نقد دیدگاههای زمین جوان و زمین پیر در پرتو کتابمقدس، زیستشناسی و زمینشناسی
نقد دیدگاههای زمین جوان و زمین پیر در پرتو کتابمقدس، زیستشناسی و زمینشناسی
بحث سن زمین میان مسیحیان در درجه نخست بحثی درباره اقتدار کتابمقدس نیست، بلکه درباره تفسیر درست دادههای کتابمقدسی و دادههای طبیعت است. کتابمقدس با قطعیت اعلام میکند که خدا خالق آسمانها، زمین، حیات و انسان است؛ انسان محصول تصادف، ضرورت کور یا فرایندی بیهدف نیست.
“در ابتدا، خدا آسمانها و زمین را آفرید” (پیدایش ۱: ۱).
دو دیدگاه اصلی در میان مدافعان آفرینش وجود دارد: دیدگاه «زمین جوان» که معمولاً عمر زمین را حدود شش تا ده هزار سال میداند، و دیدگاه «زمین پیر» که سن زمین را بسیار بیشتر، در حد میلیاردها سال، میپذیرد؛ اما همچنان بر آفرینش مستقیم و هدفمند خدا تأکید میکند. هر دو دیدگاه، اگر وفادار به کتابمقدس باشند، باید آفرینش خدا، واقعیت گناه، سقوط انسان، آدم تاریخی و نجات تنها از راه عیسی مسیح را حفظ کنند.
– دیدگاه زمین جوان:
زمین جوان معمولاً کتاب پیدایش فصل یک را گزارشی از شش روز معمولی و پیدرپی میفهمد. تکرار عبارتهای «شام شد و صبح شد»، شمارهدار بودن روزها و الگوی کار و استراحت در فرمان سبت، دلایلی مهم برای این تفسیر هستند. فرمان خدا به اسرائیل برای کار در شش روز و استراحت در روز هفتم، آشکارا به الگوی آفرینش بازمیگردد.
“زیرا كه در شش روز، خداوند آسمان و زمین و دریا و آنچه را كه در آنهاست بساخت، و در روز هفتم آرام فرمود. از این سبب خداوند روز هفتم را مبارك خوانده، آن را تقدیس نمود” (خروج ۲۰: ۱۱).
همچنین نسبنامههای پیدایش، از آدم تا نوح و سپس تا ابراهیم، برای بسیاری از مدافعان زمین جوان نشان میدهد که تاریخ بشر از آغاز آفرینش بسیار طولانی نیست. این دیدگاه به درستی هشدار میدهد که نباید متن کتابمقدس را صرفاً برای سازگاری با نظریههای رایج علمی بازتفسیر کرد. اگر انسان پیشاپیش تصمیم بگیرد که کتابمقدس فقط هنگامی معتبر است که با برداشتهای موقت علمی هماهنگ باشد، داوری نهایی از کلام خدا به فرهنگ علمی روز منتقل میشود.
از لحاظ زیستشناسی، زمین جوان بر پیچیدگی عظیم سلول، اطلاعات ژنتیکی، ساختار هماهنگ اندامها و قابلیت محدود موجودات برای تغییر درون جمعیتها تأکید میکند. مشاهده تغییرات در رنگ، اندازه، سازگاری یا تنوع یک گونه، لزوماً اثبات نمیکند که همه موجودات زنده از یک نیای مشترک و از راه فرایندهای بیهدف پدید آمدهاند. انتخاب طبیعی میتواند برخی ویژگیها را در یک جمعیت برجسته کند، اما به خودی خود توضیح کاملی برای منشأ نخستین حیات، اطلاعات ژنتیکی و پیدایش ساختارهای پیچیده نیست. در زمینشناسی نیز مدافعان زمین جوان به فسیلهای گسترده، لایههای رسوبی وسیع، قبرستانهای فسیلی و ساختارهایی توجه میکنند که میتوانند نشانه رویدادهای فاجعهآمیز و سریع باشند. طوفان عظیم نوح در کتابمقدس واقعهای واقعی و داوری الهی معرفی شده است، نه صرفاً افسانهای اخلاقی.
“و طوفان چهل روز بر زمین میآمد، و آب همی افزود و كشتی را برداشت كه از زمین بلند شد” (پیدایش ۷: ۱۷). با این حال، دیدگاه زمین جوان با دشواریهایی نیز روبهروست. دادههای پرتوسنجی سنگها، سنسنجی شهابسنگها، حرکت صفحات زمین، لایههای یخی، حلقههای درختان، فاصله اجرام آسمانی و ترتیب گسترده فسیلها، در بسیاری از پژوهشهای علمی به قدمت بسیار زیاد زمین و جهان اشاره میکنند. درست است که روشهای علمی بر فرضهایی تکیه دارند و ممکن است در جزئیات بازنگری شوند، اما نمیتوان همه این دادهها را بدون بررسی دقیق، صرفاً خطا یا فریب دانست. همچنین مدلهای زمینشناسی مبتنی بر طوفان جهانی باید بتوانند ترتیب منظم فسیلها، آثار زیستبومهای گوناگون و شواهد چندگانه سنسنجی را بهطور قانعکننده توضیح دهند.
