چند دلیل روشن برای عدم اعتبار احادیث شیعه (از نگاه تاریخی و از نگاه حقیقت مسیحیت)
چند دلیل روشن برای عدم اعتبار احادیث شیعه (از نگاه تاریخی و از نگاه حقیقت مسیحیت)
اسلام شیعه و مجموعه احادیث آن «وحی الهی» نیست و نمیتواند انسان را به نجات برساند. تنها کلام الهامشده و معیار نهایی حقیقت، کلام خدا در کتابمقدس است. با این حال، چند نکته مهم و قابل بررسی در مورد عدم اعتبار احادیث شیعه وجود دارد:
۱) دیرهنگام بودن تدوین احادیث و فاصله زیاد با زمان رویدادها
بخش عمده روایتهای حدیثی (چه شیعه و چه سنی) چندین نسل بعد از زمان محمد و وقایع نخستین اسلام شکل گرفت و سپس نوشته شد. وقتی یک سنت دینی قرنها بعد به صورت مکتوب تثبیت میشود، امکان افزودن، حذف، بازسازی و جعل به شدت بالا میرود. این فاصله زمانی، اعتماد تاریخی را از ریشه تضعیف میکند.
۲) رشد ناگهانی و انفجاری حجم حدیث و نشانههای جعل سازمانیافته
یکی از مسائل جدّی در مطالعات حدیث این است که چگونه در یک دوره، ناگهان «انبوهی» از احادیث پدیدار میشود و بعد گردآورندگان مجبور میشوند از میان صدها هزار روایت، درصد بسیار کمی را انتخاب کنند. خودِ این پدیده نشان میدهد که بازار جعل و نسبت دادن سخن به چهرههای مقدس، بسیار گسترده بوده است. وقتی سازوکار تولید روایت اینقدر آلوده باشد، ادعای «اعتبار قطعی» فرو میریزد.
۳) انگیزههای سیاسی و فرقهای در شکلگیری احادیث شیعه
شیعه از ابتدا بر محور نزاع قدرت و مشروعیت (امامت در برابر خلافت) شکل گرفت. طبیعی است که در چنین نزاعی، روایتها به ابزار تبدیل شوند: روایتهایی برای بالا بردن جایگاه امامان، تثبیت حقانیت یک خط، و کوبیدن خط دیگر. وقتی حدیث تبدیل به ابزار اثبات یک دعوای سیاسی-کلامی شود، بیطرفی و وثاقت تاریخیاش از بین میرود.
۴) مشکل «تکیه افراطی بر نقلهای منسوب به یک جریان خاص»
در بسیاری از مجموعههای حدیثی شیعه، سهم بزرگی از روایات به امامان نسبت داده میشود و آن هم در قالب شبکهای که عملاً درونگروهی است. برای یک ارزیابی تاریخیِ سختگیرانه، این تمرکز و این بسته بودن چرخه نقل، پرسشبرانگیز است: چون امکان کنترل روایت و ساختن روایتهای همسو را بالا میبرد.
۵) ناسازگاریهای درونی و چندگانگی نسخهها و معیارها
حتی در درون سنت شیعه، اختلاف بر سر اعتبار راویان، تعارض روایات، و نیاز دائمی به توجیه و جمعبندی (ترجیح، تقیه، حمل بر معناهای خاص) نشان میدهد که با یک «منبع روشن و مطمئن وحیانی» روبهرو نیستیم، بلکه با میراثی روبهرو هستیم که باید مدام وصلهپینه شود تا قابل استفاده بماند.
۶) مسئله تقیه و اثر آن بر اعتمادپذیری نقل
وقتی در یک سنت دینی، «پنهانکاریِ اعتقادی» به عنوان یک راهبرد دینی برجسته شود، اعتماد اجتماعی و شفافیت گفتار مذهبی آسیب میبیند. حتی اگر تقیه را در برخی شرایط «احتیاط» بنامند، نتیجهاش این است که تشخیص اینکه یک سخن واقعاً باور گوینده بوده یا مصلحتی گفته شده، دشوارتر میشود؛ و این برای سنت حدیثی، مسئلهای جدی است.
برگرفته از هوش مصنوعی وبسایت پرپاسخ (کایروس): kairosai.nl
دریافت لینک کوتاه این نوشته:
|
کپی شد! |