رهبری از نگاه کتاب تثنیه
رهبری از نگاه کتاب تثنیه
«قانون حلقه نزدیک»
(تثنیه ۶:۱ تا ۱۸)
افرادی که به ما نزدیکتر هستند، تا حد زیادی میزان موفقیت ما را تعیین میکنند. موسی این درس را در بیابان آموخت و به همین دلیل، برنامهای را اجرا کرد تا رهبران شایسته و خداشناس را در کنار خود قرار دهد.
وقتی خادمان تصمیم میگیرند رهبر باشند، از یک مرز بسیار مهم عبور میکنند. آنها دیگر موفقیت خود را فقط بر اساس کارهایی که شخصاً میتوانند انجام دهند ارزیابی نمیکنند؛ بلکه ارزش و تأثیرگذاری آنان تا حد زیادی به این بستگی دارد که از طریق دیگران چه کارهایی میتوانند انجام دهند.
موسی به ما میآموزد که رهبران باید:
۱. سرزمین را ببینند: چشمانداز (آیههای ۶ تا ۸)
موسی وفاداری خداوند را میدید و آن را به همه یادآوری میکرد. خدا به وعدهٔ خود عمل میکرد.
موسی میتوانست نتیجه را بهوضوح ببیند و با چشمانداز خود، به دیگران نیز انگیزه دهد.
۲. بار را تقسیم کنند: تفویض اختیار (آیههای ۹ تا ۱۲)
موسی تصمیم گرفت غرور و خودمحوری خود را کنار بگذارد و مسئولیتهای رهبری را با دیگران تقسیم کند.
او به آنها هم مسئولیت و هم اختیار لازم برای انجام کار را میداد؛ بنابراین، کار دیگر به فعالیت یک نفر محدود نبود، بلکه به تلاش و همکاری یک تیم تبدیل میشد.
۳. رهبران را انتخاب کنند: رهبری (آیههای ۱۳ تا ۱۵)
موسی حلقهٔ نزدیک خود را از میان افرادی انتخاب کرد که از نظر روحانی شایسته، مورد تأیید و منصوبشده بودند و متناسب با تواناییهایشان انتخاب شدند.
۴. ساختار رهبری را ایجاد کنند: سازماندهی (آیههای ۱۶ تا ۱۸)
موسی نظامی ایجاد کرد که در آن رهبران باید: با عدالت و بیطرفی گوش دهند؛ با شجاعت خدمت و مسئولیت خود را انجام دهند؛ بر اساس اصول و معیارهای درست تصمیم بگیرند؛ و دشوارترین پروندهها و مسائل را برای تصمیمگیری نهایی نزد موسی بیاورند.
قانون «حرکتِ فزاینده»
(تثنیه ۴:۳)
حرکتِ فزاینده بهترین دوست یک رهبر است.
پس از شکست دادن اموریان، اسرائیلیان به باشان رسیدند. خدا به آنها گفت که حمله کنند.
آنها که از قبل طعم پیروزی نظامی را چشیده بودند، درنگ نکردند و تردید به خود راه ندادند؛ بلکه بار دیگر با تمام توان حمله کردند. این امر به شکست ۶۰ شهر در آن منطقه انجامید. موفقیت، موفقیت بیشتری به وجود میآورد.
هدف و اشتیاق
(تثنیه ۳۲:۴ تا ۴۰)
سخنان موسی مردم را تشویق میکند تا هدف و دعوت خود را درک کنند. این رهبر بزرگ، قوم خود را به یاد تدارک و وفاداری خداوند میاندازد و در آنان احساس سرنوشت و مأموریت ایجاد میکند.
وقتی رهبران نسبت به چشمانداز خود اشتیاق و شور نشان میدهند، در میان مردم فضایی از انتظار و امید به آینده ایجاد میکنند. موسی دستکم سه بار چنین فضایی را برای یهودیان ایجاد کرد:
۱. احساس داشتن سرنوشت
موسی به قوم نشان داد که خدا برای آیندهٔ اسرائیل دعوت و هدفی دارد؛ آیندهای که آنها برای تحقق آن برگزیده و تعیین شده بودند.
