کشیش یا شبان عزیز، عیسی تو را به یکرنگی فرا میخواند!
کشیش یا شبان عزیز، عیسی تو را به یکرنگی فرا میخواند!
کشیش یا شبان عزیز، خدمتی که میکنی ممکن است زندگیات را از هم جدا و پراکنده سازد.
ممکن است احساس کنی در منبر باید یک جور باشی، در جلسهای دیگر جور دیگر، در خانه شخص دیگری باشی، و وقتی خسته، مورد انتقاد یا تنها هستی، باز چهرهای متفاوت از خود نشان بدهی. اما عیسی تو را فرا میخواند تا به یکرنگی و یکپارچگی بازگردی.
اگر میخواهی مانند عیسی زندگی کنی، باید ارزشهایی را که او داشت در زندگی خود بپذیری؛ ارزشهایی مانند صداقت و فروتنی.
بسیاری از مردم فکر میکنند صداقت یعنی راستگو بودن. راست گفتن بخشی از صداقت است، اما صداقت معنایی فراتر از آن را دارد. واژۀ«Integrity» از واژۀ «Integral» در زبان ریاضی میآید که به معنای «کامل بودن» یا «یکپارچه و تمام بودن» است.
در ریاضیات، «عدد صحیح» عددی کامل و یک واحد مستقل است. به همین شکل، یک زندگی یکپارچه، زندگیای کامل و یکدست است؛ درست نقطۀ مقابل زندگیای که بخشهای مختلف آن را از یکدیگر جدا کردهایم.
صداقت و یکپارچگی یعنی با اعضای کلیسا یکگونه رفتار نکنی، با خادمان و کارکنانت گونهای دیگر، با خانوادهات طور دیگری، و وقتی کسی تو را نمیبیند به شکل دیگری برخورد نکنی. یعنی آنچه مردم در زندگی عمومی تو میبینند، با آن کسی که در خلوت هستی پیوند داشته باشد.
عیسی فرمود: «اگر تمام وجودت از نور پر باشد و هیچ قسمت تاریکی در تو نباشد، سراسر وجودت روشن خواهد بود؛ درست مانند زمانی که چراغ با نور خود تو را روشن میکند» (لوقا ۱۱: ۳۶).
وقتی با صداقت و یکپارچگی رهبری میکنی، نور را به مکانهای تاریک میآوری؛ نه به این دلیل که کامل و بینقص هستی، بلکه چون در تاریکی پنهان نمیشوی. به خدا اجازه میدهی تمام بخشهای زندگیات را زیر مراقبت و حاکمیت خود قرار دهد.
عیسی قوم خود را تنها به نور بودن فرا نخواند؛ بلکه آنان را به نمک بودن نیز دعوت کرد. در ترجمۀ تفسیری کتاب مقدس چنین آمده است: «شما نمک زمین هستید؛ یعنی چاشنی جهان، تا زندگی در آن قابلتحمل باشد. اما اگر خاصیت خود را از دست بدهید، چه چیزی میتواند جهان را تغییر دهد؟» (متی ۵: ۱۳).
همکار عزیزم، کلیسای تو به رهبری بینقص و بدون خطا نیاز ندارد؛ به رهبری وفادار نیاز دارد. جماعت تو باید زندگیای را ببینند که بهواسطۀ عیسی یکپارچه و استوار مانده، در او ریشه دارد و به سبب او پابرجاست.
عیسی با یکپارچگی زندگی کرد. او پیوسته نمک و نور را به جهان آورد. او همچنین با فروتنی زندگی کرد.
فروتنی، فروتنیِ ظاهری و ساختگی نیست. فروتنی به معنای انکار استعدادهایت یا وانمود کردن به این نیست که نفوذ و تأثیری نداری. فروتنی یعنی وابستگی؛ و آن هم وابستگی به خدا.
عیسی فرمود: «خدا به کسانی که… به نیاز خود آگاهاند برکت میدهد» (متی ۵: ۳). این یعنی فروتنی.
وقتی به خدا وابسته نیستی، تلاش میکنی چیزهایی را کنترل کنی که تنها خدا قادر به کنترل آنهاست. اما وقتی به خدا وابستهای، خدمتت را با دستانی گشوده به او میسپاری. لازم نیست مسئولیت تمام نتایج را بر دوش خود بگذاری، هر شخصی را اصلاح کنی یا نظر همه را مدیریت کنی.
چنین فروتنیای به تو آرامش میبخشد، زیرا به خدا تکیه میکنی، نه به خودت.
وقتی با صداقت و یکرنگی زندگی میکنی و با فروتنی به خدا وابسته میمانی، مردم متوجه میشوند. تو تلاش نمیکنی توجهها را به سوی خود جلب کنی؛ بلکه زندگیای را به آنان نشان میدهی که نگاهشان را فراتر از خودت، به سوی خدا، هدایت میکند.
این هفته از خدا بخواه قلبی یکپارچه و یکرنگ و نه تقسیمشده به تو عطا کند. اجازه بده او گوشههای تاریک زندگیات را با نور خود پر کند. با صداقت و یکپارچگی رهبری کن. با فروتنی گام بردار و هنگامی که مردم تفاوت را میبینند، نگاهشان را به عیسی معطوف کن.
نوشتۀ کشیش ریک وارِن
دریافت لینک کوتاه این نوشته:
|
کپی شد! |