کتاب مراقبت شبانی بخش ۳: شبان، تعلیم و پند و اندرز دادن؛ فصل ۲۴-کسانی که بدعت تعلیم میدهند، و کسانی که حقیقت را تعلیم میدهند اما بدون فروتنی
بخش ۳: شبان، تعلیم و پند و اندرز دادن؛ فصل ۲۴
کسانی که بدعت تعلیم میدهند، و کسانی که حقیقت را تعلیم میدهند اما بدون فروتنی
کسانی که با برداشت نادرستی از شریعت مقدس، تعلیم میدهند، باید آگاه شوند که آنچه قرار بود نوشیدنی سالمی مانند شراب باشد، در دستان آنان به جامی از زهر تبدیل شده است. آنان همان تیغ جراحی را که برای بریدن و از میان بردن بیماری در نظر گرفته شده بود، به سلاحی تبدیل کردهاند که با آن زخمی مرگبار بر خود وارد میکنند. کتاب مقدس همچون چراغی در میان تاریکی این زندگی قرار داده شدهاند؛ اما برداشت نادرست، آن نور را به تاریکی تبدیل میکند. پشت چنین تعلیم غلطی، غرور نهفته است. این افراد خود را از همه داناتر میپندارند و حاضر نیستند از آموزگارانی که از آنان آگاهترند پیروی کنند. آنان با جدیت میکوشند حقیقت را تضعیف کنند و اندیشههای منحرف خود را جایگزین آن سازند، و همۀ این کارها را برای به دست آوردن شهرت دانایی در میان افراد ناآگاه انجام میدهند. دربارۀ آنان از طریق پیامبر گفته شده است: «شکم زنان آبستن جِلعاد را پاره کردند تا حدود خویش را گسترش دهند» (عاموس ۱: ۱۳). بدعتگذاران با تعلیمات منحرف خود، جان مؤمنانی را که درکی از حقیقت یافتهاند از میان میبرند. آنان دلهای سادهدلان را که بذر کلام الهی در آنها شکل گرفته است، با شمشیر خطا میشکافند. نخست باید به چنین افرادی آموخت که از خودنمایی و طلب ستایش دیگران دوری کنند، زیرا هنگامی که ریشۀ غرور بریده شود، شاخههای خطا نیز خشک میشوند. آنان باید به شکایت خداوند که از زبان پیامبر بیان شده توجه کنند: «او نمیدانست من بودم که گندم و شراب و روغن به او میدادم، و سیم و زری را که برای بَعل صرف میکردند برایش افزون میگردانیدم» (هوشع ۲: ۸). خداوند در موعظههای بلند و والای کتاب مقدس به ما شراب میبخشد، در احکامی که زندگی ما را بهدرستی سامان میدهند روغن عطا میکند، در سخنان فصیح و روشنگر، نقره میبخشد، و با فهم حقیقتِ باشکوه، دلهای ما را از طلا سرشار میسازد. اما بدعتگذاری که خطا و تفرقه را پدید میآورد، این عطایا را میگیرد و آنها را به قربانیای برای شیطان تبدیل میکند.
کسانی که حقیقت را میگویند اما آن را با غرور بیان میکنند، باید تشویق شوند که خود را به دقت بررسی کنند؛ مبادا در حالی که رفتار دیگران را هدایت میکنند، از اصلاح خویشتن بازبمانند. آنان همه چیز را در کتاب مقدس میفهمند، جز آنچه علیه متکبران گفته شده است؛ مانند پزشکی نالایق که گمان میکند میتواند بیماریهای دیگران را درمان کند، در حالی که از بیماری خود بیخبر است. باید آنان را برانگیخت تا نخست به درمان زهرِ آلودگی درونی خود بپردازند، مبادا در حالی که دیگران را شفا میدهند، خود هلاک شوند. آنان باید مراقب باشند که در گفتار خود چیزی را موعظه نکنند و در رفتار و کردار بیرونی خود چیز دیگری را نشان ندهند. بگذارید به سخن پولس مقدس گوش دهند: «ما مانند بسیاری نیستیم که با کلام خدا تجارت میکنند و تنها هدفشان این است که از این راه درآمد خوبی داشته باشند، بلکه از سوی خدا فرستاده شدهایم، تا با قدرت مسیح و با قلبی پاک و زیر نظرِ خودِ خدا سخن گوییم» (دوم قرنتیان ۲: ۱۷). ایستادن در حضور خدا به این معناست که انسان بداند کلام موعظه از جانب خدا میآید، و کسی که آن را منتقل میکند باید این کار را برای خشنودی خدا انجام دهد، نه برای جلب رضایت مردم. همچنین باید این سخن را نیز بشنوند: «خداوند از هر که دلش متکبر باشد کراهت دارد» (امثال سلیمان ۱۶: ۵).
دریافت لینک کوتاه این نوشته:
|
کپی شد! |