پاسخ به اسلام

معنای عمیق ماجرای عجیب کُشتی گرفتن یعقوب با خدا!

رای بدهید

معنای عمیق ماجرای عجیب کُشتی گرفتن یعقوب با خدا!

این رویداد در کتاب‌مقدس به‌عنوان واقعه‌ای واقعی و الهام‌شده پذیرفته شده است؛ اما نباید آن را چنین برداشت کرد که خدا واقعاً از انسان شکست خورده یا قدرتش محدود شده است. برای درک درست این موضوع، بهتر است ابتدا به خودِ متن کتاب‌مقدس توجه کنیم:

“یعقوب‌ تنها ماند و مردی‌ تا سپیده‌دم با او کُشتی می‌گرفت. چون آن مرد دید که بر یعقوب چیره نمی‌شود، بیخ ران یعقوب را گرفت، چنانکه بیخ ران او به هنگام کُشتی با آن مرد از جای در رفت. آنگاه آن مرد گفت: «بگذار بروم زیرا سپیده بردمیده است.» اما یعقوب پاسخ داد: «تا مرا برکت ندهی نمی‌گذارم بروی.» مرد از او پرسید: «نام تو چیست؟» پاسخ داد: «یعقوب.» آنگاه آن مرد گفت: «از این پس نام تو نه یعقوب بلکه اسرائیل (یعنی او با خدا مبارزه می‌کند) خواهد بود، زیرا با خدا و انسان مجاهده کردی و چیزه شدی.» آنگاه یعقوب گفت: «تمنا اینکه نامت را به من بگویی.» ولی آن مرد پاسخ داد: «چرا نام مرا می‌پرسی؟» و در آنجا او را برکت داد. پس یعقوب آنجا را فِنیئیل (یعنی “روی خدا”) نامید و گفت: «زیرا خدا را رو به رو دیدم و با این همه جانم رهایی یافت.» و چون از فنیئیل می‌گذشت آفتاب بر او طلوع کرد و او بر ران خود می‌لنگید. از این رو، تا امروز بنی اسرائیل زردپی را که به بیخ ران وصل است نمی‌خورند، زیرا که او بیخ ران یعقوب را نزدیک همین زردپی گرفت” (پیدایش ۳۲: ۲۴-۳۲ ترجمۀ هزارۀ نو)

۱. آیا یعقوب با ذات نامحدود خدا کشتی گرفت؟

در کتاب پیدایش، ابتدا گفته می‌شود که «مردی» با یعقوب کشتی گرفت؛ اما در ادامه، یعقوب درمی‌یابد که این رویارویی در حقیقت ملاقات با خدا بوده است. کتاب هوشع نیز توضیح روشن‌تری می‌دهد و بیان می‌کند که یعقوب با «فرشته» مجاهده کرد:

«او در رَحِمْ، پاشنۀ برادرش را گرفت‌، و چون مرد شد با خدا مجاهده کرد. با فرشته مجاهده کرد و چیره گشت؛ گریان شد و به وی التماس نمود. در بیت‌ئیل ، خدا او را ملاقات کرد، و در آنجا با ما سخن گفت» (هوشع ۱۲: ۳–۴ ترجمۀ هزارۀ نو).

بنابراین، بهترین برداشت این است که خدا از طریق ظهور نمایندۀ الهی خود؛ یعنی فرشتۀ خداوند یا ظهوری انسانی از جانب خدا؛ با یعقوب روبه‌رو شد. در عهد عتیق، نمونه‌های دیگری نیز وجود دارد که خدا خود را به شکلی قابل‌درک برای انسان آشکار می‌کند، بی‌آنکه ذات نامحدود و جلال کامل او محدود شود.

۲. آیا خدا واقعاً از یعقوب شکست خورد؟

خیر. خدا شکست نخورد. خودِ روایت نشان می‌دهد که آن شخص تنها با لمس ران یعقوب، او را ناتوان کرد. پس اگر قصد داشت در نبرد جسمی پیروز شود، از همان آغاز می‌توانست یعقوب را شکست دهد.
در نتیجه، «غلبۀ» یعقوب به معنای شکست دادن خدا نیست؛ بلکه نشان می‌دهد که او در طلب برکت، با توبه، نیاز، ترس و وابستگی به خدا پایداری کرد. یعقوب با اصرار و التماس چنگ زد و گفت: «تا مرا برکت ندهی، تو را رها نخواهم کرد.»

۳. هدف این واقعه چه بود؟

هدف این رویداد، شکسته شدن و دگرگونی یعقوب بود. یعقوب پیش از این، انسانی حیله‌گر، ترسو و گرفتار گذشته‌اش بود؛ اما پس از این ملاقات، نام او به «اسرائیل» تغییر یافت؛ یعنی کسی که با خدا مجاهده کرد و در این رویارویی دگرگون شد.
این کشتی، شکست خدا نبود؛ بلکه شکست غرور و خوداتکایی یعقوب بود.

۴. چرا خدا چنین صحنه‌ای را اجازه داد؟

زیرا خدای حقیقی، خدایی دور، سرد و بی‌تفاوت نیست. او آن‌قدر به انسان نزدیک می‌شود که با ترس‌ها، ضعف‌ها و کشمکش‌های او روبه‌رو گردد. مسیحیان باور دارند که این حقیقت در عیسای مسیح به کامل‌ترین شکل آشکار شد: خدا وارد جهان انسان شد، رنج کشید و در میان انسان‌ها زیست، اما هرگز گناه نکرد و هرگز شکست نخورد.

پس خلاصۀ پاسخ این است:

بله، خدا با یعقوب کُشتی گرفت؛ نه از روی ضعف، بلکه از سر فروتنی و محبت.
یعقوب خدا را شکست نداد؛ بلکه خدا یعقوب را درهم شکست تا او را برکت دهد.

برگرفته و بازنویسی‌شده از محتوای هوش مصنوعی وب‌سایت: kairosai.nl

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
x  Powerful Protection for WordPress, from Shield Security
This Site Is Protected By
Shield Security