– دیدگاه زمین پیر:
دیدگاه زمین پیر معمولاً میگوید واژه «روز» در پیدایش الزاماً همیشه به معنای یک شبانهروز معمولی نیست. در بخشهای دیگر کتابمقدس نیز واژه روز میتواند به دوره، زمان یا عصر اشاره داشته باشد. افزون بر آن، گزارش آفرینش در پیدایش فصل اول، متنی بسیار منظم، پرمعنا و الاهیاتی است که بیش از آنکه کتاب درسی زمینشناسی باشد، حقیقت خداشناختی و تاریخی آفرینش را اعلام میکند: خدا یکتاست، جهان را با اراده خود آفرید، خلقت نیکو بود، انسان حامل تصویر خداست و جهان برای پرستش خالق آفریده شده است.
دیدگاه زمین پیر میتواند یافتههای گسترده زمینشناسی را جدی بگیرد، بیآنکه خدا را از آفرینش کنار بگذارد. سن زیاد زمین به خودی خود به معنای پذیرش تکاملگرایی بیخدا نیست. ممکن است کسی قدمت طولانی زمین را بپذیرد، اما همچنان باور داشته باشد که خدا گونههای اصلی حیات را با حکمت و قصد آفریده و انسان را بهطور ویژه به صورت خود خلق کرده است. “پس خدا آدم را بصورت خود آفرید. او را بصورت خدا آفرید. ایشان را نر و ماده آفرید” (پیدایش ۱: ۲۷).
نقطه قوت این دیدگاه آن است که شواهد طبیعی را جدی میگیرد و میان «سن زمین» و «انکار خالق» یکیانگاری نمیکند. کتابمقدس اعلام میکند که آسمانها جلال خدا را بیان میکنند؛ پس مطالعه طبیعت، هنگامی که با فروتنی انجام شود، دشمن ایمان نیست. “آسمانْ جلال خدا را بیان میکند و فلکْ از عمل دستهایش خبر میدهد” (مزمور ۱۹: ۱).
اما دیدگاه زمین پیر نیز خطرهای جدی دارد. نخست، اگر تفسیر روزهای پیدایش فقط پس از فشار نظریههای معاصر تغییر کند، این پرسش بهجا مطرح میشود که آیا متن واقعاً چنین ظرفیتی دارد یا صرفاً با علم رایج سازگار شده است. دوم، برخی صورتهای زمین پیر مرگ، رنج، شکار و انقراض حیوانات را پیش از سقوط آدم قرار میدهند. این موضوع پرسش مهمی درباره نیکویی آفرینش نخستین و رابطه گناه و مرگ ایجاد میکند. پولس رسول بهروشنی مرگ انسان را با گناه آدم مرتبط میسازد. رومیان ۵: ۱۲ چنین بیان میکند: “لهذا همچنان که بوساطت یک آدم گناه داخل جهان گردید و به گناه موت؛ و به اینگونه موت بر همهٔ مردم طاری گشت، از آنجا که همه گناه کردند”.
البته این آیه مستقیماً درباره مرگ حیوانات سخن نمیگوید؛ بنابراین نباید بیش از آنچه متن میگوید نتیجهگیری کرد. با وجود این، هر دیدگاهی که قدمت طولانی زمین را میپذیرد، باید بهطور جدی توضیح دهد که رنج و مرگ گسترده پیش از سقوط انسان چگونه با نیکویی خلقت و عدالت خدا سازگار است.
– جمعبندی کتابمقدسی و علمی:
نه زمین جوان و نه زمین پیر نباید به بت فکری تبدیل شود. زمین جوان بهدرستی بر خوانش طبیعی متن، واقعیت طوفان و خطر سازشکاری با طبیعتگرایی تأکید میکند، اما باید با دادههای پیچیده علمی صادقانه و دقیق برخورد کند. زمین پیر بهدرستی یادآور میشود که همه دادههای طبیعی را نمیتوان نادیده گرفت، اما نباید برای هماهنگ شدن با نظریههای علمی، آدم تاریخی، سقوط واقعی، داوری خدا و آفرینش ویژه انسان را تضعیف کند.
حقیقت غیرقابل مذاکره این است که خدا جهان را آفرید، انسان را به صورت خود ساخت، گناه واقعاً وارد تاریخ شد و عیسای مسیح، آدم آخر، برای نجات انسان آمد. سن دقیق زمین مسئلهای مهم اما ثانویه است؛ نجات انسان بر سن زمین استوار نیست، بلکه بر مرگ و رستاخیز واقعی عیسای مسیح استوار است (اول قرنتیان ۱۵: ۲۱-۲۲).
پژوهشی از خدمات پرپاسخ
دریافت لینک کوتاه این نوشته:
|
کپی شد! |