تاریخ مختصر مسیحیت در ایران زمین
تاریخ مختصر مسیحیت در ایران زمین
مسیحیت از همان سدههای نخست میلادی به سرزمین ایران رسید. برخی سنتهای کهن، بشارت رسولانی چون توما و تدای یا تادئوس را در سرزمینهای زیر نفوذ اشکانیان گزارش میکنند؛ هرچند جزئیات تاریخی همه این گزارشها یکسان و قطعی نیست. آنچه روشن است، این است که در سدههای دوم و سوم میلادی، جماعتهای مسیحیِ سریانیزبان در میانرودان، خوزستان و مناطق غربی ایران حضور داشتند.
**مسیحیت در دوران ساسانیان بیشتر در کجا رشد کرد؟**
بیشترین تمرکز مسیحیان در بخشهای غربی و جنوبغربی شاهنشاهی ساسانی بود؛ یعنی سرزمینهایی که امروز عمدتاً در عراق، غرب ایران و خوزستان قرار دارند. کلیسای بزرگ این قلمرو معمولاً «کلیسای شرق» نامیده میشود و زبان اصلی عبادت و نوشتار آن سریانی بود.
مهمترین مناطق رشد عبارت بودند از:
– **بِثآرامایِه و تیسفون:** ناحیه میانرودان مرکزی، پیرامون تیسفون، پایتخت ساسانی. تیسفون محل اقامت جاثلیق، رهبر کلیسای شرق، بود و مهمترین مرکز کلیسایی قلمرو ساسانی بهشمار میرفت.
– **بِثهوزایِه یا خوزستان:** شهرهایی مانند گندیشاپور، شوشتر و اهواز از مراکز مهم مسیحی بودند. جندیشاپور بهویژه به سبب مدرسه و فضای علمیاش اهمیت داشت.
– **بِثگرمای:** ناحیه کرکوک و شهر کرخِ بیتسلوخ، در شمال میانرودان، که جمعیت مسیحی و اسقفنشینهای فعالی داشت.
– **آدیابن یا حَدیاب:** پیرامون اربیل و موصل کنونی. این منطقه از مراکز قدیمی و پرنفوذ مسیحیت سریانی بود.
– **نصیبین و نواحی مرزی شمالغربی:** نصیبین مرکز بزرگ آموزش الهیات و تفسیر کتابمقدس بود؛ هرچند در طول تاریخ میان ایران و روم جابهجا شد.
– **بِثمایشان و سواحل خلیج فارس:** در جنوب میانرودان و نواحی بندری، جماعتهای مسیحی حضور داشتند و از راه خلیج فارس با هند ارتباط برقرار میکردند.
– **فارس، کرمان و نواحی شرقی:** حضور مسیحیان در این مناطق پراکندهتر بود، اما در اواخر عصر ساسانی و سپس دوره اسلامی، راههای تجاری سبب گسترش جماعتهای کلیسای شرق به سوی شرق ایران، آسیای مرکزی، هند و چین شد.
**چند اسقفنشین وجود داشت؟**
برای همه دوران ساسانی یک عدد ثابت نمیتوان داد، زیرا مرزها، امنیت، آزارها و سازمان کلیسا در دورههای گوناگون تغییر میکرد. اما در شورای مهم سلوکیه ـ تیسفون در سال **۴۱۰** میلادی، ساختار رسمی کلیسای شرق تثبیت شد.
در آن زمان، دستکم **شش استان کلیسایی اصلی** شناخته میشد:
– بِثآرامایِه، با مرکز تیسفون
– بِثهوزایِه، در خوزستان
– بِثگرمای
– آدیابن
– نصیبین
– بِثمایشان
زیر نظر این استانها، حدود **سی تا سیوچند اسقفنشین** وجود داشت. شمار دقیق در منابع مختلف تفاوت دارد، زیرا بعضی اسقفنشینها کوتاهمدت بودند، بعضی نامشان تغییر میکرد و برخی نیز در فهرستهای باقیمانده ثبت نشدهاند.
پس میتوان گفت در آغاز سده پنجم میلادی، کلیسای شرق در قلمرو ساسانی شبکهای گسترده با **شش مرکز کلان کلیسایی و بیش از سی اسقفنشین** داشت. این گستردگی نشان میدهد که با وجود فشارهای حکومتی و مذهبی، انجیل در بسیاری از بخشهای ایران و سرزمینهای زیر فرمان ساسانیان ریشه دوانده بود.
در دوره ساسانی، کلیسای شرق در ایران رشد یافت و مرکز مهم آن در تیسفون، پایتخت ساسانیان، شکل گرفت. این کلیسا به زبان سریانی خدمت میکرد و بعدها پیام انجیل را از ایران به آسیای مرکزی، هند و حتی چین رساند. مسیحیان گاه آزادی نسبی داشتند، اما در زمانهایی نیز، بهویژه هنگامی که حکومت آنان را همسو با امپراتوری روم میپنداشت، تحت فشار و آزار قرار گرفتند.
- آزار مسیحیان در دوران ساسانیان
در شاهنشاهی ساسانی، آیین زرتشتی دین رسمی حکومت بود و نهاد موبدان نفوذ سیاسی و قضایی گستردهای داشت. با این حال، برخورد با مسیحیان در تمام دوره ساسانی یکسان نبود: گاهی آزادی نسبی داشتند و گاهی آزارهای شدید را تجربه کردند.
