کتاب مراقبت شبانی بخش ۳: شبان، تعلیم و پند و اندرز دادن؛ فصل ۳۰-کسانی که بر گناهان خود اشک میریزند اما همچنان به گناه ادامه میدهند، و کسانی که گناه را ترک کردهاند اما بر گناهان خود اندوهگین نیستند
بخش ۳: شبان، تعلیم و پند و اندرز دادن؛ فصل ۳۰
کسانی که بر گناهان خود اشک میریزند اما همچنان به گناه ادامه میدهند، و کسانی که گناه را ترک کردهاند اما بر گناهان خود اندوهگین نیستند
برخی از مردم بر گناهان خود گریه و زاری میکنند، اما عادت گناه کردن را ترک نمیکنند. آنان باید سخن پطرسِ رسول را به یاد داشته باشند که میگوید: «سگ به قی خود باز میگردد»، و «خوکِ شسته شده، به غلتیدن در گِل» (دوم پطرس ۲:۲۲).
سگی که دوباره به سوی استفراغ خود بازمیگردد، بار دیگر همان چیزی را که از خود بیرون ریخته بود، برمیگیرد. همچنین خوکی که پس از شسته شدن دوباره در گِلولای میغلتد، از پیش نیز آلودهتر میشود.
کسی که فیض توبه را دریافت کرده است، اما باز هم پیوسته به همان گناه بازمیگردد، دو برابر گناهکار میشود؛ زیرا افزون بر گناه نخستین، این گناه را نیز بر آن میافزاید که بخششی را که با اشک توبه به دست آورده بود، خوار شمرده است.
اشعیا میگوید: «خویشتن را بشویید و طاهر سازید؛ شرارت اعمال خود را از نظرم دور کنید، و از بدی بازایستید» (اشعیا ۱:۱۶).
ما هنگامی شسته میشویم که بر گناهان خود اندوهگین شویم؛ و هنگامی خود را پاک نگاه میداریم که از گناه دوری کنیم و همچنان نسبت به گناهان گذشتهٔ خود حالت توبه و اندوه داشته باشیم. کسی که از انجام شرارت دست برنمیدارد، در حقیقت هرگز شسته نشده است. همانگونه که حکیم گفته است: «کیست که بهر لمس مردهای، خود را پاکیزه سازد و دگربار آ« را لمس کند، غسل او به چه کارش آید؟» (حکمت یشوع بن سیراخ ۳۴:۳۰).
کسی که بر گناهان خود گریه میکند، اما همچنان به آنها میچسبد، مانند کسی است که هنگام حضور در برابر قاضی، با فروتنی و احترام رفتار میکند، اما به محض آنکه از حضور او بیرون میرود، به همان قاضی حمله میکند. همانگونه که یعقوب میگوید: «هر که در پی دوستی با دنیاست، خود را دشمن خدا میسازد» (یعقوب ۴:۴).
اگر اندوه ما از گناهانمان باعث نشود که راه گناه را ترک کنیم، این اندوه هیچ سودی برای ما ندارد. حتی انسانهای بدکار نیز گاهی برای مدتی کوتاه از کارهای بد خود پشیمان میشوند.
از سوی دیگر، کسانی هستند که دیگر گناه نمیکنند، اما هیچ اندوهی نسبت به گناهان گذشتهٔ خود ندارند. باید به آنان یادآوری شود که صرفاً به این دلیل که اکنون دیگر گناه نمیکنند، گناهان گذشتهٔ آنان بخشیده نشده است.
نویسندهای تنها با این کار که نوشتن را متوقف کند، نوشتههای پیشین خود را از میان نمیبرد. کسی که با سخنان توهینآمیز، دیگری را آزرده است، تنها با سکوت کردن، آن خطا را جبران نمیکند. کسی که بدهکار است، فقط با بیشتر نکردن بدهی خود، آن را پرداخت نکرده است.
در مورد رابطهٔ ما با خدا نیز همینگونه است. ما تنها با ترک گناه، گذشتهٔ خود را جبران نمیکنیم؛ بلکه لازم است بر گناهان گذشتهٔ خود نیز اندوه بخوریم و از آنها توبه کنیم.
خدا بیماریهای ناشی از گناه را با درمانهایی شفا میدهد که درست برخلاف همان گناهان هستند. اگر با دنبال کردن لذتهای نادرست از خدا دور شدهایم، با اشک توبه به سوی او بازمیگردیم و اصلاح میشویم. اگر با بیبندوباری به دنبال امور ناروا رفتهایم، با خویشتنداری، حتی در امور مجاز، دوباره برمیخیزیم. اگر دل خود را از شادیهای پوچ و بیهوده پر کردهایم، با اندوهی سالم و مقدس پاک میشویم. اگر ورمِ غرور ما را زخمی کرده است، با فروتنی و زندگی متواضعانه درمان میشویم.
از همین رو گفته شده است: «خدایا، دل شکسته و توبهکار را خوار نخواهی شمرد» (مزمور ۵۱:۱۷).
کسی که بر گناهان خود اندوهگین است اما همچنان به گناه ادامه میدهد، دل خود را شکسته است، اما حاضر نیست فروتن شود. و کسی که گناه را ترک کرده است اما بر گناهان خود اندوهگین نیست، خود را فروتن ساخته است، اما حاضر نیست دلش شکسته شود.
هنگامی که پطرسِ رسول در روز پنطیکاست موعظه میکرد، به شنوندگان خود گفت: «توبه کنید و هر یک از شما به نام عیسی مسیح برای آمرزش گناهان خود تعمید گیرید» (اعمال رسولان ۲:۳۸).
او نخست آنان را فراخواند تا با رنج و اندوه توبه، خود را بشویند، و سپس با آیین تعمید، پاکی کامل را دریافت کنند.
دریافت لینک کوتاه این نوشته:
|
کپی شد! |