانع شد:
«دست خود را بر پسر دراز مکن و بدو هیچ مکن…»
این تفاوت بسیار مهم است؛ زیرا اگر ابراهیم عملاً برای وارد کردن ضربه اقدام میکرد، ممکن بود صحنهای هولناک برای اسحاق ایجاد شود و آثار روحی عمیقی بر او باقی بگذارد. اما روایت کتاب مقدس نشان میدهد که خدا پیش از وقوع چنین لحظهای دخالت کرد.
پس از آن، خدا قوچی را برای قربانی مهیا ساخت و اسحاق آزاد شد. به همین دلیل، ابراهیم آن مکان را «یهوه یری» نامید؛ یعنی «خدا مهیا میکند».
۵- در پایان، باید به نکتهای بسیار مهم و ظریف نیز توجه کرد. در عبرانیان ۱۱: ۱۷ تا ۱۹ آمده است:
«زمانی که خدا ابراهیم را در بوتۀ آزمایش قرار داد و از او خواست تا پسرش اسحاق را قربانی کند، او به سبب ایمانی که به خدا داشت، حاضر شد دستور خدا را اطاعت نماید. با اینکه او در بارۀ اسحاق وعدههایی از خدا دریافت کرده بود، اما آماده شد تا او را قربانی کند، گرچه در بارۀ او بود که خدا به ابراهیم فرموده بود: «توسط اسحاق است که تو صاحب نسلی میشوی که وعدهاش را به تو دادهام.» زیرا ابراهیم ایمان داشت که حتی اگر اسحاق بمیرد، خدا قادر است او را زنده سازد. در واقع، همینطور نیز شد، زیرا اسحاق از دیدگاه ابراهیم محکوم به مرگ بود، اما عمر دوباره یافت» (ترجمۀ معاصر نوین)
بر اساس این بخش از کتاب مقدس، ابراهیم از همان ابتدا یقین داشت که وعدۀ خدا دربارۀ اسحاق هرگز از بین نخواهد رفت. او باور داشت که حتی اگر اسحاق کشته شود، خدا قادر است او را دوباره زنده سازد. همین ایمان عمیق، به ابراهیم آرامش و اطمینان میبخشید و طبیعی است که این آرامش در رفتار و سخنان او نیز دیده میشد؛ بهگونهای که اسحاق نیز با اعتماد و اطمینان در کنار پدرش باقی ماند.
در نتیجه، وقتی این روایت را بهطور کامل و دقیق مطالعه میکنیم، درمییابیم که هدف متن، نشان دادن ایمان و اعتماد کامل ابراهیم به خداست، نه ایجاد تصویری از خشونت یا بیرحمی.
شایان ذکر است که در مطالعۀ کتاب مقدس، چند نکته اهمیت زیادی دارد:
نخست اینکه نباید با پیشداوری و فرضیات شخصی به سراغ متن برویم.
دوم اینکه باید هر بخش را در چارچوب کامل آن بررسی کنیم، نه جدا از زمینه و ادامۀ روایت.
و سوم اینکه لازم است به واژهها، ترتیب رویدادها و جزئیات متن دقت کنیم تا دچار برداشت نادرست نشویم.
نوشتۀ کشیش ورژ باباخانیان
دریافت لینک کوتاه این نوشته:
|
کپی شد! |