۲. احساس خانواده و تعلق
موسی قوم را متقاعد کرد که همه با یکدیگر وارد سرزمین خواهند شد؛ و اگر در کنار هم و با همکاری حرکت کنند، میتوانند این چشمانداز را تحقق ببخشند.
۳. روحیهٔ مبارزه و پایداری
موسی اسرائیلیان را فراخواند که هر کاری را که برای ورود به سرزمین لازم است انجام دهند؛ آنها باید برای به سرانجام رساندن مأموریت، بهای لازم را میپرداختند و تلاش لازم را متحمل میشدند.
شخصیت و باورها: پایه و اساس رهبری
(تثنیه ۱:۵ تا ۲۲)
برای اطمینان از اینکه این نسل جدید با اصول اخلاقی محکم و استوار وارد سرزمین موعود شود، موسی فرمانهایی را که پیشتر در خروج ۲۰ داده بود، دوباره بیان میکند. ژنرال سابق، نورمن شوارتسکف، این موضوع را چنین بیان کرده است: «رهبری ترکیبی قدرتمند از شخصیت و راهبرد است. اما اگر مجبور باشی یکی از این دو را نداشته باشی، بهتر است راهبرد آن یکی باشد».
قانون اولویتها: آن را به نسل بعد منتقل کن!
(تثنیه ۴:۶ تا ۹)
یک گفتهٔ قدیمی میگوید: «وظیفهٔ رهبر این است که مهمترین چیز را، مهمترین چیز نگه دارد».
موسی در تثنیه باب ۶ تلاش میکند همین کار را انجام دهد؛ او به اسرائیلیان یادآوری میکند که محور و اساس زندگیشان محبت به خداست. همچنین به رهبران خانواده میآموزد که چگونه حقیقت را به فرزندان خود منتقل کنند.
رِجی جوینر به اصولی که موسی مطرح میکند، اشاره میکند:
۱. رابطه، پیش از ضابطه قرار میگیرد (آیه ۵).
۲. حقیقت ابتدا باید در وجود خودِ تو باشد، پیش از آنکه بتواند در وجود فرزندانت قرار گیرد (آیه ۶).
۳. هر روز فرصتهای طبیعی برای تعلیم فراهم میکند (آیه ۷).
الف- وقتی در خانه مینشینید: هنگام غذا خوردن
ب- وقتی در راه هستید: زمان رفتوآمد و مسیر
ج- وقتی دراز میکشید: هنگام خواب
د- وقتی از خواب برمیخیزید: زمان آمادهشدن برای شروع روز
۴. تکرار، بهترین دوستِ یک معلم است (آیههای ۸و۹).
از همه این فرصتها استفاده کنید. موضوعاتی را انتخاب کنید که بتوانید دربارهٔ آنها با یکدیگر گفتوگو کنید و از یکدیگر سؤال بپرسید. دربارهٔ اولویتهایتان با یکدیگر دعا کنید.
تعهد یک رهبر
(تثنیه ۷:۷ تا ۹)
رهبران خوب، پیش از آنکه از دیگران بخواهند متعهد باشند، خودشان تعهد و پایبندی را در عمل نشان میدهند. خدا وعده میدهد که به تعهد و عهد خود نسبت به قومش «تا هزار نسل» وفادار بماند (تثنیه ۹:۷). او به قوم یادآوری میکند که آنها را آزاد نکرد چون شایستگی آن را داشتند یا چون بزرگترین قوم روی زمین بودند؛ بلکه آنها را آزاد کرد چون دوستشان داشت.
مسح و تدهین یک رهبر: الزامات و نتایج آن
(تثنیه ۱۱:۷ تا ۱۳)
عهد عتیق همواره دربارهٔ رهبرانی که خدا آنان را مسح کرده، سخن میگوید. موسی نخستین رهبر اسرائیل بود که چنین مسحی را دریافت کرد. این مسح، حضور صمیمانهٔ خدا و قدرت او را نمایان میساخت.
اما چه چیزی تعیین میکند که خداوند یک شخص را مسح کند؟
بدون تردید، خدا حاکم مطلق است و خودش تصمیم میگیرد دست خود را بر چه کسی بگذارد و بر چه کسی نگذارد. با این حال، در حالی که خدا افراد را مسح میکند، فرانک دِمازیو ما را به برخی معیارهای انسانی برای دریافت مسح یادآوری میکند. یک رهبر باید:
۱. از کلام خدا اطاعت کند و آن را به مردم تعلیم دهد (تثنیه ۱۱:۷ تا ۱۳).
