پاسخ پروفسور جان لِنوکس به معمای خشونت در عهد عتیق
پاسخ پروفسور جان لِنوکس به معمای خشونت در عهد عتیق
متن زیر گفتگویی است با پروفسور جان لِنوکس، الاهیدان و مدافع ایمان مسیحی در رابطه با مسئلۀ خشونت در عهد عتیق و اینکه آیا خدای عهد عتیق در عهد جدید تغییر کرده است؟
پرسش: توجه شما را به دیدگاه خدا درباره عدالت در این جهان جلب میکنم، نه عدالت نهایی در این جهان. میخواهم پرسشی تا حدی چالشبرانگیز از شما بپرسم و آن این است: آیا خدا نظرش را تغییر داده است؟ آیا خدای عهد عتیق با خدای عهد جدید تفاوت دارد یا نه؟ بسیاری از مردم خدای عهد عتیق را خدایی خشمگین و داوریکننده میدانند، در حالی که خدای آشکارشده در عهد جدید را خدایی سرشار از محبت، شفقت و رحمت میبینند. آنها اغلب به آیههایی اشاره میکنند که در آنها خدا فرمان نابودی گروههای قومی خاصی را صادر میکند و این را دلیلی بر وجود چنین تفاوتی میدانند. در این متن، جان لِنوکس الاهیدان و مدافع معاصر ایمان مسیحی، با تأمل توضیح میدهد که عدالت و محبت خدا با یکدیگر تناقضی ندارند، بلکه جنبههایی اساسی و جداییناپذیر از شخصیت او هستند.
سؤالی که مطرح است این است که برای نمونه مزمور ۱۰۹ بهخاطر برخی از هولناکترین و شدیدترین نفرینهای موجود در کتاب مقدس شناخته شده است. فقط چند مورد از آنها را در اینجا ذکر میکنیم: «کسی بر او رحم نکند و برای یتیمان او دل نسوزاند. نسلش به کلی از بین برود و دیگر نامی از آنان باقی نماند». این مزمور چنین ادامه میدهد: «ثروت او از میان برود و در نسل بعد، نامشان محو شود».
البته، نهتنها میتوانیم به مزمور ۱۰۹ مراجعه کنیم، بلکه میتوانیم به کتابهای خروج و تثنیه نیز رجوع کنیم؛ جایی که با فرمان خدا برای نسلکشی در جریان حمله به کنعان روبهرو میشویم و همچنین اجازهای که او برای به بردگی گرفتن قوم اسرائیل در مصر داده است. بنابراین، به نظر میرسد که خدا در عهد عتیق تصمیم خود را گرفته و از آن برنمیگردد.
چگونه میتوانیم اعمال خدا در عهد عتیق را با خدایی که در عهد جدید جسم انسانی به خود گرفته است، در کنار هم قرار دهیم؟ خدایی که خدای محبت است، خدای صلح است، خدای شفاست و میگوید گونه دیگر خود را نیز برگردانید. بنابراین، این پرسش پیش میآید که آیا خدا از عهد عتیق تا عهد جدید، دیدگاه خود را درباره عدالت در این جهان تغییر داده است؟
پاسخ جان لِنوکس: اجازه دهید کمی این موضوع را باز کنیم. در اینجا به مزمور ۱۰۹ اشاره شد. اما بایستی دقت شود که در این آیهها این خدا نیست که در آن سخن میگوید.
این مزمورنویس است که سخن میگوید. وقتی به کتاب مقدس میرسیم، با نکته جالبی روبهرو میشویم. آیا هر چیزی که در کتاب مقدس ثبت شده، لزوماً درست یا خوب است؟ خیر. در کتاب مقدس داستان داوود هست که مرتکب زنا شد و خدا بعدها این کار او را ناپسند دانست. فکر میکنم باید ذهنمان را باز کنیم و به این ایده توجه داشته باشیم؛ همانطور که به گمانم سی. اس. لوئیس نیز اشاره کرده است که در برخی از مزامیر، آنچه ثبت شده است لزوماً بازتابدهنده نگرش خدا نیست.
