آیا قوم اسرائیل قوم برگزیده یا نژاد برتر است؟ نقش کتاب مقدس در پیشرفت این قوم چیست؟
آیا قوم اسرائیل قوم برگزیده یا نژاد برتر است؟ نقش کتاب مقدس در پیشرفت این قوم چیست؟
بله؛ اما برای پاسخ دقیق باید میان «قوم برگزیده»، «قوم برتر» و «دولت اسرائیل امروز» تفکیک جدی قائل شد. اگر این سه مفهوم یکی گرفته شوند، هم متن کتاب مقدس بد فهمیده میشود و هم پیشرفتهای اسرائیل امروز بهصورت اغراقآمیز به کتاب مقدس نسبت داده میشود.
کتاب مقدس اسرائیل را «قوم برگزیده» مینامد، اما هرگز آن را قومی برتر از نظر نژادی، اخلاقی یا انسانی معرفی نمیکند. برگزیدگی به معنای امتیاز برای خودستایی نیست؛ بلکه دعوتی الهی برای خدمت، مسئولیت و رساندن برکت خدا به همه ملتهاست. خدا اسرائیل را نه به سبب قدرت، جمعیت، نبوغ یا شایستگی ذاتیاش، بلکه از روی محبت و وفاداری به عهد خود با ابراهیم برگزید. خدا اسرائیل را انتخاب کرد چون از او انتظار وفاداری و مسئولیت بیشتری داشت. حتی میتوان گفت در منطق کتاب مقدس، «برگزیده بودن» گاهی به جای اینکه سپر محافظ باشد، تبدیل به معیار سختگیرانهتری برای داوری این قوم میشود.
«شما برای یهوه خدایتان قومی مقدسید. او از میان تمامی قومهای روی زمین، شما را برگزیده است تا قومی که گنج اوست باشید. خداوند از این رو دل در شما نبست و شما را برنگزید که از دیگر قومها کثیرتر بودید، زیرا شما از همۀ قومها کمشمارتر بودید؛ بلکه از آن رو که خداوند شما را دوست میداشت و میخواست سوگندی را که برای پدرانتان خورده بود، به جای آورد. پس خداوند شما را با دستی نیرومند بیرون آورد و از خانۀ بندگی و از چنگِ فرعون پادشاه مصر، رهایی داد» (تثنیه ۷: ۶–۸ ترجمۀ هزارۀ نو)
هدف اصلی این برگزیدگی آن بود که از نسل ابراهیم، اسحاق و یعقوب، مسیحِ موعود به جهان بیاید و نجات خدا به همه ملتها برسد. خدا به ابراهیم وعده داد که از طریق نسل او همه خاندانهای زمین برکت خواهند یافت. این برکت در نهایت در عیسی مسیح تحقق یافت.
«خداوند به ابرام گفته بود: “از سرزمین خویش و از نزد خویشان خود و از خانۀ پدرت بیرون بیا و به سرزمینی که به تو نشان خواهم داد، برو. از تو قومی بزرگ پدید خواهم آورد و تو را برکت خواهم داد؛ نام تو را بزرگ خواهم ساخت و تو برکت خواهی بود. برکت خواهم داد به کسانی که تو را برکت دهند، و لعنت خواهم کرد کسی را که تو را لعنت کند؛ و همۀ طوایف زمین به واسطۀ تو برکت خواهند یافت» (پیدایش ۱۲: ۱–۳ ترجمۀ هزارۀ نو).
پس اسرائیل برای برتریجویی انتخاب نشد، بلکه برای مأموریتی انتخاب شد: شناخت خدای حقیقی را حفظ کند، شریعت او را به جهان نشان دهد، از بتپرستی جدا باشد، عدالت را بجوید و راه را برای آمدن مسیح آماده سازد. اسرائیل مأموریت ویژهای دارد؛ بنابراین باید بیش از دیگران پاسخگو باشد و این موضوع توضیح میدهد که چرا پیامبران عبری گاهی از داخل خود قوم اسرائیل علیه اسرائیل قیام میکنند.
عاموس، اشعیا، ارمیا و دیگر پیامبران عملاً به مردم خود میگویند: انتخاب الهی بدون عدالت اجتماعی ارزشی ندارد. این شاید یکی از رادیکالترین جنبههای سنت کتاب مقدسی باشد.
