رهنمودهایی از کتاب‌های کتاب مقدس برای رهبران (اثر جان مکسوِل)‏

رهنمودهای کتاب پیدایش برای رهبران

رای بدهید

رهنمودهای کتاب پیدایش برای رهبران

آفرینش و یک رهبر اصلی و نهایی که پیشگام است
(پیدایش
۱:‏۱ تا ۲:‏۲۵)

آیا تا به حال دقت کرده‌ای که خدا یک رهبر نهایی است که در آفرینش خود پیشگام بوده است؟ او نه تنها جهان را آفرید، انسان‌ها را نجات داد، با نیرویی خلاق و کارآفرینانه دست به نوآوری زد و مانند یک فرد مستقل و متفاوت عمل کرد، بلکه رهبری نیز می‌کند.
اگرچه خدا می‌توانست به تنهایی بر زمین حکومت کند و انسان‌ها را نجات دهد، اما تصمیم گرفت انسان‌های فانی را نیز در نقشه‌های خود شریک کند. به این موضوع فکر کن! او می‌توانست آفرینش خود را فقط به حیواناتی که بر اساس غریزه عمل می‌کنند محدود کند، اما چنین نکرد. او انسان‌ها را با اراده و اختیار خودشان آفرید؛ مردان و زنانی که باید بر اساس نقشه او، انتخاب کنند که از رهبری‌اش پیروی کنند. خدا همیشه دیگران را نیز با خود همراه می‌کند.
خدا به عنوان رهبر نهایی، همیشه پیشگام است. او آفرینش جهان را آغاز کرد. او پیدایش نسل ما را آغاز کرد. و او فرایند نجات را آغاز کرد و خود را به ما نزدیک ساخت تا ما نجات پیدا کنیم.
وقتی کتاب مقدس را می‌خوانی، توجه داشته باش که خدا تا چند بار رهبری شگفت‌انگیز خود را نشان می‌دهد.
به‌راستی، او رهبر نهایی است!

ما برای رهبری به دنیا آمده‌ایم!
(پیدایش ۱:‏۲۶ تا ۳۱)

من و تو برای رهبری به دنیا آمده‌ایم. بر اساس پیدایش ۱:‏۲۶ تا ۳۱، به پنج نکته توجه کن که نشان می‌دهند خدا به ما توانایی رهبری داده است:
۱. اینکه به صورت خدا آفریده شده‌ایم، بیانگر این است که برای رهبری آفریده شده‌ایم (آیه ۲۶).
پس از اینکه خدا می‌گوید: «انسان را به صورت خود بسازیم»، می‌گوید: «تا بر آنها تسلط داشته باشند…» یکی از راه‌هایی که ما تصویر خدا را در خود نشان می‌دهیم، رهبری کردن است.
۲. خدا هم به مرد و هم به زن فرمان داد که تسلط داشته باشند (آیه ۲۷).
هم مردان و هم زنان برای رهبری آفریده شده‌اند.
۳. ما باید بر زمین حکومت کنیم، اما لزوماً بر یکدیگر نه (آیه ۲۸).
خدا به ما دستور نداد که بر یکدیگر حکومت کنیم، بلکه فرمود بر موجودات و مخلوقات زمین تسلط داشته باشیم. بخش بزرگی از تاریخ بشر، داستان این است که مردان و زنان نقش‌هایی را که خدا به آنها داده بود، با تلاش برای حکومت بر یکدیگر، به انحراف کشیده‌اند.
۴. همه ما باید در زمینه‌هایی که خدا به ما استعداد و هدف داده است، به یکدیگر خدمت کنیم (آیات ۲۸ و ۳۰).
خدا همه چیز را برای هدفی آفریده است. هدف کلی ما رهبری کردن است، اما هر یک از ما باید از خدا بپرسیم: «خداوندا، هدف مشخصی که برای من در نظر گرفته‌ای چیست؟»
۵. بهترین شکل رهبری هر شخص، در زمینه‌ای است که در آن استعداد دارد (آیه ۳۱).
وقتی استعدادهای خود را کشف کنیم، به طور طبیعی در زمینه‌هایی رهبری خواهیم کرد که در آنها بیشترین بهره‌وری، درک و شهود، احساس راحتی، تأثیرگذاری و رضایت را داریم.