این امری عادی است که کسی که بهشدت رنج کشیده است، ممکن است چنین احساسی از او بروز دهد. همانطور که میدانید، مردم چنین رنجهایی را تجربه میکنند. دائماً میشنوید که انواع و اقسام انتقامها را برای دشمنانشان آرزو میکنند.
بنابراین، در این مورد به خدا حسن ظن دارم و میگویم این سخنان ثبت شدهاند و معتقدم که الهامشدهاند، اما لزوماً به این معنا نیست که نگرشهای بیانشده در آنها درست هستند؛ یعنی صرفاً چون چیزی در آن مزمور آمده است، پس باید بگوییم نگرش درستی است.
فکر میکنم این سخنان در آنجا قرار دارند تا ببینیم افرادی واقعی وجود داشتهاند که طیف گستردهای از احساسات را تجربه میکردهاند. برخی از این احساسات بسیار خوباند و برخی دیگر بسیار مشکوک و قابلتردید. ما باید یاد بگیریم که با آنها چگونه برخورد کنیم.
- پرداختن به مسئله داوری الهی
پرسش: موضوعی که بسیار مهمتر است، نکته دومی است که مطرح شد؛ زیرا به موردی اشاره شد که میدانیم خدا مستقیماً وارد عمل میشود. پس اجازه میدهید به همین نکته بپردازم؟
این مسئله مرتب مطرح میشود که در کتاب تثنیه، فرمانی وجود دارد که به یوشع گفته میشود وارد کنعان شود و همه را از میان ببرد. مردم میگویند: «اما این پاکسازی قومی است. این یک نسلکشی است و خدا پشت این ماجراست!».
پاسخ جان لِنوکس: نخست، این رویداد در کتابی توصیف شده است؛ نه کتابی ناشناخته از کتاب مقدس، بلکه کتابی که خود، مبانی اخلاقیای را تعریف میکند که با تکیه بر آنها از این رویداد انتقاد میکنیم! این نکته بسیار قابلتوجه است.
قوانین مربوط به جنگ بشردوستانه، نخستین قوانین از این نوع در تاریخ، در همان کتاب، یعنی تثنیه، آمدهاند. همانطور که لرد سَکس، خاخام ارشد پیشین، اشاره کرده است، این قوانین بسیار انساندوستانهاند.
زنان و کودکان را در امان بگذارید. درختان را حفظ کنید، پیش از آغاز جنگ، در پی صلح باشید ش(تثنیه ۲۰: ۱۰ تا ۲۰). همه این موارد در همان کتابی آمدهاند که این رویداد را توصیف میکند.
بنابراین، نخستین نکتهای که با آن روبهرو میشویم این است که این رویداد باید کاملاً استثنایی و غیرمعمول بوده باشد. این نکته اول است.
نکته دوم این است که دلیل ارائهشده در کتاب تثنیه برای حمله به کنعان، دلیل اخلاقی است. این حمله بهعلت شرارت شدید آن مردم صورت گرفت؛ شرارتی که شامل برخی از هولناکترین موارد قربانی کردن کودکان بود که جهان تا آن زمان به خود دیده بود. در واقع، تصویر کلیتری که کتاب مقدس ارائه میدهد این است که خدا ۴۰۰ سال صبر کرد؛ صبر کرد و باز هم صبر کرد. او اجازه داد ورود به سرزمین کنعان با اوجگیری آن شرارت همزمان شود و سپس آن را مورد داوری قرار داد.
نکته بعدی این است که خدا به اسرائیل گفت اگر آنها نیز به همان شیوه رفتار کنند، به همان مجازات دچار خواهند شد (در لاویان ۱۸: ۲۸ و آیههای دیگر).
بنابراین، مسئله این نیست که ملتی متجاوز وارد سرزمینی شده باشد تا پاکسازی قومی انجام دهد. به آنها گفته میشود که باید با آن وضعیت برخورد کنند، زیرا از نظر اخلاقی شرارتآمیز است. اما اگر خودشان نیز با همان وضعیت سازش کنند، به همان مجازات دچار خواهند شد.