«حال اگر واقعاً صدای مرا بشنوید و عهد مرا نگاه دارید، از میان جمیع قومها، مِلک خاص من خواهید بود، زیرا تمامی زمین از آنِ من است. شما برای من مملکتی از کاهنان، و امتی مقدس خواهید بود. این است آنچه باید به بنیاسرائیل بگویی» (خروج ۱۹: ۵–۶ ترجمۀ هزارۀ نو)
- چرا خدا بر اسرائیل خشم میگیرد و بارها به شدّت مورد عتاب قرار میدهد؟
برگزیدگی هرگز مجوز گناه نیست؛ برعکس، هرچه شناخت و مسئولیت بیشتر باشد، پاسخگویی نیز بیشتر است. اسرائیل کلام خدا، شریعت، انبیا، وعدهها و هشدارهای الهی را دریافت کرده بود. بنابراین هنگامی که به بتپرستی، ظلم، بیعدالتی، فساد اخلاقی و بیایمانی روی آورد، خدا آن را سختتر داوری کرد.
خدا صریحاً میفرماید که چون اسرائیل را شناخته است، گناهانش را نیز از او بازخواست خواهد کرد.
«ای بنی اسرائیل، کلامی را که خداوند بر ضد شما گفته است بشنوید، بر ضد تمامی خاندانی که من از سرزمین مصر برآوردم: “تنها شما را از تمامی طوایف زمین شناختهام، پس شما را به سبب همۀ گناهانتان مکافات خواهم رسانید» (عاموس ۳: ۱–۲ ترجمۀ هزارۀ نو).
تقریباً بخش بزرگی از کتابهای انبیا عبارت است از: انتقاد از پادشاهان اسرائیل؛ محکومیت بتپرستی؛ محکومیت ظلم به فقرا؛ فساد قضایی؛ استثمار کارگران و بدهکاران؛ ریاکاری مذهبی؛ بیعدالتی اقتصادی؛ بیوفایی به عهد.
در تورات، بهخصوص در لاویان ۲۶ و تثنیه ۲۸، رابطهای میان اطاعت از عهد و برکت، و میان شکستن عهد و مجازات ترسیم شده است. این مجازاتها شامل چیزهایی مانند: قحطی؛ بیماری؛ جنگ؛ شکست نظامی؛ تبعید؛ از دست دادن سرزمین و فروپاشی سیاسی است.
عتاب خدا نشانه نفی کامل قوم اسرائیل نبود، بلکه نشانه عدالت و وفاداری او بود. پدری که فرزند خود را دوست دارد، فساد او را نادیده نمیگیرد. خدا با داوری، تبعید، هشدارهای انبیا و دعوت به توبه، اسرائیل را به بازگشت فراخواند. در سراسر عهد عتیق، داوری خدا با وعده رحمت و بازسازی همراه است. بنابراین، دو حقیقت باید همزمان حفظ شوند:
۱- خدا به عهدهای خود وفادار است و انتخاب اسرائیل را از روی هوس یا تعصب انجام نداده است.
۲- اسرائیل نیز مانند هر ملت و هر انسان دیگری در برابر خدا مسئول است و گناهش تأیید نمیشود.
- آیا اسرائیل امروز از نظر روحانی برتر از ملتهای دیگر است؟
خیر. هیچ قوم، نژاد، کشور یا تبار انسانی به سبب اصلونسب خود نزد خدا عادل شمرده نمیشود. همه انسانها گناهکارند و همه به نجاتی نیاز دارند که فقط در عیسی مسیح وجود دارد. یهودی و غیریهودی هر دو تنها با ایمان به مسیح نجات مییابند.
با این حال، عهد جدید روشن میسازد که خدا قوم اسرائیل را بهطور کامل کنار نگذاشته است و وفاداری او به وعدههایش پابرجاست.
«حال از شما میپرسم که آیا خدا ققوم خود اسرائیل را رها کرده و ایشان را ترک گفته است؟ هرگز! به هیچ وجه چنین نیست! فراموش نکنید که من خود، یهودی و از نسل ابراهیم و از طایفۀ بنیامین هستم. نه، خدا قوم خود را که از ابتدا برگزیده بود، رد نکرده است» (رومیان ۱۱: ۱–۲ ترجمۀ معاصر نوین).
