چرا در کتاب مقدس یهودیان و مسیحیان به سرزمین فلسطین اشاره شده اما در قرآن و احادیث هیچ اشارهای به آن نشده است؟!
چرا در کتاب مقدس یهودیان و مسیحیان به سرزمین فلسطین اشاره شده اما در قرآن و احادیث هیچ اشارهای به آن نشده است؟!
این موضوع هم تاریخی است، هم زبانی، هم دینی، و برای پاسخ درست باید این سه را از هم جدا کنیم.
– در کتاب مقدس به قوم اسرائیل بسیار روشن و مکرر اشاره شده است و به فلسطینیان/فلِشتیان نیز اشاره شده، اما این واژه در اصل به قوم باستانی فلِشتی اشاره دارد، نه به هویت ملی-سیاسیِ جدیدِ «فلسطینی» به معنای امروزی.
– در قرآن از بنیاسرائیل بارها نام برده شده، اما واژۀ «فلسطین» به صورت اسم صریح نیامده است.
– در احادیث نیز محور اصلی، بیشتر بیتالمقدس، ایلیا، شام، ارض مقدسه و مانند اینهاست، نه لفظ «فلسطین» به عنوان محور اصلی متن.
– پس اگر کسی بگوید: «در قرآن و حدیث نام فلسطین نیامده ولی نام اسرائیل آمده»، این از نظر لفظی تا حد زیادی صحّت دارد؛ اما اگر از آن نتیجه بگیرد که آن منطقه یا مردمش هیچ سابقۀ تاریخی ندارند، این نتیجهگیری، نادرست و غیرعلمی است.
– همچنین اگر کسی بگوید: «کتاب مقدس دقیقاً از فلسطینِ امروز سخن میگوید»، این هم نیاز به دقت دارد، چون بسیاری از موارد مربوط به فلشتیان باستان است، نه کاربرد سیاسی امروزی.
۱. باید چند اصطلاح را از هم جدا کنیم.
برای جلوگیری از اشتباه، این چهار اصطلاح باید تفکیک شوند:
الف) اسرائیل
– در کتاب مقدس از این عنوان هم برای نام یعقوب و هم قوم اسرائیل و هم پادشاهی شمالی بعد از تجزیۀ سلطنت به کار رفته است.
– و در دوران جدید، این نام، عنوان دولت کنونی اسرائیل است.
ب) بنیاسرائیل
– اصطلاحی دینی و قومی است که در قرآن بسیار پرتکرار است و در آن به فرزندان یعقوب/اسرائیل اشاره دارد.
ج) فلِشتیان
– قوم باستانیِ ساکن ناحیه ساحلی جنوب غربی کنعان.
– در انگلیسی معمولاً Philistines و در عبری: **Pelishtim نامیده شده است.
– این قوم در عهد عتیق دشمن مکرر اسرائیل بود.
د) فلسطین
– یک نام جغرافیایی-تاریخی است که در شکلهای مختلف، بهویژه در دورههای بعدی، برای آن سرزمین به کار رفت.
– این واژه با «فلشتیان» از نظر ریشه زبانی مرتبط دانسته میشود، اما با کاربرد سیاسی امروز نباید سادهسازی شود.
۲. در کتاب مقدس آیا به اسرائیل اشاره شده؟ بله، بسیار فراوان. این مسئله کاملاً روشن است. از آغاز شکلگیری تاریخ عهد یا پیمان خدا با ابراهیم، اسحاق و یعقوب، تا خروج، اعطای شریعت، ورود به کنعان، دوران داوران، پادشاهی، انبیا، تبعید، بازگشت، و سپس زمینهسازی برای آمدن مسیح، اسرائیل محور تاریخیِ روایت کتاب مقدس است.
نمونهها:
– یعقوب نام اسرائیل میگیرد: “گفت: «از این پس نام تو یعقوب خوانده نشود بلكه اسرائیل، زیرا كه با خدا و با انسان مجاهده كردی و نصرت یافتی»” (پیدایش ۳۲: ۲۸).
– اشاره به بنیاسرائیل در خروج از مصر: “پس اكنون بیا تا تو را نزد فرعون بفرستم، و قوم من، بنیاسرائیل را از مصر بیرون آوری»” (خروج ۳: ۱۰).
