«خدا محبت است» با خشم و داوری او چگونه هماهنگی دارد؟
«خدا محبت است» با خشم و داوری او چگونه هماهنگی دارد؟
ممکن است در نگاه نخست چنین به نظر برسد که محبت خدا با خشم، داوری و مجازات گناه ناسازگار است؛ اما در حقیقت، خشم مقدس خدا یکی از جلوههای محبت پاک و عدالت کامل اوست.
محبتی که هرگز در برابر شرارت واکنشی نشان ندهد، محبت حقیقی نیست؛ بلکه بیتفاوتی است. برای نمونه، اگر کسی به کودکی آسیب بزند و پدر او هیچ اندوه، خشم یا واکنشی نداشته باشد، نمیتوان گفت آن پدر واقعاً کودک خود را محبت میکند. محبت سالم از آسیبدیدن عزیزان نفرت دارد و در برابر ظلم میایستد.
به همین شکل، خدا انسان را محبت میکند، اما گناه را محبت نمیکند؛ زیرا گناه انسان را از خدا جدا میسازد، وجدان را تباه میکند، به دیگران آسیب میزند و به مرگ میانجامد. خشم خدا واکنش مقدس و عادلانهٔ او در برابر چیزی است که انسان و آفرینش او را ویران میکند.
– خشم خدا مانند خشم گناهآلود انسان نیست
خشم انسان غالباً با خودخواهی، انتقامجویی، بیصبری یا نادانی آمیخته است. اما خدا نه بیثبات است، نه تندخو، و نه از روی احساسات کنترلنشده داوری میکند. خشم او همیشه پاک، سنجیده، عادل و هماهنگ با حقیقت است.
خدا برای داوری شتابزده نیست. او بارها انسان را به بازگشت، توبه و دریافت بخشش فرا میخواند. اما اگر انسان با آگاهی و پافشاری، نور و حقیقت را رد کند و گناه را انتخاب نماید، داوری خدا عادلانه است. خدا گناهکار را بیدلیل محکوم نمیکند؛ انسان با رد کردن فیض و نجاتی که در عیسی مسیح فراهم شده، خود را زیر داوری قرار میدهد.
– صلیب، محل دیدار و تلاقی محبت و عدالت خداست
در صلیب عیسی مسیح، هم جدیت خدا نسبت به گناه آشکار شد و هم عمق محبت او نسبت به انسان.
اگر گناه مسئلهای کوچک بود، نیازی به صلیب نبود. اما گناه واقعاً انسان را از خدای قدوس جدا کرده و بهای آن مرگ است. خدا نمیتواند گناه را خوب یا بیاهمیت اعلام کند، زیرا در آن صورت عدالت و قدوسیت او انکار میشد.
با این حال، خدا انسان را رها نکرد. پسر خدا، عیسی مسیح، انسان شد، زندگی بیگناهی زیست و با ارادهٔ خود بر صلیب جان داد. او بهای گناه را پرداخت تا هر کس با ایمان و توبه نزد او بیاید، بخشیده و با خدا آشتی داده شود.
پس صلیب نمیگوید خدا بین محبت و عدالت یکی را انتخاب کرده است؛ بلکه نشان میدهد محبت خدا عدالت را کامل میکند و عدالت خدا راه محبت را در مسیح آشکار میسازد.
– نمونهای دیگر
پزشکی را تصور کن که بیماری خطرناکی را در بدن بیمار تشخیص میدهد. او از روی محبت نمیگوید: «چیزی نیست؛ هر طور دوست داری زندگی کن.» چنین سخنی محبت نیست، بلکه فریب است. پزشک حقیقت بیماری را اعلام میکند، خطر را جدی میگیرد و راه درمان را فراهم میسازد.
خدا نیز گناه را آشکار میکند، پیامد آن را هشدار میدهد و در عیسی مسیح درمان و نجات کامل را عطا میکند. محبت خدا فقط تسلی دادن نیست؛ محبت او نجات دادن، پاک کردن و تبدیل کردن انسان است.
– نتیجه:
خدا محبت است؛ بنابراین با شرارتی که انسان را نابود میکند مخالفت میورزد. خدا عادل است؛ بنابراین گناه را بیمجازات نمیگذارد. و خدا فیضآمیز است؛ بنابراین توسط عیسی مسیح راه بخشش و نجات را برای همه گشوده است.
کسی که به مسیح ایمان میآورد، از محکومیت گناه رهایی مییابد؛ نه به این دلیل که گناه بیاهمیت شده، بلکه چون مسیح بهای آن را پرداخت کرده است. محبت خدا هرگز گناه را تأیید نمیکند، اما گناهکار توبهکار را با آغوش باز میپذیرد.
برگرفته از هوش مصنوعی وبسایت پرپاسخ: kairoscat.ai
دریافت لینک کوتاه این نوشته:
|
کپی شد! |