«اکنون بسیاری از یهودیان دشمن انجیل هستند؛ این امر به نفع شما بوده است، زیرا سبب شد که خدا هدیۀ نجات خود را به شما ببخشد. اما به هر حال، یهودیان به خاطر وعدههایی که خدا به ابراهیم، اسحاق و یعقوب داد، محبوب او هستند. زیرا وقتی خدا کسی را برگزید و نعمتی به او بخشید، دیگر تصمیمش را تغییر نمیدهد. او هرگز وعدههای خود را پس نمیگیرد» (رومیان ۱۱: ۲۸–۲۹ ترجمۀ معاصر نوین).
در مسیح، برتری نژادی از میان میرود. هویت اصلی قوم خدا نه بر پایه خون و قومیت، بلکه بر پایه تعلق به عیسی مسیح است. خدا از میان همه ملتها مردمی را برای خود میخواند.
«زیرا همگی ما در اثر ایمان به عیسی مسیح فرزندان خدا میباشیم و همۀ ما که تعمید گرفتهایم، جزیی از وجود مسیح شدهایم و مسیح را پوشیدهایم. دیگر فرقی نمیکند که یهودی باشیم یا غیریهودی، غلام باشیم یا آزاد، مرد باشیم یا زن؛ زیرا همۀ ما مسیحیان در عیسی مسیح یکی هستیم و اکنون که از آن مسیح شدهایم، فرزندان واقعی ابراهیم میباشیم و در نتیجه، تمام وعدههایی که خدا به ابراهیم داد، به ما نیز تعلق میگیرد» (غلاطیان ۳: ۲۶–۲۹ ترجمۀ معاصر نوین).
- آیا اسرائیل «قوم برتر» است؟
اگر منظور از «برتر» این باشد که یهودیان از نظر زیستشناختی، اخلاقی، هوشی یا انسانی ذاتاً از سایر ملتها بالاترند، کتاب مقدس چنین گزارهای را به این شکل تأیید نمیکند. برگزیدگی یک مفهوم عهدی ـ الاهیاتی است، نه یک نظریه نژادی. حتی در داستان انتخاب اسرائیل، تأکید میشود که این انتخاب به دلیل قدرت و عظمت اسرائیل نیست.
از سوی دیگر، کتاب مقدس از یک طرف اسرائیل را قوم خاص خدا میداند، ولی از طرف دیگر، ارزش سایر ملتها را نفی نمیکند.
حتی در کتاب پیدایش، وعده به ابراهیم فقط این نیست که «تو برکت خواهی بود»، بلکه هدف این است که «همه قبایل زمین» از طریق او برکت یابند. این نکته بسیار مهم است: برگزیدگی در منطق کتاب مقدس بیشتر «برگزیده شدن برای یک مأموریت» است تا «برگزیده شدن برای داشتن یک امتیاز».
- مأموریت این قوم چه بوده است؟
یکی از برداشتهای مهم یهودی این است که اسرائیل قرار است حامل یک سنت دینی، اخلاقی و تاریخی باشد. در این سنت، چند مفهوم بسیار مهم شکل میگیرد:
یکتاپرستی؛ عهد؛ قانون اخلاقی؛ حرمت انسان؛ مسئولیت اجتماعی؛ عدالت؛ توجه به فقیر و بیگانه؛ استراحت هفتگی؛ محدود کردن قدرت پادشاه؛ مسئولیت حاکمان در برابر قانون؛ یادآوری مداوم تاریخ و گذشته.
مثلاً تورات بارها اسرائیلیان را به خاطر میآورد که: «غریب را دوست بدارید، زیرا خودتان در سرزمین مصر غریب بودید».
این نوع اخلاق بسیار مهم است، زیرا اخلاق از تجربه تاریخی خودِ قوم تغذیه میکند.
