کتاب مراقبت شبانی نوشتۀ پاپ گریگوری بزرگ

بخش ۳: شبان، تعلیم و پند و اندرز دادن؛ فصل ۲۵-کسانی که از ترس، مسئولیت موعظه را نمی‌پذیرند، و کسانی که با شتاب‌زدگی آن را بر عهده می‌گیرند

رای بدهید

بخش ۳: شبان، تعلیم و پند و اندرز دادن؛ فصل ۲۵
کسانی که از ترس، مسئولیت موعظه را نمی‌پذیرند، و کسانی که با شتاب‌زدگی آن را بر عهده می‌گیرند

برخی افراد توانایی آن را دارند که به‌خوبی موعظه کنند، اما به سبب فروتنیِ بیش از حد، از پذیرفتن این مسئولیت می‌ترسند. باید به آنان فهمانده شود که در حالی که می‌کوشند خود را از مسئولیتی کوچک حفظ کنند، در واقع مرتکب گناهی بزرگ‌تر می‌شوند. اگر قحطی فراگیری رخ دهد و کسی غله را فقط برای خود نگه دارد، آیا او سبب مرگ دیگران نخواهد بود؟ اگر فردی که دانش پزشکی دارد زخمی را ببیند که نیاز به درمان دارد و از درمان آن خودداری کند، آیا در ادامه بیماری بیمار مسئول نخواهد بود؟ اگر کسی دارایی خود را پنهان کند و چیزی به همسایگان نیازمندش ندهد، آیا در بدبختی آنان سهمی نخواهد داشت؟ پس چقدر گناه بزرگ‌تری است که کسی نانِ فیض الهی را در اختیار داشته باشد، اما آن را به کسانی که از گرسنگیِ کلام الهی در حال نابودی هستند نرساند. مردی حکیم گفته است: «حکمت نهان و گنج پنهان، این هر دو به چه کار آیند؟ انسانی که حماقت خویش را نهان می‌دارد، به از انسانی است که حکمت خود را پنهان می‌کند» (حکمت یشوع بن سیراخ ۲۰: ۳۰–۳۱). همچنین سلیمان می‌گوید: «آن که غَله را احتکار کند، نفریم مردم را می‌خرد، اما برکت بر سَرِ فروشندۀ آن خواهد بود» (امثال سلیمان ۱۱: ۲۶).

کسانی که به ناحق از مسئولیت موعظه عقب‌نشینی می‌کنند، باید با ترس به داوری‌های الهی گوش فرا دهند تا ترسی درست، ترس نادرست را از دل آنان بیرون براند. آنان باید حکم صادرشده علیه مردی را به یاد آورند که در مَثَل، استعدادهای خود را در زمین پنهان کرد (متی ۲۵: ۲۴). همچنین باید به یاد آورند که پولس مقدس چگونه خود را از مسئولیت خون همسایگانش مبرا دانست، هنگامی که گفت: «پس امروز با شما اتمام حجّت می‌کنم که من از خون همه بَری هستم، زیرا در اعلام ارادۀ کامل خدا به شما کوتاهی نکرده‌ام» (اعمال رسولان ۲۰: ۲۶–۲۷). آنان باید از زبان سلیمان بشنوند که موعظۀ شایسته چگونه برای کسی که بر ترس خود غلبه می‌کند برکت و فراوانی به همراه می‌آورد، آنجا که می‌گوید: «شخص سخاوتمند فراوان  خواهد داشت؛ آن که سیراب می‌کند، خود نیز سیراب خواهد شد» (امثال سلیمان ۱۱: ۲۵). همچنین باید بشنوند که داوود فیض موعظه را پنهان نکرد، بلکه آن را به خدا تقدیم نمود، هنگامی که گفت: «عدالت نجاتبخش تو را در دل خویش پنهان نداشته‌ام، بلکه از امانت و نجات  تو سخن گفته‌ام و محبت و وفاداری تو را از جماعت بزرگ نپوشانیده‌ام…» (مزامیر ۴۰: ۱۰–۱۱).

اما کسانی که پیش از آنکه به‌درستی آماده شوند، با شتاب در پی مقام موعظه می‌روند، باید هشدار داده شوند که وقتی با غرور و در زمانی نامناسب کاری را بر عهده می‌گیرند که هنوز توان انجام درست آن را ندارند، ممکن است حتی آنچه را که می‌توانستند در زمان مناسب انجام دهند نیز از دست بدهند. جوجه‌پرندگانی که پیش از کامل شدن بال‌هایشان می‌کوشند پرواز کنند، به آسمان اوج نمی‌گیرند، بلکه به زمین سقوط می‌کنند. اگر ساختمانی تازه بر پایه‌ای استوار بنا نشود، به جای آنکه خانه‌ای باشد، به ویرانه‌ای تبدیل می‌شود. کودکانی که زودتر از موعد از رحم خارج می‌شوند، خیلی زود به سوی گور می‌روند. مسیح نیز به پیروان خود آموخت که تا زمانی که آمادگی لازم را نیافته‌اند، نباید خود را برای موعظه شایسته بدانند؛ هنگامی که به آنان گفت: «اینک من روح‌القدس را که پدرم به شما وعده داده است، بر شما خواهم فرستاد. از این رو پیش از  آنکه پیام نجاتبخش را به دیگران اعلام کنید، در اورشلیم بمانید تا روح‌القدس بیاید و شما را با قدرت الهی از عالم بالا، مجهز کند» (لوقا ۲۴: ۴۹). ما زمانی در «شهر» می‌مانیم که خود را در درون جان خویش مهار می‌کنیم و منتظر قدرت الهی می‌شویم که ما را برای آموزش دیگران توانمند سازد. از زبان مردی حکیم گفته شده است: «ای جوان سخن بگوی، آنگاه که باید، و اگر از تو بپرسند، بیش از دو بار مگوی. کلام خویش را کوتاه گوی و با اندک کلمه بسیار گوی، و خویشتن را توأمان دانا و خموش بنمای» (حکمت یشوع بن سیراخ ۳۲: ۷–۸).

نجات‌دهنده ما، آموزگار فرشتگان و کسی که جهان به‌وسیله او آفریده شد، پیش از سی‌سالگی مقام تعلیم به دیگران را بر عهده نگرفت. او این الگو را برای ما قرار داد تا پیش از آنکه کاملاً آماده شویم، نسبت به موعظه کردن بیم و احتیاطی سالم داشته باشیم. نوشته شده است: «وقتی عیسی دوازده ساله شد، طبق رسم یهود، او را نیز همراه بردند. پس از پایان ایام عید، عازم ناصره شدند. اما عیسی بدون اطلاع یوسف و مادرش، در اورشلیم ماند» سپس چنین بیان شده: «سرانجام پس از سه روز جستجو، او را در صحن معبد یافتند که در میان علمای دین نشسته بود و به سخنان آنان گوش می‌داد و از آنان سؤال می‌کرد» (لوقا ۲: ۴۲، ۴۳، ۴۶). با دقت توجه کنید که وقتی عیسی در میان آن آموزگاران بود، به آنان تعلیم نمی‌داد، بلکه از آنان پرسش می‌کرد. او که خود سرچشمۀ حکمت آن آموزگاران بود، پذیرفت که از آنان بیاموزد. با این رفتار، روشن ساخت که هیچ‌کس نباید پیش از آنکه آمادگی کامل پیدا کند، به آموزش و تعلیم دیگران اقدام نماید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
Protected By
Shield Security