یادداشتهای روحانی دکتر دِرِک پرینس: “یا استفاده کن تا بیشتر دریافت کنی و یا استفاده نکن و آن را از دست بده!”
یادداشتهای روحانی دکتر دِرِک پرینس: “یا استفاده کن تا بیشتر دریافت کنی و یا استفاده نکن و آن را از دست بده!”
از سال ۱۹۵۷ تا ۱۹۶۱، من مدیر یک دانشسرای تربیت معلم برای معلمان آفریقایی در کنیا بودم. در آن مدت، روحالقدس به شکلی ویژه و قدرتمند در کالج ما عمل کرد. در جلساتی که با دانشجویانم داشتیم، در زمانهای مختلف هر نه عطای روحالقدس را در میان خودمان در حال عمل دیدم. همچنین در دو نوبت جداگانه شاهد بودم که دو نفر از دانشجویانم از مرگ زنده شدند. هر دوی آنها بعداً درباره آنچه در زمانی که روحشان از بدنشان خارج شده بود تجربه کرده بودند، شهادت دادند.
بعدها، در آمریکا، بهطور غیرمنتظره عطیهای برای خدمت به افراد لنگ یا دارای مشکل در پاها دریافت کردم. وقتی آنها را روی صندلی مینشاندم و پاهایشان را در دست میگرفتم، پای کوتاهترشان درست جلوی چشمانم بلند میشد و همطول پای دیگر میگردید و آنها شفا مییافتند.
با این حال، بعضی افراد میگفتند که چنین خدمتی برای یک معلم محترم و دانشگاهیِ کتابمقدس مناسب نیست. تصمیم گرفتم درباره این موضوع از خداوند بپرسم و احساس کردم که او این پاسخ را به من داد:
«من عطیهای به تو دادهام. دو کار میتوانی با آن انجام دهی: یا از آن استفاده کنی و بیشتر دریافت کنی، یا از آن استفاده نکنی و آن را از دست بدهی.»
در همان لحظه تصمیم گرفتم همچنان از آنچه خدا به من داده بود استفاده کنم، و واقعاً نیز عطایای بیشتری دریافت کردم.
گاهی دیدهام که پای کوتاهتر تا حدود پنج سانتیمتر بلند شده است. همچنین آزاد شدن قدرت فراطبیعی خدا از این طریق باعث رخ دادن معجزات دیگری نیز میشد. در یک محل، بدون اینکه دعای ویژهای برای شخصی انجام شود، مردی از سه بیماری جدی شفا یافت و همچنین از اعتیاد به نیکوتین رهایی پیدا کرد.
زن دیگری را به یاد دارم که با یک کیسه کاغذی در دست نزد من آمد. یکی از کفشهایش پاشنهای داشت که حدود چهار سانتیمتر و نیم بلندتر شده بود تا کوتاهی پایش را جبران کند. وقتی پاهایش را در دست گرفتم، پای کوتاهترش به همان اندازه بلند شد. سپس او کیسه کاغذی را باز کرد و یک جفت کفش نو با پاشنههای معمولی بیرون آورد. آن کفشها کاملاً اندازه پایش بودند.
در نهایت به این نتیجه رسیدم که نام کتابمقدسی این عطیه، «قوت معجزات» است.
تقریباً در همان زمان، خدا مرا به استفاده دیگری از همین عطیه هدایت کرد. او شروع کرد از من برای بیرون راندن علنیِ ارواح شریر استفاده کند. بار دیگر، افرادی بودند که به سر و صدا و بینظمیهایی که اغلب همراه این خدمت بود اعتراض میکردند. اما من در انجیلها دیدم که خدمت عیسی نیز اغلب با چنین صحنههایی همراه بود؛ بنابراین تصمیم گرفتم به این خدمت ادامه دهم. در سالهایی که پس از آن گذشت، شاهد بودم که هزاران نفر به شکلی شگفتانگیز از سلطه ارواح شریر رهایی یافتند.
اگر میخواهیم عطایای روحانی بدون مانع عمل کنند، گاهی لازم است خود را از قید و بندِ برداشتهای سنتی درباره اینکه «در کلیسا چگونه باید رفتار کرد» آزاد کنیم.
کلید دیگر برای بهکارگیری عطایای روحانی این است که نسبت به روحالقدس حساس باشیم و به او فرصت دهیم هر زمان و هر طور که میخواهد عمل کند.
روزی، من و همسرم روث همراه یک زوج مسیحی ناهار میخوردیم. همسر آن مرد گفت که پزشکان تشخیص دادهاند او یک نقص ژنتیکی دارد که باعث میشود بدنش نتواند از بعضی اسیدهای آمینه استفاده کند. به همین دلیل، مغزش بهتدریج در حال از بین رفتن بود.
شوهرش برای انجام قرار دیگری رفت و من و روث همراه آن خانم تا آپارتمانشان قدم زدیم. در پارکینگ، لحظهای برای خداحافظی ایستادیم. در همان لحظه، روث با هدایت روحالقدس گفت: «اجازه بده برایت دعا کنم.» سپس از هم جدا شدیم.
حدود سه هفته بعد، شوهر آن زن به ما گفت که همسرش کاملاً شفا یافته است. بعدها همان بیمارستانی که بیماری او را تشخیص داده بود نیز این شفا را تأیید کرد.
در آن ماجرا، خدا فقط یک زمان و یک مکان مشخص را برای عطای شفا در نظر گرفته بود، و این اتفاق به این دلیل رخ داد که روث به هدایت روحالقدس پاسخ داد.
دریافت لینک کوتاه این نوشته:
|
کپی شد! |