– برگزیدگی اسرائیل در تاریخ رهایی بشر: “زیرا كه تو برای یهُوَه، خدایت، قوم مقدس هستی. یهُوَه خدایت تو را برگزیده است تا از جمیع قومهایی كه بر روی زمیناند، قوم مخصوص برای خود او باشی” (تثنیه ۷: ۶).
از دیدگاه کتاب مقدس، اسرائیل واقعیتی تاریخی و دارای عهد و پیمان با خدا است، نه صرفاً یک عنوان سیاسی.
۳. آیا در کتاب مقدس به فلسطین یا فلسطینیان اشاره شده؟ بله، اما باید دقیق گفت که به چه معنا.
الف) اشاره به قوم فلشتیان
در عهد عتیق بارها از فلشتیان سخن گفته شده است. اینها همان دشمنان مشهور اسرائیل در دوران شمشون، شائول و داوود هستند.
نمونهها:
– “ابراهیم در بئرشبع، شورهكزی غرس نمود، و در آنجا به نام یهوه، خدای سرمدی، دعا نمود. پس ابراهیم در زمین فلسطینیان ایام بسیاری بسر برد” (پیدایش ۲۱: ۳۲-۳۴).
– “بنی اسرائیل بار دیگر در نظر خداوند شرارت ورزیدند، و خداوند ایشان را به دست فلسطینیان چهل سال تسلیم كرد” (داوران ۱۳: ۱).
– “از اُردوی فلسطینیان مرد مبارزی مسمّی به جُلْیات كه از شهر جَتّ بود بیرون آمد، و قدش شش ذراع و یك وجب بود” (اول سموئیل ۱۷: ۴).
در این متون، مقصود قوم فلشتی است، نه «ملت فلسطین» به معنای معاصر آن.
ب) اشاره به سرزمین فلشتیان / فلسطیا
در برخی ترجمهها یا واژهنامههای کتاب مقدسی، واژههایی مانند فلسطیا یا سرزمین فلسطینیان دیده میشود.
برای نمونه در متن عبریِ عهد عتیق، واژهای معادل Peleshet وجود دارد که به سرزمین فلشتیان اشاره دارد.
نمونه:
– “امتها چون شنیدند، مضطرب گردیدند. لرزه بر سكنۀ فلسطین مستولی گردید” (خروج ۱۵: ۱۴).
– “ای جمیع فلسطین شادی مكن از اینكه عصایی كه تو را میزد شكسته شده است. زیرا كه از ریشه مار افعی بیرون میآید و نتیجه او اژدهای آتشین پرنده خواهد بود” (اشعیا ۱۴: ۲۹)
– “حال ای صور و صیدون و تمامی دیار فلسطینیان، شما را با من چه كاراست؟ آیا شما به من جزا میرسانید؟ و اگر به من جزا برسانید من جزای شما را بزودی هر چه تمامتر به سر شما ردّ خواهم نمود.” (یوئیل ۳: ۴).
پس میتوان گفت که ریشه واژگانیِ مرتبط با فلسطین در کتاب مقدس وجود دارد، اما این را نباید بدون توضیح، مستقیماً مساوی با مفهوم ملی-سیاسی امروزی برداشت کرد.
۴. آیا خودِ واژۀ «فلسطین» در کتاب مقدس به شکل امروزی آمده؟ این بستگی به زبان متن و ترجمه دارد.
در متن عبری عهد عتیق
معمولاً نام غالب این سرزمین، بسته به دوره، اینهاست:
– کنعان
– یهودا
– اسرائیل
– سرزمین موعود
– اورشلیم
– سامره
– جلیل
– فلسطیا / سرزمین فلشتیان در برخی مواضع خاص در دورههای بعدی، بهویژه در نوشتههای یونانی و سپس رومی، نامهایی مانند Palaistine یا Palestina رواج یافت.
بنابراین اگر کسی بگوید:
«کتاب مقدس بارها از فلسطین نام برده» باید پرسید:
– منظورش ترجمه فارسی/انگلیسی است؟
– یا متن اصلی عبری/یونانی؟
– یا عنوان جغرافیاییِ متأخر؟
از نظر علمی، پاسخ دقیق این است:
کتاب مقدس به فلشتیان و سرزمین ایشان اشاره میکند؛ اما کاربرد واژۀ فلسطین به شکل عنوان جغرافیاییِ فراگیر و متأخر، بیشتر در سنتهای بعدی تاریخی تثبیت شد.
۵. آیا در قرآن به اسرائیل اشاره شده؟ بله، بسیار. اما بیشتر با تعبیر بنیاسرائیل.
