کتاب مراقبت شبانی نوشتۀ پاپ گریگوری بزرگ

کتاب مراقبت شبانی بخش ۳: شبان، تعلیم و پند و اندرز دادن؛ فصل ۲۹-کسانی که از گناهان عملی توبه کرده‌اند و کسانی که از گناهان فکری توبه می‌کنند

رای بدهید

بخش ۳: شبان، تعلیم و پند و اندرز دادن؛ فصل ۲۹
کسانی که از گناهان عملی توبه کرده‌اند و کسانی که از گناهان فکری توبه می‌کنند

کسانی که از گناهان عملی خود توبه می‌کنند، باید تشویق شوند که همواره خطاهای گذشتهٔ خود را در برابر چشم داشته باشند، تا آن گناهان در روز داوری در برابر چشمان داور قرار نگیرد. داوود چنین دعا کرد و گفت: (مزمور ۵۱:‏۵)، گویی به خدا می‌گوید: «از تو می‌خواهم به گناه من نگاه نکنی، زیرا خودم پیوسته آن را در برابر چشم خود دارم.»

توبه‌کنندگان باید گناهان گذشتهٔ خود را یک‌به‌یک به یاد آورند و هر یک را با اشک توبه از دل خود بشویند. اما در همان حال که گناهان خود را به یاد می‌آورند، باید رحمت و بخششی را نیز که خدا به توبه‌کنندگان وعده داده است به یاد داشته باشند و خود را در اندوهی بیش از اندازه غرق نکنند.

اگر خدا از ما می‌خواهد اکنون با خودمان سخت‌گیر باشیم، به این معنا نیست که قصد دارد بعدها نیز با ما با سختگیری رفتار کند. خدا گناهانی را که ما خود دربارهٔ آنها داوری کرده، محکومشان کرده و از آنها توبه کرده‌ایم، دیگر در برابر چشمان خود قرار نمی‌دهد. پولسِ رسول می‌گوید: «اگر بر خود حکم می‌کردیم، بر ما حکم نمی‌شد»(اول قرنتیان ۱۱:‏۳۱).

با این حال، امید به بخشش نباید باعث شود که انسان دچار امنیتی دروغین و خطرناک شود. هنگامی که دشمن حیله‌گر ما ببیند کسی پس از سقوط، با تمام وجود پشیمان شده است، خیلی زود با سخنان فریبنده به سراغ او می‌آید تا او را گمراه کند. به او می‌گوید که دیگران گناهان بسیار بدتری انجام داده‌اند؛ به او القا می‌کند که این خطا در واقع چندان مهم نبوده است؛ و وعده می‌دهد که بعداً هم فرصت کافی برای توبه خواهد بود. او می‌کوشد اندوه موقتی انسان را از بین ببرد تا در نهایت او را گرفتار اندوهی جاودانی سازد.

کسانی که در عمل گناهی مرتکب نشده‌اند، اما از گناهان فکری خود اندوهگین هستند، باید بررسی کنند که آیا واقعاً با رضایت دادن به آن فکر، گناه کرده‌اند یا فقط آن فکر گناه‌آلود برایشان جذاب بوده است.

ماهیت وسوسه چنین است که وقتی دل انسان مورد آزمایش قرار می‌گیرد، طبیعت گناه‌آلودی که در جسم او وجود دارد ممکن است به آن وسوسه کشیده شود، اما عقل و ارادهٔ انسان همچنان در برابر گناه مقاومت کنند. در چنین حالتی، درون انسان از چیزی که بخشی از وجودش به آن کشش پیدا کرده، اندوهگین می‌شود.

اما گاهی روح انسان چنان در طوفان وسوسه گرفتار می‌شود که هیچ مقاومتی نمی‌کند و به‌سرعت با آن فکر وسوسه‌آمیز همراه می‌شود. در چنین وضعی، حتی اگر فرصتی برای انجام عمل گناه وجود نداشته باشد، گناه انجام شده است؛ زیرا ارادهٔ انسان با رضایت درونی، کاری را که نتوانسته در بیرون انجام دهد، در درون خود انجام داده است.

از ماجرای وسوسهٔ نخستین پدر و مادر انسان می‌آموزیم که هر گناه سه مرحله دارد: پیشنهاد، لذت، و رضایت.

مرحلهٔ نخست از سوی دشمن می‌آید؛ مرحلهٔ دوم از راه طبیعت جسمانی ما بر ما اثر می‌گذارد؛ و مرحلهٔ سوم زمانی رخ می‌دهد که روح و ارادهٔ درونی انسان با آن موافقت می‌کند.

مار نخست اندیشهٔ نادرست را به حوا پیشنهاد کرد؛ سپس حوا به آن گرایش پیدا کرد و از آن لذت برد؛ و سرانجام او و آدم در درون خود با آن موافقت کردند.

پیشنهاد، انسان را با گناه آشنا می‌کند؛ سپس لذت، او را تحت تأثیر قرار می‌دهد؛ و در پایان، رضایت دادن به آن، انسان را اسیر گناه می‌سازد.

کسانی که از گناهان فکری خود توبه می‌کنند، باید با دقت بررسی کنند که آیا واقعاً و تا چه اندازه در گناه سقوط کرده‌اند، و سپس به همان اندازه که شایسته است، توبه کنند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
Protected By
Shield Security