تفاوت دو بینش الاهیاتی کالوینیسم و آرمینیانیسم و دیدگاه کلیساهای کاتولیک و ارتدوکس در این رابطه
تفاوت دو بینش الاهیاتی کالوینیسم و آرمینیانیسم و دیدگاه کلیساهای کاتولیک و ارتدوکس در این رابطه
کالوینیسم و آرمینیانیسم دو نظام مهم الاهیاتی در سنت پروتستان هستند که هر دو خود را بر کتاب مقدس استوار میدانند، اما در تفسیر برخی آیهها، بهویژه درباره نجات، اراده انسان و حاکمیت خدا، اختلاف دارند. در ادامه، اصول اصلی هر دیدگاه و آیههایی که معمولاً برای پشتیبانی از آنها به کار میرود آورده شده است.
کالوینیسم و آرمینیانیسم و آیات مورد استناد
کالوینیسم: فساد کامل انسان (Total Depravity) انسان پس از سقوط کاملاً ناتوان از آمدن به سوی خدا و بدون فیض الهی است. رومیان ۳: ۱۰–۱۲؛ افسسیان ۲: ۱–۵؛ یوحنا ۶: ۴۴
آرمینیانیسم: انسان سقوط کرده است، اما فیض پیشگیرنده خدا به همه امکان پاسخ میدهد. یوحنا ۱۲: ۳۲؛ تیتوس ۲: ۱۱؛ یوحنا ۱: ۹
کالوینیسم: برگزیدگی (Election) برگزیدگی بیقید و شرط؛ خدا پیش از آفرینش برخی را برای نجات برگزید. رومیان ۹: ۱۰–۲۴؛ افسسیان ۱: ۴–۵؛ یوحنا ۱۵: ۱۶
آرمینیانیسم: برگزیدگی مشروط بر ایمان از پیشدانسته خداست. رومیان ۸: ۲۹؛ اول پطرس ۱ :۱–۲؛ اول تیموتائوس ۲: ۳–۴
کالوینیسم: کفاره مسیح (Atonement) مسیح به طور مؤثر برای برگزیدگان جان داد (کفاره محدود یا معین). یوحنا ۱۰: ۱۱، ۱۴–۱۵؛ متی ۱: ۲۱؛ افسسیان ۵: ۲۵
آرمینیانیسم: مسیح برای تمام انسانها مرد، اما فقط ایمانداران از آن بهرهمند میشوند. یوحنا ۳: ۱۶؛ اول یوحنا ۲: ۲؛ عبرانیان ۲: ۹
کالوینیسم: فیض (Grace) فیض خدا مقاومتناپذیر است؛ برگزیدگان سرانجام به ایمان خواهند آمد. یوحنا ۶: ۳۷، ۴۴؛ رومیان ۸: ۳۰؛ اعمال ۱۳: ۴۸
آرمینیانیسم: انسان میتواند در برابر فیض خدا مقاومت کند. اعمال ۷: ۵۱؛ متی ۲۳: ۳۷؛ عبرانیان ۱۰: ۲۹
کالوینیسم: پایداری مقدسان (Perseverance) ایمانداران حقیقی تا پایان حفظ خواهند شد. یوحنا ۱۰: ۲۸–۲۹؛ فیلیپیان ۱: ۶؛ رومیان ۸: ۳۸–۳۹
آرمینیانیسم: بسیاری از آرمینیها معتقدند امکان سقوط از ایمان وجود دارد (هرچند برخی آرمینیها در این مورد اختلاف نظر دارند). عبرانیان ۶: ۴–۶؛ دوم پطرس ۲: ۲۰–۲۲؛ اول تیموتائوس ۱: ۱۹
خلاصه پنج اصل کالوینیسم معروف به TULIP
T – Total Depravity (فساد کامل انسان)
U – Unconditional Election (برگزیدگی بیقید و شرط)
L – Limited Atonement (کفاره محدود یا معین)
I – Irresistible Grace (فیض مقاومتناپذیر)
P – Perseverance of the Saints (پایداری مقدسان)
اصول اصلی آرمینیانیسم
آرمینیانیسم معمولاً این باورها را مطرح میکند:
– انسان سقوط کرده است، اما خدا به همه انسانها فیض پیشگیرنده میدهد تا بتوانند به انجیل پاسخ دهند.
– برگزیدگی بر اساس علم پیشین خدا نسبت به ایمان افراد است.
– مسیح برای همه انسانها جان داد.
– فیض خدا قابل رد کردن است.
– امکان ارتداد و از دست دادن نجات (در بسیاری از شاخههای آرمینی، هرچند نه همه آنها).
