کتاب مراقبت شبانی نوشتۀ پاپ گریگوری بزرگ

کتاب مراقبت شبانی بخش ۳: شبان، تعلیم و پند و اندرز دادن، فصل ۱۲-تندرستان و بیماران

رای بدهید

بخش ۳: شبان، تعلیم و پند و اندرز دادن، فصل ۱۲
تندرستان و بیماران

کسانی که از سلامت جسمی برخوردارند، باید تشویق شوند که نیروی بدن خود را در راه سلامت روحشان به کار گیرند و نعمت سلامتی را که خدا عطا کرده است، صرف گناه نکنند (دوم قرنتیان ۶: ۲). اگر زمانی که توانایی دارند خدا را خشنود نسازند، ممکن است بعداً، هنگامی که دیگر دیر شده است، نتوانند او را خشنود کنند (امثال سلیمان ۱: ۲۴ به بعد). سلامت بدن به ما داده شده است تا به وسیلهٔ آن کار نیک انجام دهیم. بسیاری اوقات تا هنگامی که این نعمت را از دست ندهیم و دیگر برای جبران دیر نشده باشد، ارزش آن را درک نمی‌کنیم. سلیمان تعلیم می‌دهد: (امثال ۵: ۹ به بعد). بیگانگانی که در اینجا از آنان یاد شده، ارواح شریر هستند، و آن عزتی که باید از آن محافظت کنیم، همان آفریده شدن بر صورت و شباهت آفرینندهٔ ماست. بی‌رحم به آن فرشتهٔ مرتدی اشاره دارد که به سبب غرور، خود را نابود کرد و مرگ را بر تمام نسل بشر وارد ساخت. کسی که عزت خود را به بیگانگان می‌دهد، شخصی است که نیروهای جسمانی خود را وقف لذت‌های ارواح شریر می‌کند؛ و کسی که سال‌های عمرش را به بی‌رحم می‌بخشد، همان کسی است که ارادهٔ شیطان را انجام می‌دهد. در پایان چنین زندگی‌ای که صرف گسترش و افزایش اعمال ارواح ناپاک شده است، انسان‌ها ناله می‌کنند، زیرا می‌بینند که داوری بر آنان فرود می‌آید و دیگر برای جبران غفلتشان بسیار دیر شده است.

بیماران باید به یاد آورند که در میان تازیانهٔ تأدیبی که آنان را تنبیه می‌کند، همچنان فرزندان خدا هستند. خداوند به وسیلهٔ فرشته به یوحنا گفت: (مکاشفه ۳: ۱۹). همچنین نوشته شده است: (عبرانیان ۱۲: ۵ ـ ۶). مزمورنویس می‌گوید: (مزمور ۳۴: ۱۹). بیماران باید به یاد داشته باشند که خدا آنان را تأدیب نمی‌کرد مگر آنکه قصد داشت پس از اصلاحشان، میراثی به آنان عطا کند. ما سرزمین آسمانی را وطن حقیقی خود می‌دانیم و باید در این زندگی همچون بیگانگانی در سرزمینی غریب پایداری کنیم. اما آیا واقعاً تحمل آن اصلاح الهی که به واسطهٔ آن میراثی جاودان به دست می‌آوریم و از مجازات‌هایی بی‌پایان رهایی می‌یابیم، تا این اندازه دشوار است؟ همان‌گونه که در رساله به عبرانیان آمده است: (عبرانیان ۱۲: ۹ ـ ۱۰).

بیماران باید بیندیشند که بیماری جسمانی اغلب موجب شفای دل می‌شود؛ ذهن را به شناخت راستین خویش بازمی‌گرداند و آن را از غروری که غالباً همراه با تندرستی جسم است، دور می‌سازد. نوشته شده است: (امثال ۲۰: ۳۰). هنگامی که در ظاهر دچار رنج می‌شویم، گناهان درونی خود را به یاد می‌آوریم، و درد بیرونی ما را وا می‌دارد که در درون، از آنچه انجام داده‌ایم، اندوهگین‌تر شویم.

در پایان، بیماران باید تشویق شوند که با به یاد آوردن آنچه نجات‌دهندهٔ ما از دست آفریدگان خویش تحمل کرد، شکیبایی پیشه کنند. در حالی که او جان‌های اسیر را از چنگ دشمن رهایی می‌بخشید، خود آماج دشنام‌ها و اهانت‌های زشت شد. در حالی که ما را با آب نجات شستشو می‌داد، سیلی بر صورتش فرود آمد. هنگامی که ما را از مجازات‌های جاودان می‌رهانید، از سوی بی‌ایمانان بر او آب دهان افکنده شد. همان هنگام که برای ما جایگاهی در همسرایی جاودانهٔ فرشتگان فراهم می‌کرد، تازیانه‌های انسان‌های گناهکار را خاموشانه تحمل کرد. او سر خود را به خارها سپرد، در حالی که ما را از نیش گناهانمان نجات می‌داد. تلخی زهر را پذیرفت، در حالی که ما را از شیرینی جاودان سرمست می‌ساخت. تمسخر و خواری را تاب آورد، با آنکه در الوهیت با پدر متحد و برابر بود. به سوی مرگ رفت، در حالی که مردگان را برای بازگشت به حیات آماده می‌ساخت. پس چرا ما تحمل تأدیب خدا را به سبب گناهانمان این‌چنین دشوار می‌یابیم، در حالی که خود خدا برای خیر و صلاح ما چنین رنج‌های عظیمی را تحمل کرد؟ چه کسی می‌تواند از تنبیه شدن ناخشنود باشد، وقتی آن که بی‌گناه زیست نیز بدون تحمل تازیانه به آسمان بازنگشت؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
x  Powerful Protection for WordPress, from Shield Security
This Site Is Protected By
Shield Security