نمونههای مشهور:
– سوره بقره، آیه ۴۰
– سوره بقره، آیه ۴۷
– سوره بقره، آیه ۱۲۲
– سوره مائده، آیه ۲۱
– سوره اسراء، آیه ۱۰۴
قرآن از بنیاسرائیل به عنوان یک قوم تاریخی-دینی سخن میگوید. همچنین از موسی، هارون، داوود، سلیمان و انبیای مرتبط با اسرائیل فراوان یاد میکند.
۶. آیا در قرآن نام «فلسطین» آمده؟ خیر، به صورت صریح و مستقیم، واژۀ «فلسطین» در قرآن نیامده است. قرآن به جای آن از تعابیری مانند اینها استفاده میکند:
– الأرض المقدسة
– التي باركنا فيها
– هذه القرية
– المسجد الأقصى و پیرامون آن
برای نمونه:
– سوره مائده ۲۱: «ارض مقدسه»
– سوره اسراء ۱: پیرامون مسجدالاقصی که برکت داده شده
پس از نظر لفظی، نام «فلسطین» به هیچ عنوان در قرآن وجود ندارد.
۷. آیا در احادیث نام فلسطین آمده؟
به طور کلی، بسیار کمتر از اصطلاحات دیگر، و نه به عنوان محور اصلی.
در ادبیات حدیثی و اسلامیِ کهن، بیشتر این تعابیر دیده میشود:
– بیتالمقدس
– ایلیا
– شام
– ارض مقدسه
در بعضی متون جغرافیایی و تاریخی اسلامیِ بعدی، واژۀ فلسطین به عنوان یکی از نواحی شام به کار میرود؛ مثلاً در تقسیمات اداریِ دورههای اسلامی، جُند فلسطین شناخته شده است.
اما این نکته مهم است که: میان قرآن، حدیث، و ادبیات جغرافیایی-تاریخی مسلمانان باید تفاوت گذاشت.
پس اگر سؤال دقیق این باشد: «آیا در قرآن و احادیث اولیه لفظ فلسطین مانند لفظ بنیاسرائیل برجسته است؟» پاسخ این پرسش خیر است!
۸. چرا قرآن از بنیاسرائیل نام میبرد اما از فلسطین نه؟ چند دلیل محتمل تاریخی و ادبی وجود دارد:
الف) تمرکز قرآن بر اشخاص و اقوام دینی است و نه بر نامهای جغرافیایی متأخر. قرآن معمولاً میخواهد تاریخ انبیا و اقوام را از منظر دینی روایت کند.
به همین دلیل:
– از بنیاسرائیل نام میبرد،
– از فرعون نام میبرد،
– از عاد و ثمود نام میبرد،
اما لزوماً از همه نامهای جغرافیاییِ رایجِ بعدی استفاده نمیکند.
ب) «فلسطین» در آن زمان عنوان الاهیاتیِ محوری نبوده و برای قرآن، موضوع اصلی قومِ مرتبط با انبیا همان بنیاسرائیل است. نه اینکه بخواهد نقشۀ سیاسی سرزمین را با اصطلاحات جغرافیایی متأخر تنظیم کند.
ج) قرآن از تعابیر عامتر مانند: سرزمین مقدس، سرزمین مبارک و اطراف مسجدالاقصی استفاده میکند.
۹. از دیدگاه تاریخی، نام فلسطین از کجا آمده؟
بسیاری از پژوهشگران ریشه این نام را با فلشتیان مرتبط میدانند.
در دورۀ یونانی، شکل Palaistine و در دورۀ رومی Palestina به کار رفت.
بعدها این نام به صورت عنوان جغرافیاییِ گستردهتری برای آن سرزمین رواج یافت.
اما باید توجه داشت که:
– فلشتیان باستان از نظر تاریخی، فرهنگی و قومی، عیناً با اعراب فلسطینیِ معاصر یکی نیستند.
– با این حال، نام جغرافیاییِ فلسطین در طول قرنها استمرار پیدا کرده است.
پس میبایست نه پیوستگی مطلق و سادهانگارانه ادعا کرد و نه هرگونه پیوستگی تاریخی این عنوان را انکار نمود.
برگرفته از هوش مصنوعی وبسایت پرپاسخ (کایروس): kairosai.nl
دریافت لینک کوتاه این نوشته:
|
کپی شد! |