۲. مشتاق باشد و خواهان جاریشدن روحالقدس باشد (تثنیه ۱۳:۱۱و۱۴).
۳. فعالانه «خانهٔ خداوند» را بنا کند (حجّی ۷:۱ تا ۱۱).
۴. خدا را بهعنوان سرچشمهٔ برکت و اقتدار خود بشناسد (هوشع ۸:۲و۹).
۵. از نفوذ و تأثیر خود برای خداوند استفاده کند، نه برای دلایل خودخواهانه یا شرارتآمیز (هوشع ۸:۲و۹).
۶. از جلال دادن به خود پرهیز کند و بهجای آن، کسی را که او را مسح کرده است، یعنی خدا را جلال دهد (هوشع ۸:۲و۹).
۷. خود را آزادانه تسلیم کار خداوند کند (برای مثال: خروج ۲۰:۳۵ تا ۲۹).
۸. از شخص مسحشده قدردانی و از او محافظت کند (اعداد ۹:۴و۱۶).
فقط رهبران فروتن، فیض خدا را دریافت میکنند
(تثنیه ۱:۸ تا ۲۰)
همهٔ ما گاهی نیاز داریم به خود یادآوری کنیم که این خداست که به قوم خود قدرت و جایگاهی را که ممکن است به دست آورند، میبخشد. خدا به قوم خود فرمان میدهد که برکات او را هم در زمانهای سخت (تثنیه ۱:۸ تا ۱۰) و هم در زمانهای خوب (آیات ۱۱ تا ۲۰) به یاد داشته باشند.
از آنجا که این حقیقت اهمیت دارد، فروتنی تنها نگرش شایسته است؛ هم برای رهبران و هم برای پیروان. خدا دائماً به رهبران یادآوری میکند:
امتیازِ قوم برگزیده بودن:
خدا ما را هدایت خواهد کرد و نیازهای ما را فراهم خواهد ساخت.
بهای قوم برگزیده بودن:
ما باید به فراهمکردن و تدارک خدا اعتماد کنیم، نه به توانایی و امکانات خودمان.
برای رهبران آسان است که گرفتار این تصور شوند که خودشان موفقیتی را به دست آوردهاند یا به هدفی رسیدهاند. اما در عوض، باید بپذیرند که موفقیت به آنان رسیده است، زیرا آنها تحت هدایت و سرپرستی شبان اعظم، یعنی خداوند، قرار داشتهاند. خدا به فروتنان فیض میبخشد، اما با متکبران مخالفت میکند (یعقوب ۶:۴). این تنها راهی است که میتوان با خداوند همکاری و همراهی کرد.
قانون ارتباط: خدا ابتدا قلب آنها را لمس میکند
(تثنیه ۱:۱۰ تا ۲۵:۱۱)
خدا بهعنوان رهبر نهایی، قوم خود را به اطاعت از خویش هدایت میکند. اما او بدون ارائهٔ دلیل کافی، صرفاً اطاعت را مطالبه نمیکند. خداوند دلیل و مبنای خوبی برای اطاعت از خود به قومش ارائه میدهد.
او به آنان یادآوری میکند که خودش نخست آنها را لمس کرده و برکت داده است؛ بنابراین اکنون، تنها پاسخ شایسته، اطاعت از روی محبت است. قوم خدا باید رهبری او را به این دلایل دنبال میکردند:
۱. رابطهٔ شخصی (تثنیه ۱۲:۱۰ تا ۲۲)
خدا هم ماهیت و قدرت عظیم خود را آشکار کرد و هم محبت شخصی خود را نسبت به نسلهای ابراهیم نشان داد.
۲. سابقه خدا (تثنیه ۱:۱۱ تا ۷)
خدا معجزاتی را که برای نجات قوم از مصر انجام داده بود، به آنان یادآوری کرد.
۳. نتایج وعده دادهشده (تثنیه ۸:۱۱ تا ۱۷)
خدا وعده داد که اگر اسرائیلیان وفادار بمانند، برکات او نیز ادامه خواهد یافت.