قانون ای. اف. هاتُن: حوا سخن می‌گوید
(پیدایش ۳:‏۴ تا ۶)

یک تبلیغ قدیمی تلویزیونی بود که در آن گفته می‌شد «وقتی ای. اف. هاتُن صحبت می‌کند، مردم گوش می‌دهند». رهبران واقعی، صرف‌نظر از عنوان و جایگاهی که دارند، بر دیگران تأثیر می‌گذارند.
داستان حوا نشان می‌دهد که تأثیرگذاری منفی چه پیامدهایی می‌تواند داشته باشد. اگرچه خدا آدم را به عنوان رهبر روحانی حوا قرار داده بود، حوا این نقش تأثیرگذار را به دست گرفت. آدم به جای خدا، از همسرش پیروی کرد و آن دو با هم، بشریت را به گناه کشاندند.

آدم؛ نخستین رهبری که کم آورد
(پیدایش ۳:‏۶ تا ۱۹)

به محض اینکه آدم فرمان خدا را برای حکومت بر زمین دریافت کرد، او به نخستین رهبر روحانی در تاریخ بشر تبدیل شد. در ابتدا، این مسئولیت به معنای مراقبت و اداره باغ و هدایت خانواده‌اش بود. آدم باید نسبت به منابعی که خدا در اختیارش گذاشته بود و همچنین نسبت به روابطش با دیگران، مسئولانه رفتار می‌کرد. متأسفانه، او در هر دو مورد شکست خورد.
وقتی حوا میوه ممنوعه را نزد آدم آورد، آدم با خوردن آن، در مورد آفرینش خدا به‌درستی عمل نکرد. او همچنین در قبال همسرش مسئولانه رفتار نکرد؛ زیرا زمانی که باید موضع خود را می‌گرفت، منفعل ماند و اجازه داد هم حوا و هم خودش از نظر اخلاقی سقوط کنند. وقتی خدا او را به خاطر گناهش مورد بازخواست قرار داد، آدم دیگران را مقصر دانست: «این زن که تو به من دادی، از میوه درخت به من داد و من هم خوردم» (پیدایش ۳:‏۱۲).
رهبری روحانی پیچیده نیست؛ فقط به این نیاز دارد که انسان حاضر باشد مسئولیت کارهای خود را بپذیرد. متأسفانه، بسیاری از رهبران روحانی همچنان اشتباه آدم را تکرار می‌کنند و از مسئولیت‌های خود در خانه، محله، محل کار و کلیسا شانه خالی می‌کنند. آنها فراموش می‌کنند که اگرچه شکست آدم از خانه شروع شد، اما در مدت کوتاهی به تمام روابط او آسیب زد، جای زیبایی را که در آن زندگی می‌کرد خراب کرد و در نهایت سراسر جهان را گرفتار و ویران کرد. و همه این آشفتگی را می‌توان به یک امتناع بی‌جرئت از رهبری کردن نسبت داد.

حوا :رهبری که از شکست درس گرفت
(پیدایش ۴:۱—۵:۵)

خدا حوا را آفرید تا نیازی را که در دنیای کامل آدم وجود داشت و برآورده نشده بود، برطرف کند. او وارد سرزمینی شد که از درد، غم و گناه خالی بود، اما تغییرات روحی و عاطفی او باعث شد اطاعت برایش دشوار باشد. سرانجام، او آدم را نیز تحت تأثیر قرار داد تا در گناه با او همراه شود. انتخاب آنها برای پیروی از شیطان به جای خدا، پیامدهای ویرانگری به همراه داشت که حتی امروز نیز همچنان ما را گرفتار کرده است.
حوا زندگی‌ای بدون درد را با محیطی خصمانه و حتی بی‌رحمانه معامله کرد!
با این حال، زندگی بعدی او نشان داد که توانایی جبران شکست و ادامه دادن راه را دارد. او رابطه خود را با خدا دوباره برقرار کرد و هنگامی که نخستین فرزندش به دنیا آمد، وابستگی خود به خدا را پذیرفت. اگرچه کتاب مقدس درباره مهارت‌های او در تربیت فرزندانش چیزی نمی‌گوید، اما نشان می‌دهد که قائن روحیه‌ای پر از کینه و حسادت پیدا کرد. در نتیجه، حوا نخستین مادری شد که درد و رنج کشته شدن فرزندش را تحمل کرد.
حوا از درد و رنج خود بهانه‌ای برای رد کردن خدا یا زیر سؤال بردن او، آن‌گونه که در باغ کرده بود، نساخت. همچنین اجازه نداد ریشه تلخی و کینه در وجودش رشد کند. هنگامی که خدا شیث را به او داد، برای این زندگی تازه شکرگزاری کرد. در نهایت، حوا به نمونه‌ای از یک رهبر قوی تبدیل شد که حاضر بود پیامدهای انتخاب‌های خود را بپذیرد و از اشتباهاتش درس بگیرد.

(توضیح: هر روز کاری تعدادی از این مطالب به این متن اضافه خواهد شد)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
Protected By
Shield Security