کتاب مراقبت شبانی بخش ۳: شبان، تعلیم و پند و اندرز دادن، فصل ۲۰-سخاوتمندانی که از دارایی خود میبخشند، و آزمندانی که خواهان اموال دیگراناند!
بخش ۳: شبان، تعلیم و پند و اندرز دادن، فصل ۲۰
سخاوتمندانی که از دارایی خود میبخشند، و آزمندانی که خواهان اموال دیگراناند!
کسانی که از روی دلسوزی عادت دارند به دیگران کمک کنند، باید مراقب باشند که خود را از کسانی که به آنان یاری میرسانند بهتر ندانند. صاحب یک خانه در این دنیا، برخی از خدمتکاران خود را برای سرپرستی و فرمانروایی میگمارد و برخی دیگر را زیر مراقبت آنان قرار میدهد. معمولاً همین کسانی که در مقام فرماندهی هستند بدرفتاری میکنند. به همین ترتیب، سرور آسمانی ما نیز برخی از بندگان خود را مسئول توزیع نعمتهای خویش قرار میدهد. آنان باید به یاد داشته باشند که آنچه دریافت کردهاند از آنِ خودشان نیست، و باید دقت کنند که آنچه به آنان سپرده شده است را به شکلی شایسته توزیع کنند.
راههای بسیاری وجود دارد که ممکن است در این امانتداری کوتاهی کنند. ممکن است به کسانی بدهند که نباید دریافت کنند، یا به کسانی که باید دریافت کنند چیزی ندهند. ممکن است با خرج کردن بیفکرانه، داراییهای خود را هدر دهند. ممکن است به سبب تأخیر در کمک کردن یا به دلیل بدخلقی هنگام بخشش، کسانی را که صدقه میگیرند رنج دهند. ممکن است با این نیت ببخشند که در عوض لطفی دریافت کنند، یا برای آنکه مورد ستایش قرار گیرند. همچنین ممکن است با نگه داشتن بخشی از آنچه باید میبخشیدند، ارزش نیکوی بخشش خود را از میان ببرند.
پس باید مراقب خود باشند. باید مواظب باشند که موهبت سخاوت را به خود نسبت ندهند، چنانکه نوشته شده است: «اگر کسی خدمت کند، با قدرتی که خدا میبخشد خدمت کند، تا در همه چیز، خدا به واسطۀ عیسی مسیح تمجید شود» (اول پطرس ۴: ۱۱). باید با به یاد آوردن سخنان استاد، از فخر فروختن به سبب بخشش خود دوری کنند: «شما نیز چون آنچه به شما فرمان داده شده است، به جای آورید، بگویید: خدمتکارانی بیمنّتایم و تنها انجام وظیفه کردهایم» (لوقا ۱۷: ۱۰). باید به یاد داشته باشند که «خدا کسی را دوست دارد که با شادی هدیه میدهد» (دوم قرنتیان ۹: ۷)، و بنابراین از بخشش با اکراه خودداری کنند. نباید با به یاد آوردن تعلیم مسیح، در پی ستایش مردم برای بخشش خود باشند: «وقتی به کسی صدقه میدهی، بگذار حتی دست چپت از کاری که دست راستت میکند، آگاه شود» (متی ۶: ۳). نباید با پیروی از این فرمان، در برابر هدیههای خود انتظار لطف و جبران داشته باشند: «هر گاه ضیافتی ترتیب میدهی، دوستان و برادران و بستگان و همسایگان ثروتمند خود را دعوت نکن، چون ایشان هم در عوض، تو را دعوت خواهند کرد» (لوقا ۱۴: ۱۲). باید با به یاد آوردن تعلیم سلیمان، در بخشش خود شتاب کنند: «به همسایهات مگو: ‘برو و بازگرد، و فردا به تو خواهم داد’ – با اینکه هماکنون در دست توست» (امثال ۳: ۲۸). باید با به یاد داشتن این سخن که: «هر که کم بکارد، کم نیز درو خواهد کرد و هر که زیاد بکارد، زیاد درو خواهد کرد» (دوم قرنتیان ۹: ۶) و این فرمان که: «اگر کسی از تو چیزی بخواهد، به او بده و اگر کسی اموالت را از تو بگیرد، در فکر پس گرفتن نباش» (لوقا ۶: ۳۰)، اطمینان یابند که هر آنچه لازم است میبخشند.