۴. رهایی و نجات قدرتمند (تثنیه ۱۸:۱۱ تا ۲۵)
خدا بر نقشهٔ خود برای برکت دادن به خانوادهها و داراییهای قوم عبرانی تأکید کرد.
سخاوت: شمعی که با روشن کردن شمعی دیگر، چیزی از دست نمیدهد
(تثنیه ۲۷:۱۴ تا ۱۸:۱۵)
اگر رهبران بزرگ مرتکب اشتباهی شوند، معمولاً اشتباهشان در جهت سخاوت و بخشندگی است. آنها بخشندهاند، نه گیرنده. انگیزه دارند که:
به دیگران خدمت کنند — تا به آنها کمک کنند رشد کنند و شکوفا شوند.
مشکلات را حل کنند — مشکلاتی که مانع رسیدن افراد به ظرفیت و توانایی بالقوهشان میشوند.
از آرمانها و اهداف ارزشمند حمایت کنند — اهدافی که به نفع بشریت هستند.
خدا به رهبران خود و به تمام قوم اسرائیل دستور میدهد که سخاوت و فیض او را سرمشق قرار دهند.
در پایان هر هفتمین سال، هر اسرائیلی میبایست تمام بدهیهایی را که هموطنانش به او داشتند، ببخشد و لغو کند.
اگر آنها واقعاً بدهیها را میبخشیدند، سخاوت و بخشش خدا را الگو قرار میدادند و از فقرا مراقبت میکردند، خدا نیز سرزمین آنها را با محصولات فراوان و رهایی از هجوم دشمنان برکت میداد.
تصورش را بکنید! آنها فقط لازم بود اعتماد کنند که خدا کنترل امور را در دست دارد و اجازه دهند او نگران باران، آفتاب و زمان برداشت محصول پربرکت باشد.
دستور خدا در اینجا یادآوری مهمی دربارهٔ ماهیت رهبری واقعی به ما میدهد. ما با مردم حسابوکتاب نمیکنیم؛ فقط به بخشیدن ادامه میدهیم.
رهبر بهعنوان خادم
(تثنیه ۱۲:۱۵ تا ۱۸)
عهد عتیق از چند واژهٔ عبری استفاده میکند که ما همهٔ آنها را به «خادم» یا «خدمتکار» ترجمه میکنیم؛ اما هر کدام تصویر متفاوتی از قلب و روح یک خادم ارائه میدهند.
یک رهبر از این واژهها چه میتواند بیاموزد؟ بسیار چیزها.
به یاد داشته باش که عیسی نیز برای همیشه رهبری را با خدمتگزاری پیوند داد (متی ۲۵:۲۰ تا ۲۸). بیایید ببینیم از برخی از این واژههای باستانی عبری دربارهٔ رهبری خادم چه میتوان آموخت:
۱. Ebed: عِبِد-بردهٔ عاشق یا خادم. این واژه کسی را توصیف میکند که کاملاً در اختیار شخص دیگری قرار دارد (تثنیه ۱۲:۱۵ تا ۱۸). به همین شکل، رهبران باید کاملاً در اختیار خداوند و مردمِ تحت خدمت خود باشند.
۲. Abad: عابَد-کسی که از حقوق شخصی خود میگذرد تا در مزرعه یا خیمه خدمت کند (اعداد ۷:۱۸و۲۳). به همین ترتیب، رهبران باید حاضر باشند از حقوق و امتیازات شخصی خود چشمپوشی کنند و خود را کاملاً وقف مأموریت کنند.
۳. Sakyir: ساکیر-خدمتکاری که در برابر دریافت دستمزد، روزانه یا سالانه، کار میکند (لاویان ۳۹:۲۵ تا ۴۲). یک رهبر باید از نگاه و طرز فکری که خود را صرفاً یک «حرفهایِ حقوقبگیر» میداند، دوری کند. درس یوحنا ۱۲:۱۰و۱۳ را به یاد داشته باشید.