- نقش کتاب مقدس در شکلگیری هویت اسرائیل
کتاب مقدس ستون اصلی هویت تاریخی و فرهنگی یهودیان بوده است. حتی در دوران پراکندگی، تبعید و آوارگی، تورات، مزامیر، نوشتههای انبیا، آیین خانواده، آموزش کودکان، زبان عبری و امید به بازگشت، هویت یهودی را حفظ کرد. بدون کتاب مقدس، احتمالاً این قوم پس از قرنها پراکندگی در ملتهای دیگر حل میشد؛ اما پیوند آنان با عهد، شریعت، عبادت و حافظه تاریخی، بقای فرهنگی آنان را تقویت کرد.
چند اثر مهم دیدگاه کتابمقدسی بر زندگی اسرائیل تاریخی عبارت است از:
– ارزش آموزش و خواندن: شریعت خدا باید در خانه، خانواده و زندگی روزمره تعلیم داده میشد. این تأکید، فرهنگ آموزش، مطالعه و انتقال دانستهها را در این قوم نیرومند ساخت.
– ارزش خانواده و نسلها: کتاب مقدس خانواده را محل اصلی آموزش ایمان، اخلاق و هویت معرفی میکند.
– عدالت و مسئولیت اجتماعی: شریعت از حمایت فقیر، غریب، یتیم و بیوه سخن میگوید و ظلم اقتصادی و قضایی را محکوم میکند.
– حرمت کار و امانتداری: کار، زمین، محصول، بدهی، تجارت و داوری باید زیر حاکمیت عدالت خدا قرار میگرفت.
– ارزش جان انسان: انسان به صورت خدا آفریده شده است؛ پس جان انسان، حتی جان شخص فقیر و ضعیف، ارزش دارد.
– فرهنگ پرسش، بحث و تفسیر: سنت مطالعه دقیق متن مقدس، پرسش و گفتوگو را در میان یهودیان تقویت کرد.
دعوت اخلاقی کتاب مقدس این است که انسان نه فقط مناسک مذهبی، بلکه عدالت، رحمت و فروتنی را دنبال کند:
«با چه به حضور خداوند بیایم، و در پیشگاه خدای متعال خم شوم؟ آیا با قربانیهای تمامسوز، و با گوسالههای یک ساله؟ آیا خداوند از هزاران قوچ خشنود خواهد شد، و از ده هزاران نهر روغن؟ آیا نخستزادهام را به جهت عِصیانم بدهم، و ثمرۀ بدن خویش را برای گناه جانم؟ ای مرد، او تو را از آنچه نیکوست آگاه ساخته است؛ و خداوند از تو چه میطلبد، جز آنکه انصاف را به جای آری و محبت را دوست بداری، و با فروتنی در حضور خدایت سلوک کنی؟» (میکاه ۶: ۶–۸ ترجمۀ هزارۀ نو).
- پیشرفتهای اسرائیل معاصر و ارتباط آن با دیدگاه کتابمقدسی
اسرائیل معاصر در زمینههایی مانند کشاورزی در مناطق خشک، آبیاری دقیق، فناوری آب، نمکزدایی آب دریا، پزشکی، پژوهشهای علمی، فناوری، آموزش و نوآوری پیشرفتهای چشمگیری داشته است. همچنین احیای زبان عبری در زندگی روزمره، نمونهای کمنظیر از بازسازی یک زبان باستانی در قالب یک جامعه مدرن است.
اما باید با دقت سخن گفت: نمیتوان هر پیشرفت علمی یا اقتصادی اسرائیل امروز را مستقیماً نتیجه ایمان یا اطاعت کتابمقدسی دانست. جامعه کنونی اسرائیل جامعهای یکدست و کاملاً دیندار نیست؛ در آن افراد مذهبی، سکولار، بیایمان و جریانهای بسیار متفاوت حضور دارند. پیشرفت علمی معمولاً حاصل عوامل گوناگون است: آموزش، پشتکار، سرمایهگذاری، مهاجرت نخبگان، نیازهای امنیتی، فرهنگ پژوهش، رقابت و ساختارهای اجتماعی.
با این همه، چند ریشه فرهنگی که با جهانبینی کتاب مقدس همخوانی دارند، میتوانند در این پیشرفتها اثرگذار بوده باشند:
– تأکید دیرینه بر آموزش و سواد.
– احترام به مطالعه، حفظ دانش و گفتوگوی جدی درباره متن.
– نگاه مسئولانه به زمان، کار و خانواده.
