“مانیفست مسیحی” و مسئلۀ نافرمانی مدنی
“مانیفست مسیحی” و مسئلۀ نافرمانی مدنی
فرانسیس شیفر در کتاب خود با عنوان “مانیفست مسیحی” دیدگاهش دربارۀ رومیان فصل ۱۳ را بهروشنی بیان میکند. او معتقد است اطاعت از حکومت واقعی است، اما مطلق نیست.
در ادامه خلاصۀ دیدگاه او دربارۀ رومیان فصل ۱۳ آمده است:
۱. حکومت واقعاً از سوی خدا اقتدار دارد
شیفر تأیید میکند که رومیان ۱۳ تعلیم میدهد حکومت مدنی بهوسیلۀ خدا برقرار شده است. بنابراین:
– مسیحیان معمولاً موظف به اطاعت از مقامات حکومتی هستند.
– حکومت نقش مشروعی در حفظ نظم و عدالت دارد.
– هرجومرج یک موضع مسیحی نیست.
او این دیدگاه را رد میکند که میتوان هر زمان که قانونی را دوست نداریم، رومیان ۱۳ را نادیده بگیریم.
۲. اما اقتدار حکومت نامحدود نیست
شیفر بهشدت با این تفسیر مخالفت میکند که رومیان ۱۳ مستلزم اطاعت کامل و بیچونوچرا از دولت است.
به نظر او:
– خودِ حکومت تحت اقتدار خداست.
– اگر دولت به چیزی فرمان دهد که خدا آن را منع کرده، یا چیزی را منع کند که خدا به آن فرمان داده، مسیحیان باید از خدا اطاعت کنند نه از انسان.
– اطاعت به معنای تسلیم اخلاقی نیست.
او این موضوع را با اعمال رسولان ۵: ۲۹ مرتبط میکند: «باید از خدا اطاعت کرد نه از انسان.»
۳. در کتاب مقدس سابقۀ نافرمانی مدنی وجود دارد
شیفر به نمونههایی از نافرمانیهای مدنی در کتاب مقدس اشاره میکند، از جمله:
– دایههای عبرانی که از فرمان فرعون سرپیچی کردند (خروج فصل ۱)
– دانیال که از فرمان پادشاه اطاعت نکرد
– رسولان مسیح که از فرمان موعظه نکردن سر باز زدند
او چنین نتیجه میگیرد که جایی برای نافرمانی مدنی وجود دارد، اما:
– نباید نخستین واکنش، انقلاب خشونتآمیز باشد.
– مقاومت باید اصولی و اخلاقی باشد.
– فرد باید آمادۀ پذیرش پیامدهای عمل خود باشد.
۴- چه زمانی مقاومت ضروری است؟
در کتاب مانیفست مسیحی شیفر استدلال میکند که وقتی حکومت به استبداد تبدیل شود و حقوق خدادادی انسان (بهویژه حق حیات و آزادی پرستش) را نابود کند، مسیحیان میتوانند مراحل زیر را طی کنند:
۱. اقناع و گفتوگو
۲. اعتراض
۳. نافرمانی مدنی
۴. و در نهایت، در شرایط استبداد شدید، حتی مقاومت قهرآمیز (او در موارد بسیار افراطی این امکان را مطرح میکند)
او معتقد بود مسیحیان در دموکراسیهای مدرن وظیفه دارند در برابر قوانین ناعادلانه مقاومت کنند. بهویژه در زمینۀ سقط جنین در زمان خودش.
اصل محوری دیدگاه او
ایدۀ اصلی شیفر این است:
“دولت مطلق نیست. تنها خدا مطلق است.”
بنابراین رومیان ۱۳ تعلیم میدهد که اطاعت امری واقعی است، اما هرگز مطلق نیست.
در بارۀ فرانسیس شیفر
فرانسیس شیفر الاهیدان، فیلسوف مسیحی، نویسنده و مدافع ایمان مسیحی انجیلی آمریکایی (۱۹۱۲–۱۹۸۴) بود که تأثیر مهمی بر جریان مسیحیت انجیلی قرن بیستم، بهویژه در آمریکا و اروپا گذاشت.
زندگی و پیشینه
او در ایالات متحده متولد شد و پس از تحصیل در الاهیات پروتستان، به همراه همسرش ادیث به سوئیس رفت. آنان در سال ۱۹۵۵ مرکز مسیحیای به نام “جامعۀ لابری” (به معنای «پناهگاه») را در روستای هوئموز تأسیس کردند. این مرکز محلی برای گفتوگوی آزاد دربارۀ ایمان مسیحی، فلسفه، هنر و پرسشهای بنیادین زندگی شد و بسیاری از دانشجویان و روشنفکران دهههای ۶۰ و ۷۰ میلادی را جذب کرد.
اندیشهها و فعالیتهای او
شیفر چنین باور داشت که مسیحیت پاسخی معقول و منسجم به پرسشهای فلسفی و فرهنگی مدرن است. موضوعات اصلی آثار او شامل این موارد بود:
– نقد نسبیگرایی و سکولاریسم مدرن
– دفاع عقلانی از ایمان مسیحی
– بررسی تأثیر جهانبینیها بر فرهنگ، هنر و سیاست
– مخالفت فعال با سقط جنین و نقشآفرینی در شکلگیری جریان «راست مسیحی» در آمریکا
او معتقد بود افول باور به حقیقت مطلق در غرب، به بحرانهای اخلاقی و فرهنگی انجامیده است.
آثار مهم
از کتابهای شناختهشدۀ او میتوان به اینها اشاره کرد:
– خدایی که هست و سکوت نکرده
– گریز از استدلال
– چگونه باید زیست
– مانیفست مسیحی
برخی از این آثار بعدها به مجموعههای مستند تلویزیونی نیز تبدیل شدند.
تأثیرگذاری
شیفر بر نسل زیادی از رهبران و متفکران انجیلی اثر گذاشت و در شکلگیری پیوند میان الاهیات انجیلی و کنش سیاسی محافظهکارانه در آمریکا نقش داشت. آثار او همچنان در محافل مسیحی محافظهکار خوانده میشود.
ادامه و گسترش فعالیت جامعه لابری
جامعۀ لابری هنوز به فعالیت خود ادامه میدهد و مراکز مختلف آن در گوشههای مختلف دنیا برنامههای منظم مطالعه، گفتوگو و زندگی مشترک را برگزار میکنند.
آنان در نقاط مختلف جهان شعبۀ فعال دارند، از جمله: ایالات متحده (مثل ماساچوست و مینِسوتا)، هلند، سوئیس، کانادا، انگلستان، کره جنوبی، برزیل، آفریقای جنوبی، استرالیا… و چند مکان دیگر.
دریافت لینک کوتاه این نوشته:
|
کپی شد! |