۴. Sharath: شارات-کسی که برای رسیدن به یک هدف بزرگتر، حتی کارهای پست و کمارزش را نیز انجام میدهد (خروج ۳۵:۲۸ تا ۴۳). رهبران باید برای خدمت به مأموریت خود، هر کاری را که لازم است انجام دهند.
قانون هدایت: موسی مسیر آینده را فراهم میکند
(تثنیه ۱:۱۶ تا ۱۹:۲۵)
همانگونه که نیاکان آمریکاییها قانون اساسی ایالات متحده را تدوین کردند، موسی نیز دستورالعملها و چارچوبهای روشنی برای آیندهٔ قوم اسرائیل فراهم کرد. یک تفاوت اساسی این بود که اسرائیل قرار بود تحت حاکمیت خدا (تئوکراسی) زندگی کند، نه بر اساس خواستهها و هوسهای مردم (دموکراسی).
در ادامه، نبوغ موسی در ساختاردهی و هدایت قوم در این فصلها دیده میشود:
اقدامات رهبری:
۱. هفت عید سالانه را تعیین کرد
۲. محل مرکزی برای پرستش تعیین کرد
۳. برای هر قبیله قاضی تعیین کرد
۴. وظایف مدنی را با جامعه تقسیم کرد
۵. معیارهایی برای انتخاب رهبران عالی تعیین کرد
۶. هدایا و قربانیها را برای کاهنان و لاویان سازماندهی کرد
۷. شهرهای پناهگاه را تعیین کرد
۸. مرزهایی برای دفاع ملی مشخص کرد
۹. به جرایم و شکستهای اخلاقی رسیدگی کرد
۱۰. تقدیم دهیک به خداوند را تعیین کرد
هدف:
۱. مردم را به یاد تصویر و هدف بزرگتر بیندازد.
۲. زمینه و چارچوب لازم برای مشارکت مردم را فراهم کند.
۳. رهبری را در سطح محلی تأمین کند.
۴. ارزش عدالت و نظم اجتماعی را ایجاد کند.
۵. چشماندازی برای رهبری همراه با صداقت و درستکاری ارائه دهد.
۶. مردم را برای زندگی و خدمت با اولویتهای درست آماده کند.
۷. ارزشهای رحمت و فیض را در جامعه نهادینه کند.
۸. به اسرائیل بیاموزد که به خدا اعتماد کند، نه به خودش.
۹. پیش از ارتکاب اعمال مجرمانه، پیامدهای آن را مشخص کند.
۱۰. اهمیت امانتداری و مدیریت صحیح منابع را بهعنوان یک اولویت اساسی آموزش دهد.
موسی: اطمینان از حضور خدا
(تثنیه ۱:۲۰ تا ۲۰)
همیشه خوب است وقتی قصد داری سپاهی را به نبرد ببری، یک برنامهٔ جنگی داشته باشی. موسی برای سپاه اسرائیل یک برنامهٔ وِیژه داشت؛ مجموعهای از دستورالعملها که مستقیماً از فرماندهٔ عالی، یعنی خدا، آمده بود.
اعتمادبهنفسی که چنین فرماندهٔ میدانی میتوانست در سربازان خود ایجاد کند را تصور کن، وقتی میدانست که نمیتواند شکست بخورد. با این حال، این همان نوع تضمینی بود که خدا به موسی و قوم اسرائیل داده بود.
میبایست بسیار حیرتانگیز به چشم آمده باشد! در آن زمان، خدا دستورهای جنگی خود را صادر کرده بود و بنیاسرائیل باید به نبرد میرفتند؛ در حالی که حتی هنوز در سرزمین خود مستقر نشده بودند، چه رسد به اینکه یک خط دفاعی ایجاد کرده باشند. علاوه بر این، خداوند به قوم خود اطمینان داده بود که نیروهای نظامی بسیار بزرگتر از خودشان را شکست خواهند داد. اما خدا به آنان اطمینان داد که تا زمانی که به یاد داشته باشند او در کنارشان است، چیزی برای ترسیدن ندارند. همانطور که از روزی که مصر را ترک کردند، خدا با آنها بوده است، او همچنان در کنارشان خواهد ماند.