اختلاف آرمینیها با کالوینینستها در تفسیر برخی آیههای کلیدی
چند آیه از مهمترین محلهای اختلاف هستند:
رومیان ۹- کالوینیستها آن را درباره انتخاب افراد برای نجات میدانند؛ بسیاری از آرمینیها آن را بیشتر درباره نقش تاریخی اسرائیل و امتها یا انتخاب برای خدمت تفسیر میکنند.
یوحنا ۶: ۴۴- کالوینیستها آن را دلالت بر دعوت مؤثر خدا میدانند؛ آرمینیها معتقدند «کشیدن» خدا به معنای دعوتی است که انسان میتواند آن را رد کند.
اول تیموتائوس ۲: ۴ «خدا میخواهد همه نجات یابند»- آرمینیها این را به معنای اراده نجاتبخش خدا برای همه انسانها میدانند؛ کالوینیستها معمولاً «همه» را به معنای همه اقوام، طبقات یا انواع مردم تفسیر میکنند، نه تکتک افراد.
دوم پطرس ۳: ۹- آرمینیها آن را دلیلی بر خواست خدا برای نجات همگان میدانند؛ کالوینیستها اغلب معتقدند مخاطب آیه، مؤمنان هستند و منظور از «همه» همه برگزیدگان است.
در نهایت، هر دو سنت خود را وفادار به کتاب مقدس میدانند، اما اختلاف آنها بیشتر ناشی از تفاوت در تفسیر آیهها و نحوه جمع کردن آموزههایی مانند حاکمیت خدا، مسئولیت انسان، اراده آزاد و فیض الهی است.
دیدگاه کلیسای کاتولیک در این مورد
دیدگاه کلیسای کاتولیک با هر دو نظام کالوینیسم و آرمینیانیسم تفاوت دارد. این کلیسا نه کالوینیست است و نه آرمینیانیست، زیرا این دو نظام پس از اصلاحات پروتستان در قرن شانزدهم شکل گرفتند. آموزه کاتولیکی تلاش میکند هم ابتکار و فیض خدا را حفظ کند و هم آزادی واقعی انسان را. اگرچه دیدگاه کلیسای کاتولیک به نظریات آرمینیها بیشتر نزدیک است.
به طور خلاصه، موضع کلیسای کاتولیک در چند محور چنین است:
فساد انسان- انسان با گناه نخستین آسیب دیده، اما طبیعت او کاملاً نابود نشده است.
فیض- آغاز نجات کاملاً از فیض خداست؛ انسان بدون فیض قادر به نجات نیست.
اراده آزاد- انسان میتواند با فیض خدا همکاری کند یا آن را رد کند.
برگزیدگی- خدا از ازل برگزیدگان را میشناسد، اما این به معنای جبر یا محکوم کردن برخی به هلاکت نیست.
کفاره مسیح- مسیح برای همه انسانها جان داد و نجات برای همه عرضه شده است.
ماندگاری در نجات- نجات میتواند با گناه کبیره از دست برود و با توبه و فیض خدا بازیابی شود.
– آیههایی که کاتولیکها معمولاً بر آنها تکیه میکنند:
۱. نجات نتیجه فیض خدا است (افسسیان ۲: ۸–۱۰؛ یوحنا ۱۵: ۵). کاتولیکها تأکید میکنند که هیچکس بدون فیض خدا نمیتواند نجات یابد.
۲. انسان باید با فیض همکاری کند (فیلیپیان ۲: ۱۲–۱۳). «نجات خود را… به عمل آورید… زیرا خداست که در شما عمل میکند» و (اول قرنتیان ۱۵: ۱۰) «فیض او نسبت به من بیهوده نبود، بلکه… من زحمت کشیدم، هرچند نه من، بلکه فیض خدا که با من بود». این آیهها برای کاتولیکها نشان میدهد که عمل خدا و پاسخ انسان در تضاد نیستند.
۳. خدا نجات همه را میخواهد (اول تیموتائوس ۲: ۳–۴؛ دوم پطرس ۳: ۹). از این رو، کاتولیکها مانند آرمینیها آموزه «کفاره محدود» را نمیپذیرند.
۴. امکان سقوط از فیض (عبرانیان ۶: ۴–۶؛ غلاطیان ۵: ۴؛ یوحنا ۱۵: ۶). به همین دلیل، کاتولیکها آموزه «امنیت ابدی» یا «یکبار نجات، همیشه نجات» را قبول ندارند. این نکته نیز در هماهنگی با تعلیم آرمینیها است.
– اختلاف با کالوینیسم
کلیسای کاتولیک با چند آموزه اصلی کالوینیسم موافق نیست، از جمله:
- برگزیدگی بیقید و شرط به شکلی که آزادی انسان را بیاثر کند.
کفاره محدود. - فیض مقاومتناپذیر.
- این ایده که انسان هیچ همکاری واقعی با فیض خدا ندارد.
- همچنین کاتولیکها آموزه «تقدیر دوگانه» (اینکه خدا از ازل برخی را برای هلاکت مقرر کرده باشد) را رد میکنند.