– امید و پایداری در برابر قرنها آزار و پراکندگی.
– باور به معنادار بودن جهان و امکان شناخت نظم آن؛ باوری که پژوهش، مشاهده و یادگیری را تشویق میکند.
– حس مسئولیت جمعی و اهمیت حفاظت از جامعه.
اگرچه کتاب مقدس یکی از ریشههای عمیق فرهنگی و هویتی این تمدن بوده است، اما مستقیماً علت اختراع فناوریهای مدرن نبوده است.
یکی از مهمترین میراثهای کتاب مقدس برای این قوم، ارزش مطالعه وتحقیق و تجسس بوده است. شاید تأثیر کتاب مقدس بر پیشرفت یهودیان را نباید در خود «محتوای علمی» آن جستوجو کرد، بلکه در فرهنگ مطالعه و تفسیر جستوجو کرد. کتاب مقدس یک کتاب علمی مدرن نیست و هدف نگارش آن بیان اصول فیزیک، شیمی یا زیستشناسی مدرن نبوده است. اما جامعهای که قرنها: متن میخواند، حفظ میکند، تفسیر میکند، درباره یک کلمه بحث میکند، با نظر استاد مخالفت میکند، سؤال میپرسد و نسل بعدی را موظف به یادگیری میکند، ممکن است زمینه فرهنگی مناسبی برای رشد فعالیت فکری ایجاد کند. این فرهنگِ استدلال، تفسیر و پرسشگری بعدها با فرهنگ دانشگاهی مدرن در تعامل قرار گرفت.
- کتاب مقدس، احیای زبان عبری و اسرائیل مدرن
اسرائیل مدرن تنها یک دولت جدید نیست؛ بلکه پروژه بسیار مهم احیای زبان عبری به عنوان زبان روزمره یک جامعه مدرن نیز بوده است. عبری زبان کتاب مقدس بود و قرنها زبان مهم ادبی، دینی و علمی یهودیان باقی ماند، هرچند زبان گفتاری عمومی یهودیان در بسیاری از جوامع دیاسپورا زبانهای دیگری بود. با جنبش احیای ملی یهودیان، عبری به زبان زندگی روزمره، مدرسه، دانشگاه، دولت، رسانه و فناوری تبدیل شد. مطالعات تاریخ فرهنگی اسرائیل نیز «ساخت فرهنگ عبری» را یکی از عناصر اساسی شکلگیری جامعه ملی در سرزمین اسرائیل میدانند.
پس یکی از مهمترین میراثهای کتاب مقدس برای اسرائیل معاصر، نه یک فناوری خاص، بلکه زبان، حافظه تاریخی و هویت فرهنگی است.
با این حال، موفقیت علمی یا سیاسی هرگز معیار تأیید روحانی یک ملت نیست. ثروت، فناوری، قدرت نظامی یا دستاورد فرهنگی نمیتواند جای توبه، عدالت و ایمان به مسیح را بگیرد. همانگونه که انبیا؛ اسرائیل را به سبب بیعدالتی محکوم میکردند، امروز نیز هر فرد، قوم و حکومتی باید در برابر معیارهای مقدس خدا پاسخگو باشد.
در ضمن باید به این نکته نیز توجه داشت که تأسیس اسرائیل حاصل عوامل سیاسی، تاریخی و بینالمللی پیچیدهای بود: صهیونیسم، مهاجرت، یهودستیزی اروپا، هولوکاست، قیمومت بریتانیا، سازمان ملل، جنگ ۱۹۴۸ و عوامل متعدد دیگر باعث این رخداد شد و ما مسیحیان همۀ جوانب و فرایند شکلگیری اسرائیل مدرن را پذیرا نیستیم و در بسیاری از موارد سیاستهای فاسد و حیلهگرانه مانند هر سیاست دیگری در این امر دخیل بوده است.
این را باید اذعان داشت که بزرگترین برکتی که از اسرائیل به جهان رسید، نه فناوری، نه قدرت سیاسی و نه دستاورد فرهنگی، بلکه عیسی مسیح است: پادشاه یهودیان و نجاتدهنده همه کسانی که از او پیروی و اطاعت کنند.
دریافت لینک کوتاه این نوشته:
|
کپی شد! |