داستان حمله سِنّخِاریب به یهودا و اورشلیم در دوران پادشاهی حِزِقیا؛ همزمانی میان باستانشناسی و کتاب مقدس عبری

داستان حمله سِنّخِاریب به یهودا و اورشلیم در دوران پادشاهی حِزِقیا؛ همزمانی میان باستانشناسی و کتاب مقدس عبری
یکی از رویدادهای تاریخی که در آن هماهنگی و تطابق زیادی میان متن کتاب مقدس و یافتههای باستانشناسی دیده میشود، حمله آشوریان به پادشاهی یهودا و شهر اورشلیم است. در فصل ۳۶ کتاب اشعیا در کتاب مقدس عبری آمده است:
«در سال چهاردهم پادشاهی حِزِقیا، سِنّخِاریب، پادشاه آشور، به همه شهرهای مستحکم یهودا حمله کرد و آنها را تصرف نمود. سپس پادشاه آشور فرمانده سپاه خود را همراه با ارتشی بزرگ از لاکیش نزد حِزِقیا، پادشاه یهودا، در اورشلیم فرستاد.»
از این متن میبینیم که پادشاه یهودا، حِزِقیا بود و پادشاه آشور، سِنّخِاریب. همچنین مشخص است که پادشاه آشور ابتدا شهر لاکیش را فتح کرده بود و سپس برای تصرف اورشلیم حرکت کرد.
آنچه این داستان را کمنظیر میکند، این است که علاوه بر متن کتاب مقدس، نوشتهای از خود سِنّخِاریب نیز در دست داریم. در سال ۱۸۳۰، سرهنگ رابرت تیلور هنگام حفاری در شهر نینوا منشوری را پیدا کرد که روی آن نوشتههایی به زبان اَکَدی حک شده بود. این نوشته بعدها رمزگشایی شد. در آن آمده است:
«درباره حِزِقیا، پادشاه یهودا، که فرمان مرا نپذیرفت، چهلوشش شهر مستحکم او را همراه با شهرهای کوچکتر، با استفاده از دژکوبهایم محاصره و تصرف کردم. … در مجموع ۲۰۰,۱۵۰ نفر، از کوچک و بزرگ، زن و مرد، و همچنین شمار فراوانی از اسبها، قاطرها، الاغها، شترها، گاوها و گوسفندان را به غنیمت گرفتم. اما حِزِقیا را مانند پرندهای در قفس، در شهر سلطنتیاش، اورشلیم، محبوس کردم. سپس پیرامون او مجموعهای از دژها ساختم و اجازه ندادم کسی از دروازههای شهر خارج شود. شهرهایی را که تصرف کرده بودم به میتینتی، پادشاه اَشدود؛ پادی، فرمانروای عِقرون؛ و سیلیبل، پادشاه غزه، واگذار کردم.»
سِنّخِاریب در این نوشته ادعایی درباره فتح اورشلیم نمیکند و فقط از تصرف شهرهای دیگر یهودا سخن میگوید. اگر اورشلیم را نیز فتح کرده بود، بدون شک به آن افتخار میکرد، زیرا اورشلیم پایتخت یهودا بود. پس چرا سِنّخِاریب نتوانست اورشلیم را تصرف کند؟ آشوریان هر شهری را که محاصره کردند، سرانجام آن را گرفتند، به جز اورشلیم. در کتاب دوم پادشاهان، فصل ۱۸، آیات ۱۳ تا ۱۵ آمده است:
«در سال چهاردهم پادشاهی حِزِقیا، سِنّخِاریب، پادشاه آشور، به همه شهرهای مستحکم یهودا حمله کرد و آنها را تصرف نمود. آنگاه حِزِقیا، پادشاه یهودا، این پیام را برای پادشاه آشور که در لاکیش بود فرستاد: “من خطا کردهام. از من دست بردار و هرچه بخواهی به تو خواهم پرداخت.” پادشاه آشور از حِزِقیا، پادشاه یهودا، سیصد وزنه نقره و سی وزنه طلا مطالبه کرد. پس حِزِقیا تمام نقرهای را که در معبد خداوند و خزانههای کاخ سلطنتی یافت میشد، به او داد».
در منشوری که در زمان پادشاهی سِنّخِاریب نوشته شده، آمده است:
«اما درباره حِزِقیا، شکوه هراسانگیز عظمت من بر او چیره شد، و افراد اوربی (اعراب) و سربازان مزدورش که برای تقویت شهر سلطنتیاش، اورشلیم، آورده بود، او را ترک کردند. افزون بر ۳۰ وزنه طلا و ۸۰۰ وزنه نقره، سنگهای گرانبها، سرمه، جواهرات، سنگهای بزرگ ساندو، تختهای عاج، صندلیهای عاج، پوست فیل، عاج فیل، چوب آبنوس، چوب شمشاد و انواع گنجینههای ارزشمند، همچنین دخترانش، زنان حرمسرایش و نوازندگان مرد و زن خود را پس از من به نینوا، شهر سلطنتی من، فرستاد. او فرستادگان خود را برای پرداخت خراج و پذیرفتن فرمانبرداری نزد من گسیل داشت.»
در اینجا میبینیم که مقدار طلا، یعنی ۳۰ وزنه طلا، هم در کتاب مقدس و هم در منشور دقیقاً یکسان ذکر شده است. مقدار نقره یکسان نیست، اما هر دو منبع میگویند که حِزِقیا نقره پرداخت کرد. بنابراین، هم در کتاب مقدس عبری و هم در گزارش سِنّخِاریب، شباهتها و هماهنگیهای فراوانی دیده میشود. کتاب مقدس بهدرستی حِزِقیا را پادشاه یهودا و سِنّخِاریب را پادشاه آشور معرفی میکند. همچنین بهدرستی بیان میکند که شهرهای یهودا فتح شدند، اما اورشلیم به تصرف درنیامد.
کسانی که معتقدند کتاب مقدس ماهیتی افسانهای دارد، معمولاً استدلال خود را بر این پایه بنا میکنند که هنوز متون غیرمذهبی کافی برای تأیید روایتهای کتاب مقدس پیدا نشده است. اما هنگامی که چنین متون غیرمذهبی در دسترس باشد، همانگونه که در این مورد وجود دارد، نشان میدهد که کتاب مقدس صرفاً یک متن افسانهای نیست. این کتاب، افزون بر اینکه یک متن الهی است، یک متن تاریخی نیز به شمار میآید.
دریافت لینک کوتاه این نوشته:
|
کپی شد! |