کتاب مسیح و فرهنگ

مسیح و فرهنگ: مقدمه-گونۀ قانون جدید [مسیح علیه فرهنگ] (۴)

رای بدهید

مسیح و فرهنگ: مقدمه
گونۀ قانون جدید [مسیح علیه فرهنگ] (۴)

مسیحیتِ عهد جدید، «قانون جدید» را به‌عنوان نخستین انجیل عرضه کرده است. یک ویژگی خاص در این عرضه، از خاستگاه مسیحی آن، وجود یک تقابل شدید میان قانون خدا ـ آن‌گونه که در فرهنگ یهودی شناخته می‌شود ـ و قانونی است که از طریق عیسی مسیح اعلام شده است. دومی در واقع جایگزین اولی می‌شود؛ هرچند اولی نیز باید به‌عنوان امری معتبر که نمی‌توان آن را نادیده گرفت، تا حدی در نظر گرفته شود. «گمان مبرید که آمده‌ام تا تورات و نوشته‌های پیامبران را نسخ کنم» (متی 5: 17). ارزش‌هایی که متی نگران آن‌هاست، تقریباً به‌طور کامل ارزش‌های زندگی در جامعۀ روحانی مسیحی‌اند؛ چنان‌که به‌ویژه از طریق تصویری که او از سعادت جاودانی ارائه می‌دهد، مورد اشاره قرار گرفته‌اند. او همچنین گرایش کلی گروهِ قانون جدید را برای متمایز ساختن جماعت مسیحیان با معیار ارزش‌ها و الزاماتشان از جامعه فرهنگی‌ای که در آن زندگی می‌کنند، ترسیم می‌کند.

این گونه در شکل تکامل‌یافته‌تری در قرن دوم، در نوشته‌هایی چون دیداخه، رساله برنابا، رساله به دایوگنتوس و آثار مشابه، بازنمایی شده است. ترتولیان نیز به‌روشنی عضوی از این خانواده است. نمایندگان مدرن این گونه‌ها، این مسیحیان نخستین را به‌طور جدی نماینده مسیحیت اولیه می‌دانند. یکی از ایده‌های بنیادی این مسیحیان این تصور است که مسیحیان مردمانی جدید با قانونی جدید هستند و منبع اصلی این قانون عیسی مسیح است؛ هرچند ناگزیر، در جریان تحول این محتوا برای سازگار شدن با شرایطی که پیوسته پیچیده‌تر می‌شوند، ایده‌ها و تصورات از محیط فرهنگی، به‌ویژه از رواقی‌گری رایج گرفته می‌شوند؛ اما چنین تفسیری از قانون، با استفاده از اصولی که از فرهنگ گرفته شده‌اند، به‌ندرت مورد توجه قرار گرفته است. به نظر می‌رسد نکته کلیدی این اخلاق، «قداست» باشد؛ از این‌رو هارناک این مسیحیت را چنین توصیف می‌کند که در آن «هیچ اصل اعتقادی‌ای همدلانه‌تر از وظیفه یک زندگی مقدس عرضه نشده است؛ وظیفه‌ای که مسیحیان باید با آن در میان نسلی منحرف و فاسد همچون نور بدرخشند… و هر عرصه‌ای از زندگی، حتی پیش‌پاافتاده‌ترین و خودمانی‌ترین آن، تحت روح‌القدس قرار داده شده و بازآرایی شده بود».

اما همه اعضای این گونه روح‌گرا نیستند. اصول معرفت‌شناختی چنان تنوع دارد که همانند خانواده‌های دیگر، در این خانواده نیز کتاب‌گرایان در کنار روح‌گرایان جای می‌گیرند. با این حال، محتوای قانون اخلاقی از مسیح سرچشمه می‌گیرد؛ وحی و آشکار شدن ارزش‌ها در عیسای مسیح، تنها وحی معتبر است؛ جدایی جماعتی با این اخلاق از جهانی با اخلاق نادرست دنبال می‌شود؛ جهت‌گیری زندگی، جهانی دیگر و آخرتی است. پیوند این گونه با گونه فرقه‌ای، از نظر تحلیل جامعه‌شناختی روشن است.

نمایندگان دیگر «قانون جدید» در تاریخ مسیحیت فراوان‌اند و هر یک، البته شرایط خاص زمان و مکان، پیش‌زمینه و مسائل خود را بازتاب می‌دهند. رهبانیت بندیکتی به‌روشنی به این خانواده تعلق دارد و به نظر می‌رسد در روزگار مدرن، لئو تولستوی یکی از برجسته‌ترین نمایندگان آن باشد؛ اما دومی به ما یادآوری می‌کند که نهایت‌ها نقاط تلاقی مشخصی دارند و اینکه وابستگی به وحی عیسی مسیح، به‌عنوان منبع انحصاری شناخت خیر و حق، ممکن است خود را به‌شدت عقلانی بداند. تولستوی می‌نویسد: «آموزه مسیح، آموزه‌ای درباره پسر انسان است و در میان همه انسان‌ها مشترک است… و انسان را در این تلاش روشنگر می‌سازد». اما در مورد تولستوی، همان‌گونه که درباره نور درونی کوکرها روشن است که مسیحیان، به هر راهی که باور داشته باشند، به شناخت قانون جدید رسیده‌اند، محتوای آن در چارچوب‌هایی بیان شده است که ریشه در اناجیل دارند و نقش فرهنگ دنیوی در گزینش و تفسیر این آموزه انکار شده است.

برگرفته از کتاب مسیح و فرهنگ
نوشتۀ اچ ریچارد نیبور

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
x  Powerful Protection for WordPress, from Shield Security
This Site Is Protected By
Shield Security