– اختلاف با آرمینیانیسم
کاتولیکها در برخی موضوعات به آرمینیانیسم نزدیکترند، مانند:
- آزادی انسان.
- کفاره برای همه.
- امکان مقاومت در برابر فیض.
- امکان سقوط از ایمان و فیض.
اما تفاوتهایی نیز وجود دارد. آرمینیانیسم یک نظام الاهیات پروتستان است و آموزههای خاص پروتستان مانند تنها ایمان (Sola Fide) را میپذیرد، در حالی که کاتولیکها نجات را نتیجه فیض خدا میدانند که در ایمان، محبت، مشارکت در رازهای مقدس و زندگی ایمانی به ثمر میرسد.
جمعبندی:
اگر بخواهیم این سه دیدگاه را روی یک طیف قرار دهیم:
کالوینیسم: تأکید بیشتر بر حاکمیت خدا و برگزیدگی.
کاتولیک: تأکید بر تقدم فیض خدا همراه با همکاری آزادانه انسان با آن.
آرمینیانیسم: تأکید بیشتر بر امکان پاسخ یا رد فیض از سوی انسان و اراده آزاد، در چارچوب الاهیات پروتستان.
بنابراین، از نظر موضوعاتی مانند آزادی اراده، کفاره برای همه انسانها و امکان رد فیض، موضع کلیسای کاتولیک معمولاً به آرمینیها نزدیکتر است؛ اما در آموزههای مربوط به کلیسا، رازهای مقدس، توجیه و سنت، تفاوتهای بنیادینی با آن نیز دارد.
تفاوت دیدگاه کلیساهای ارتدوکس و کاتولیک در این رابطه
هرچند هر دو کالوینیسم را رد میکنند، اما در تبیین رابطه فیض و اراده تفاوت دارند.
کلیسای کاتولیک، بهویژه پس از شورای ترنت، آموزههایی مانند:
- فیض مقدّم،
- توجیه،
- استحقاق (Merit)،
- و همکاری انسان با فیض
را با دقت فلسفی و در چارچوب الاهیات لاتینی صورتبندی کرده است.
در مقابل، ارتدوکسها:
- کمتر وارد این نظامهای فلسفی میشوند.
- بیشتر بر تجربه عرفانی و مشارکت در حیات خدا تأکید دارند.
- مفهوم خداگونه شدن (Theosis)* را محور نجات میدانند.
به همین دلیل، بسیاری از الهیدانان ارتدوکس میگویند: “ما نه کالوینی هستیم و نه آرمینی و نه حتی در این مسئله صرفاً کاتولیک؛ بلکه سنت پدران کلیسا را دنبال میکنیم.”
یکی از مهمترین اسناد کلیسای ارتدوکس در رد کالوینیسم، شورای اورشلیم در سال ۱۶۷۲ است. این شورا:
- تقدیر مضاعف را رد کرد.
- اختیار انسان را تأیید نمود.
- همکاری انسان با فیض را پذیرفت.
- این دیدگاهها را در برابر نفوذ الاهیات کالوینی بیان کرد.
از این جهت، نتیجهگیریهای این شورا به برخی آموزههای کاتولیکی نزدیک است، هرچند زبان و چارچوب الاهیاتی آن متفاوت است.
جمعبندی:
اگر بخواهیم شباهت را به صورت کلی بیان کنیم:
| موضوع | ارتدوکس | کاتولیک | کالوینی | آرمینی |
|---|---|---|---|---|
| تقدیر مضاعف | ✖ | ✖ | ✔ | ✖ |
| اختیار واقعی انسان | ✔ | ✔ | محدودتر | ✔ |
| همکاری انسان با فیض | ✔ (Synergy) | ✔ | ✖ | ✔ |
| فیض مقاومتناپذیر | ✖ | ✖ | ✔ | ✖ |
| تأکید بر خداگونه شدن (Theosis)* | محور اصلی | پذیرفته میشود، اما محور نظام نیست | ✖ | ✖ |
در نتیجه، از نظر مخالفت با کالوینیسم، کلیساهای ارتدوکس و کاتولیک بسیار به هم نزدیکاند؛ اما ارتدوکسها الاهیات نجات را با محوریت آموزه «خداگونه شدن» و «همکاری انسان با فیض» و در چارچوب سنت پدران کلیسا بیان میکنند، نه در قالب نظامهای الاهیاتی لاتینی یا مناظرات کلاسیک میان کالوینیسم و آرمینیانیسم.
– توضیح کوتاه در باره اصطلاح Theosis: این اصطلاح به منظور تأکید بر این است که انسان «خدا» نمیشود، بلکه در صفات الهی شریک میشود.
دریافت لینک کوتاه این نوشته:
|
کپی شد! |