شدیدترین موج آزار، در روزگار شاپور دوم، از حدود سال ۳۳۹ میلادی آغاز شد. پس از مسیحیشدن امپراتوری روم، حکومت ساسانی بسیاری از مسیحیان را از نظر سیاسی مشکوک میدید و آنان را همدل با دشمن رومی میپنداشت. فشارهایی چون مالیاتهای سنگین، بازداشت رهبران کلیسا، اجبار به انجام آیینهای زرتشتی و اعدام شماری از ایمانداران رخ داد. شمعون برصباعی، اسقف تیسفون، از شناختهشدهترین شهیدان این دوره است.
در بسیاری از دورههای ساسانی، موبدان و نهاد دینی زرتشتی نقشی مهم و گاه اساسی در فشار بر مسیحیان داشتند؛ اما برای دقت تاریخی باید نقش آنان را از نقش شاه، دربار، فرمانداران و دستگاه قضایی جدا کرد. آزار معمولاً نتیجه همکاری و پیوندِ دین رسمی با قدرت حکومتی بود.
موبدان تنها رهبران آیینی نبودند؛ آنان در تعریف «ارتداد»، تشخیص وفاداری به دین رسمی، اجرای قوانین مذهبی و نفوذ بر تصمیمهای دربار نقش داشتند. هنگامی که مسیحیان از انجام آیینهای رسمی، احترام به آتش یا بازگشت به زرتشتیگری خودداری میکردند، موبدان میتوانستند آنان را متهم کنند، برای مجازاتشان فشار آورند، یا در فرایند بازجویی و محاکمه حضور داشته باشند. بهویژه در روایتهای شهادت سریانی، بارها از کاهنان زرتشتی و مأموران حکومتی یاد میشود که از مسیحیان میخواستند ایمان خود را انکار کنند.
برای نمونه، در آزارهای زمان شاپور دوم، رهبران کلیسا و شمار زیادی از ایمانداران بهسبب پافشاری بر ایمان به مسیح کشته شدند. انگیزه حکومت تنها مذهبی نبود؛ ترس سیاسی از نزدیکی مسیحیان به روم نیز اثر داشت. بااینحال، مخالفت نهاد موبدی با گسترش مسیحیت و اصرار بر حفظ برتری آیین رسمی، فشارها را تشدید میکرد.
در دورههایی دیگر، مانند فرمانروایی یزدگرد اول، وضعیت مسیحیان بهتر شد؛ اما این گشایش پایدار نماند. در زمان بهرام پنجم و یزدگرد دوم نیز فشار بر مسیحیان، بهویژه در مناطق مرزی و ارمنستان، دوباره افزایش یافت.
- لشکرکشی ساسانیان به ارمنستان
ارمنستان در اوایل سده چهارم میلادی مسیحیت را پذیرفت و هویت ملی و کلیسایی آن بهتدریج عمیقاً با ایمان به مسیح پیوند خورد. اما یزدگرد دوم ساسانی کوشید ارمنیان را وادار کند آیین رسمی زرتشتی را بپذیرند. این اقدام فقط مسئله اعتقادی نبود؛ حکومت ساسانی آن را راهی برای کنترل سیاسی ارمنستان نیز میدانست.
در سال ۴۵۱ میلادی، سپاه ساسانی با نیروهای ارمنی در نبرد آوارایر روبهرو شد. رهبری مقاومت ارمنیها با وارتان مامیکونیان بود. ارمنیان از نظر نظامی شکست خوردند و وارتان کشته شد، اما هدف اصلی ساسانیان، یعنی از میان بردن ایمان مسیحی ارمنستان، تحقق نیافت.
مقاومت ادامه یافت تا سرانجام در سال ۴۸۴ میلادی، با پیمان نوارساک، حق ارمنیان برای حفظ ایمان مسیحی و اداره امور کلیساییشان به رسمیت شناخته شد. بنابراین آوارایر، گرچه از نظر نظامی شکست بود، در حافظه ارمنیها پیروزی همراه وفاداری به مسیح بهشمار میآید: آنان حاضر نشدند برای امنیت یا قدرت سیاسی، خداوند عیسی مسیح را انکار کنند.
- مسیحیت در ایران پس از ورود اسلام
پس از ورود اسلام، مسیحیان ایران؛ بهخصوص آشوریان و ارمنیان، به زندگی و پرستش خود ادامه دادند، اما جایگاه اجتماعی و حقوقی محدودتری یافتند. با این حال، کلیساهای کهن، نسخههای خطی سریانی و ارمنی، و آثار تاریخی فراوان، گواه حضور پایدار مسیحیت در ایراناند.
در دوران صفویه، شمار زیادی از ارمنیان به اصفهان، بهویژه جلفای نو، منتقل شدند. آنان کلیساها، مدرسهها و مراکز فرهنگی مهمی بنا کردند؛ کلیسای وانک در اصفهان از شناختهشدهترین یادگارهای این دوره است.
در دوره قاجار، هیئتهای بشارتی پروتستان و کاتولیک وارد ایران شدند و در میان ارمنیان، آشوریان و فارسیزبانان فعالیتهایی در زمینه آموزش، پزشکی، ترجمه کتابمقدس و بشارت انجام دادند. ترجمههای فارسی کتابمقدس نقش مهمی در رساندن پیام نجات به ایرانیان داشت.
در دوران معاصر، کلیساهای ارمنی و آشوری همچنان بخشی از میراث مسیحی ایران هستند. همچنین، شمار بسیاری از ایرانیان فارسیزبان به عیسای مسیح ایمان آوردهاند و با وجود فشارها و محدودیتها، انجیل در میان ایرانیان گسترش یافته است. حقیقت مسیح در ایران خاموش نشده است، زیرا او وعده داده است که کلیسای خود را بنا میکند و قدرتهای تاریکی بر آن پیروز نخواهند شد.
دریافت لینک کوتاه این نوشته:
|
کپی شد! |