مطلبی چند در مورد عیلام و عیلامیان (برگرفته از کتاب فرهنگ جدید کتاب مقدس)
مطلبی چند در مورد عیلام و عیلامیان (برگرفته از کتاب فرهنگ جدید کتاب مقدس)
عیلام، عیلامیان. نام باستانی جلگهٔ خوزستان است که رود کرخه آن را آبیاری میکرد و این رودی است که درست شمال خلیج فارس به دجله میپیوندد. تمدن در این ناحیه به اندازهٔ فرهنگهای میانرودان پایین قدیمی است و رابطهٔ نزدیک با آنها دارد. خیلی زود پس از اختراع نوشتن در بابل، یک خط تصویری محلی پدید آمد.
نمیتوان بهطور قطع عیلامیان را با هیچ قوم شناختهشدهٔ دیگر ربط داد، اگرچه زبان آنها ممکن است با خانوادهٔ دراویدی مرتبط باشد. اشاره به عیلام بهعنوان پسر سام (پیدایش ۱۰: ۲۲) ممکن است حضور سامیان اولیه را در این ناحیه منعکس کند، و شواهد باستانشناسی در زمان سارگون اول (حدود ۲۳۵۰ پیش از میلاد) و جانشینانش از تأثیر آنها بر فرهنگ محلی حکایت دارد. مجسمههای سنگی، شکلهای آشوری معمول را نشان میدهند و دارای کتیبههای آشوری هستند، اگرچه برای فرمانروایان عیلامی کنده شدهاند. منطقهٔ کوهستانی مایل به شمال و شرق به نام اَنشان شناخته میشد و از دورهای بسیار قدیم، بخشی از عیلام بود. مردمان دشتهای سومری و سامی این رشتهکوهها را محل ارواح خبیث میدانستند و حماسههای اولیه، وحشتی را بیان میکنند که مردم به خاطر آن برای یافتن ثروتهای معدنی از مناطق بالاتر عبور نمیکردند.
کنترل این منطقه بر راههای تجاری به سمت فلات ایران و جنوبشرق، باعث شده بود که عیلام هدف حملات مداوم از دشتهای میانرودان باشد، که این دشتها نیز ثروت عظیمی را نصیب هر فاتحی میکردند. دودمانی قوی از عیلامیان، که پادشاه پس از برادرش و سپس پسرش میآمد، حدود ۲۰۰۰ سال پیش از میلاد پدیدار شد و کنترل چند شهر در بابل را بهدست گرفت، قدرت حاکمان سومری اور را نابود کرد و آن را غارت نمود. احتمالاً کِدُرلاعُمِر را باید به این دورهٔ سلطهٔ عیلامیان نسبت داد (پیدایش ۱۴: ۱).
حدود ۱۷۶۰ پیش از میلاد حمورابی عیلامیان را از بابِل بیرون راند، اما دودمان «آموری» که او به آن تعلق داشت، حدود ۱۵۹۵ پیش از میلاد در برابر حملات هیتیها و عیلامیان سقوط کرد. تهاجمات کاسیها از کوههای زاگرس، عیلامیان را به شوش عقب راند، تا اینکه احیای قدرت به آنها امکان داد بابِل را فتح کنند و برای چندین قرن (حدود ۱۳۰۰–۱۱۲۰ پیش از میلاد) حکومت کنند. از غنائم بهدستآمده در شوش در این زمان، لوح مشهور قانون حمورابی نیز بود.
تاریخ عیلام از حدود ۱۰۰۰ سال پیش از میلاد تا لشکرکشیهای سارگون پادشاه آشور (حدود ۷۲۱–۷۰۵ پیش از میلاد) تاریک است. سنحاریب و آشوربانیپال عیلامیان را شکست دادند و برخی از آنان را به سامره تبعید کردند و اسرائیلیان را به عیلام بردند (عزرا ۴: ۹؛ اشعیا ۱۱:۱۱).
پس از فروپاشی آشور، عیلام توسط اقوام هند و اروپایی که از حدود ۱۰۰۰ پیش از میلاد بهتدریج در ایران قدرت یافته بودند، ضمیمه شد. کیشپیش (حدود ۶۷۵–۶۴۰ پیش از میلاد)، جد کوروش، لقب «پادشاه اَنشان» را داشت و شوش نهایتاً یکی از سه شهر امپراتوری ماد و پارس شد.
عیلام در کتاب اشعیا فراخوانده شده است تا بابل را نابود کند (اشعیا ۲۱: ۲) و این انجام شد (مقایسه کنید با دانیال ۸: ۲). با این حال، عیلام نیز به نوبهٔ خود نابود خواهد شد و حتی تیراندازان معروف آن شکست خواهند خورد (ارمیا ۲۵:۲۵؛ ۴۹: ۳۴–۳۹؛ مقایسه کنید با اشعیا ۲۲: ۶؛ حزقیال ۳۲: ۲۴). جمعیتی که در پنتیکاست حاضر بودند (اعمال رسولان ۲: ۹) شامل مردانی از همین عیلامِ دوردست بود، که اگرچه به زبان آرامی صحبت میکردند، احتمالاً اعضای جوامع یهودی بودند که در تبعید در دولت نیمهمستقل منطقۀ الیمایید باقی مانده بودند و آخرین باقیماندگان استقلال عیلامی بودند.
(در متن فوق، از کتابهای جهان گمشدۀ عیلام نوشتۀ دابلیو. هینز، نشر ۱۹۷۲ و کتاب ایران باستان نوشتۀ ای. پُرادا، نشر ۱۹۶۵ استفاده شده است).
برگرفته از فرهنگ جدید کتاب مقدس (چاپ سوم ۱۹۹۶) ویرایش آی. هووارد مارشال، اِی. آر. میلارد، جی. آی. پَکِر و دی. جی. وایزمن (ناشر: InterVarsity press)
دریافت لینک کوتاه این نوشته:
|
کپی شد! |