و در واقع، همین اتفاق افتاد.
پس در نهایت، مسئله به اینجا میرسد؛ و در این زمینه مدیون پژوهشگرانی مانند نیکلاس والترز هستم که فکر میکنم در هاروارد یا یِیل است و این موضوع را با جزئیات بررسی کرده است. تمام این عبارتها که میگویند «همه آنها را بکشید، همه را بکشید» بارها تکرار شدهاند. او اشاره میکند که این عبارت آنقدر زیاد تکرار شده است که باید یک اصطلاح قالبی و رایج در متون باستانی باشد. حالا اگر به شما بگویم: «تمام انگلستان در مراسم تشییع جنازه پرنسس دایانا شرکت کرد. واقعیت این است که بعضیها بهخاطر آنفلوآنزا در رختخواب بودند و الی آخر. اما همه میدانیم که منظور تعداد بسیار زیادی از مردم است.
نتیجهگیری والترز، که یکی از برجستهترین پژوهشگران کتاب مقدس در جهان است، این است که منظور از این عبارتها، کسب پیروزی قاطع بر دشمن است.
و دلیل اینکه این عبارتها در یکی از اخلاقیترین کتابهای عهد عتیق آمدهاند، این است که قواعد جنگی مندرج در آن کتاب، در واقع نقض نشدهاند.دزیرا اگر از خود بپرسید آیا تمام این شهرها بهکلی نابود شدند، پاسخ منفی است. چرا؟ چون همه آنها بعداً دوباره ظاهر میشوند و جمعیت دارند. بنابراین، این رویداد به معنای کاملاً کلمه به کلمه آن اجرا نشده است. به همین دلایل، فکر میکنم داریم به درکی میرسیم که تصویر متفاوتی ارائه میدهد.
- ضرورت عدالت نهایی
ادامه سخنان جان لِنوکس: همچنین، این تصور که خدای عهد عتیق خدایی خشمگین است و خدای عهد جدید خدایی سرشار از محبت است، درست نیست.
خدا، خدای رحمت و بردباری طولانی است و تمام این ویژگیها در عهد عتیق آمدهاند، نه اینکه مختص عهد جدید باشند.
بنابراین، فکر میکنم راههایی برای نزدیک شدن به این مسئله وجود دارد، اما آنها پرسشی بسیار بزرگ را بیپاسخ میگذارند. آن پرسش بزرگ این است؛ و این همان چیزی است که ما دوست نداریم. ما مفهوم داوری را دوست نداریم. اگر قرار باشد انسانها نیز در آن دخالت داشته باشند، مثلاً یوشع قبیلهای را داوری کند، آن را حتی کمتر میپسندیم. ما این را دوست نداریم که مردم کشته شدهاند. اما همانطور که پیشتر گفتم، پیش از پایان این گفتگو، افراد بیگناه بسیاری در حال مردن هستند
بنابراین، باید با این مسئله روبهرو شویم. در واقع، این همان پرسش نهایی است؛ مسئله داوری و عدالت.
میبینید، این بخش بسیار مهمی از مسیحیت من است.
داوکینز در آن نقلقولی که بهدلیل کمبود وقت اصلاً آن را نخواندم، میگوید جهان هیچ عدالتی ندارد.
و اینجاست که با یک تراژدی روبهرو میشویم. در یکی از مناظرههایمان درباره این موضوع با او صحبت کردم و او گفت که باید برای برقراری عدالت در این جهان تلاش کنیم.
من گفتم: «بله، ریچارد، باید چنین کنیم». اما بیایید واقعبین باشیم و ببینیم که چقدر از امتیاز برخورداریم. اگر اتفاقی نادرست رخ دهد، ما تا حدی امید داریم که به عدالت دست پیدا کنیم. اما میلیونها و میلیونها نفر در این جهان در طول زندگی خود به عدالت نخواهند رسید و اگر مرگ پایان همهچیز باشد، آنها هرگز به عدالت نخواهند رسید. من این مسئله را واقعاً بسیار جدی میگیرم.