رهبران امروزی نیز میتوانند بر همان وعدهای تکیه کنند که باعث شجاعت موسی شد: ««زیرا آن که با شما میرود تا برای شما با دشمنانتان بجنگد و به شما پیروزی ببخشد، یهوه خدای شماست» (تثنیه ۴:۲۰؛ همچنین عبرانیان ۵:۱۳ تا ۶). و خدا همان سخنی را که به موسی گفت، به ما نیز میگوید: «مترسید» (تثنیه ۱:۲۰).
چشمانداز دوگانه: موسی به مردم کمک میکند آینده را از دو زاویه ببینند
(تثنیه ۱:۲۷ تا ۶۸:۲۸)
بیشتر اسرائیلیانی که برای ورود به سرزمین موعود آماده میشدند، در بیابان بزرگ شده بودند و هرگز معجزات مصر را ندیده بودند. موسی تشخیص داد که این نسل جدید به الهام و انگیزهٔ تازهای نیاز دارد؛ بنابراین تصویری از آیندهٔ آنها ترسیم کرد.
موسی میدانست که کامیابی و رفاه آنان بسیار بیشتر به وضعیت سالم روحانیشان بستگی دارد تا به توانایی نظامیشان. بنابراین، آنها را تشویق کرد که در شناخت خداوند رشد کنند، به قدوسیت او اعتماد داشته باشند و از فرمانهای او اطاعت کنند.
چشماندازی که موسی در آن روز ارائه کرد، با چیزی که بیشتر رهبران تا آن زمان مطرح کرده بودند تفاوت زیادی داشت. او تصویری از این ارائه کرد که اگر قوم کاملاً از خدا اطاعت کنند، زندگی چگونه خواهد بود:
از برکات فراوان برخوردار خواهند شد. محصول و ثمرهای بیش از نیازشان خواهند داشت. مورد لطف ملتهای اطراف قرار خواهند گرفت. از رفاه و کامیابی بسیار بهرهمند خواهند شد. سالم و نیرومند خواهند شد.
اما موسی فقط یک طرف آینده را نشان نداد. او همچنین تصویری از این ارائه داد که اگر قوم از اطاعت خدا سرپیچی کنند، زندگی چگونه خواهد شد. تعداد کمی از رهبران چنین کاری کردهاند؛ اما موسی به شکلی بسیار روشن و ملموس، هم برکات اطاعت و هم لعنتهای نافرمانی را در سخنان خود توصیف کرد.
قدرت دیدن آینده از دو زاویه؛ این همان قدرت یک چشمانداز دوگانه است. چنین چشماندازی به مردم کمک میکند تصمیم بگیرند چه کاری باید انجام دهند؛ زیرا میتوانند نتیجهٔ نهایی و پیامدهای انتخابهای خود را از پیش در نظر بگیرند.
قانون میراث: موفقیت بدون جانشین، به معنای شکست است
(تثنیه ۱:۳۱ تا ۱۳)
درست پیش از مرگ موسی، او بهطور رسمی جانشین خود، یوشع، را به قوم معرفی کرد. موسی سالها یوشع را برای چنین روزی تعلیم داده و آماده کرده بود. او میدانست که خودش قادر نخواهد بود وارد سرزمین موعود شود؛ بنابراین متوجه بود که باید رهبر نسل بعدی را برای به پایان رساندن کاری که خودش آغاز کرده بود، آماده کند. توجه کنید موسی برای یوشع چه کارهایی انجام داد:
۱. او قوم را متقاعد ساخت که نسل جدید باید جای نسل قدیم را بگیرد (آیههای ۱و۲).
۲. تعهد خدا را به وفای به وعدهٔ خود به قوم یادآوری کرد (آیه ۳).
۳. رهبر جدید را تأیید کرد و اقتدار خود را به یوشع منتقل نمود (آیههای ۳ تا ۵)
۴. پیروزی تحت رهبری یوشع را پیشبینی کرد و به سابقه و تجربهٔ او اشاره نمود (آیههای ۳ تا ۶)
۵. یوشع را رسماً مأمور کرد که قوم را به داخل سرزمین موعود هدایت کند (آیههای ۷و۸)
۶. به یوشع دستور داد که کلام خدا را بهطور مداوم و مرتب بخواند (آیههای ۹ تا ۱۳)
دریافت لینک کوتاه این نوشته:
|
کپی شد! |