و برای آنکه به کسانی که نباید چیزی دریافت کنند نبخشند، باید این سخن را در نظر بگیرند: «پرهیزگارا عطا کن، و به یاری گنهکار مرو. با آن کس که فروتن است نیکی کن، و بیدین را عطا مکن» (حکمت یشوع بن سیراخ ۱۲: ۴و۵). در اینجا کمک به یک گناهکار به معنای یاری رساندن به افراد شرور برای پیشبرد کارهای بدشان است. ثروتمندان اغلب داراییهای خود را صرف سرگرمکنندگان بیبندوبار میکنند، در حالی که فقیران مسیح همچنان از گرسنگی رنج میبرند. کسی که یک گناهکار فقیر را نه به خاطر گناهکار بودنش، بلکه به این دلیل که انسان است، سیر میکند، کار نیکویی انجام میدهد؛ زیرا او طبیعت انسانی آن شخص را دوست دارد، نه گناه او را.
کسانی که صدقه توزیع میکنند باید به یاد داشته باشند که خدا را نمیتوان خرید، و اینکه صدقه دادن به این معنا نیست که میتوانند بدون مجازات گناه کنند. زیرا: «زندگی از خوراک و بدن از پوشاک باارزشتر است» (متی ۶: ۲۵). کسی که به فقیران خوراک و پوشاک میدهد اما همچنان در گناه غوطهور باقی میماند، فقط داراییهای خود را به خدا داده است؛ اما خود را به شیطان سپرده است.
از سوی دیگر، کسانی که مشتاق تصاحب اموال دیگران هستند باید با ترس به یاد آورند که خداوند در روز داوری چه خواهد گفت: «گرسنه بودم و شما به من خوراک ندادید؛ تشنه بودم و به من آب ندادید؛ غریب بودم و به من جا ندادید؛ برهنه بودم و مرا نپوشاندید؛ بیمار و زندانی بودم و شما به ملاقاتم نیامدید» (متی ۲۵: ۴۲–۴۳). اگر این داوری دربارۀ کسانی است که فقط از بخشیدن در زمانی که باید میبخشیدند خودداری کردهاند، پس داوری دربارۀ کسانی که آنچه را متعلق به آنان نیست تصاحب میکنند، چقدر سختتر خواهد بود!
به کسانی که در اندیشۀ تصرف اموال دیگران هستند، پیامبر میگوید: «وای بر آن که بر آنچه از آنِ وی نیست میافزاید» (حبقوق ۲: ۶). و کسانی که میخواهند درآمد خود را به زیان دیگران افزایش دهند، این سخن را بشنوند: «وای بر شما که خانه بر خانه و مزرعه بر مزرعه میافزایید، تا آنگاه که مکانی باقی نمانَد و شما تنها صاحبان زمین در میان آن باشید! (اشعیا ۵: ۸). کسانی که تشنۀ ثروتاند باید در این سخن تأمل کنند: «شخصِ پولدوست هرگز از پول سیر نمیشود، و نه دوستدار ثروت از درآمدِ خویش» (جامعه ۵: ۱۰). کسی که امید دارد به سرعت ثروتمند شود باید این را در نظر بگیرد: «اموالی که در آغاز بهشتاب به دست آید، در پایان، برکت نخواهد داشت» X(امثال سلیمان ۲۰: ۲۱). چنین شخصی مانند پرندهای است که با حرص طعمۀ درون دام را برمیدارد، بیآنکه از طنابی که در آستانۀ خفه کردن اوست آگاه باشد.
کسانی که مشتاق به دست آوردن میراث در این زندگی هستند، خود را از میراث حقیقیشان محروم میکنند، چنانکه نوشته شده است: (امثال ۲۰: ۲۱). حرصی که خواهان افزایش داراییهای این زندگی است، صاحبان خود را از میراث جاودانیشان بیبهره میسازد. و خداوند به کسانی که با رنج بسیار ثروت اندوختهاند میگوید: (متی ۱۶: ۲۶).
مؤثرترین راه برای اصلاح این گونه طمع، آن است که نشان داده شود زندگی کنونی ما چه اندازه گذراست، و چه بسیار کسانی که برای ثروتمند شدن زحمت کشیدند، اما پیش از موعد درگذشتند و هیچ فرصتی برای بهره بردن از ثروت خود نیافتند. چنین افرادی نه تنها آنچه را به ناحق به دست آورده بودند از دست میدهند، بلکه هنگام رویارویی با داور خویش، بارهای سنگین گناه را نیز با خود حمل میکنند. این حقایق باید به یاد آزمندان آورده شود تا از پیروی چنین نمونههای اندوهباری شرم کنند.
دریافت لینک کوتاه این نوشته:
|
کپی شد! |