ما انسانهایی هستیم که فریاد عدالت سر میدهیم. همانطور که سی. اس. لوئیس اشاره میکند، دنیایی بسیار عجیب میبود اگر تشنه میشدیم، اما چیزی به نام آب وجود نداشت! دنیایی که در آن میل جنسی را احساس میکردیم، اما چیزی به نام ارضای میل جنسی وجود نداشت، نیز دنیایی بسیار عجیب میبود و اگر ما خواهان عدالت باشیم، اما عدالتی وجود نداشته باشد، آن هم دنیایی بسیار عجیب خواهد بود. عدالت مفهومی بسیار مهم در جامعه ماست. بااینحال، ما به فلسفهای پایبندیم که در نهایت وجود آن را انکار میکند و ادعا میکند هیچ عدالت نهاییای وجود ندارد.
پس در نهایت، تروریستی که شما، خانوادهتان و شاید بخشی از ملتتان را نابود میکند و سپس در پایان به خودش شلیک میکند، از مجازات میگریزد و بیکیفر میماند. از نظر من، این با تمام اصول اساسیای که هویت انسانی ما را تشکیل میدهند، در تضاد است.
اما کتاب مقدس میفرماید که داوری نهاییای در کار خواهد بود. این موضوع بهعنوان اتفاقی شگفتانگیز مطرح میشود که باید از آن استقبال کرد: خدا جهان را داوری خواهد کرد، زیرا کسی که خدا از طریق او جهان را داوری خواهد کرد، همان کسی است که بر صلیب رنج کشید و دوباره زنده شد.
و اینجاست که من تمام این مسائل را به هم پیوند میدهم. اجازه دهید باورم را به شکلی بسیار چالشبرانگیز بیان کنم:
من باور دارم که اگر میتوانستیم ببینیم خدا با کسانی که بیگناه رنج کشیدهاند و با افرادی از این دست چه کرده است، فقط سکوت میکردیم و دیگر هیچ پرسشی نداشتیم.
زیرا اگر خدای محبت وجود داشته باشد، همانطور که من باور دارم وجود دارد، و اگر او همانند عیسای مسیح باشد، باور دارم که به شیوهای جبران خواهد کرد که همه ما را بیحرف و بیپاسخ خواهد گذاشت.
اما تنها زمانی این را خواهیم دید که بتوانیم تصویر کامل را مشاهده کنیم.
در پایان، کتاب مقدس بهطور پیوسته آشکار میکند که خدا هم عادل است و هم بیطرف و با همه ملتها بر اساس یک معیار واحد از درستکاری رفتار میکند.
موقعیت ممتاز اسرائیل بهعنوان قوم عهد خدا، آنها را از داوری معاف نکرد. زیرا در تاریخ و در کتاب مقدس شاهد این واقعیت هستیم که خدا، اسرائیل را بهخاطر گناهانش، از طریق ملتهایی مانند مصریان، آشوریان و بابلیان، مجازات کرد.
به همین ترتیب، عهد جدید نیز خدا را خدایی عادل معرفی میکند. این موضوع را میتوان در مرگ حنانیا و سفیره و نیز در داوری درباره برخی از ایمانداران قرنتس مشاهده کرد؛ کسانی که بدون احترام و بدون بررسی و ارزیابی خویشتن، در شام خداوند شرکت کردند.
تصاویر آتش و داوری نهایی در رسالهها و کتاب مکاشفه نیز بیش از پیش نشان میدهند که خدای عهد عتیق همان خدایی است که در عهد جدید آشکار شده است.
محبت خدا با عدالت او تناقضی ندارد بلکه عدالت او بیانگر یکی از جنبههای اساسی نیکویی اوست.
همانطور که یک قاضی خوب باید در دادگاه عدالت را برقرار کند، داور تمام زمین نیز قطعاً آنچه را درست است انجام خواهد داد و در نهایت، عدالت کامل را در زندگی پس از مرگ برقرار خواهد کرد.
ویدیوی این گفتگو در زیر تقدیم میشود:
پژوهشی از خدمات پرپاسخ
دریافت لینک کوتاه این نوشته:
|
کپی شد! |