وقتی پس از یک موفقیت عالی، ناامیدی به سراغ ما میآید چه کنیم؟
وقتی پس از یک موفقیت عالی، ناامیدی به سراغ ما میآید چه کنیم؟
کشیش عزیز، یکی از سختترین بخشهای خدمت این است که در فاصله میان آنچه برایش دعا میکنی و آنچه میبینی زندگی کنی. تو میدانی کلیسایت میتواند چه باشد و آرزو داری جماعت تو عمیقتر رشد کنند. اما هرچقدر هم پیشرفت کنی، خدمت در کلیسا تو را بارها با ضعف، نیاز و ناامیدی روبهرو میکند. اگر میخواهی در خدمت دوام بیاوری، باید یاد بگیری چگونه با ناامیدی برخورد کنی.
خروج ۱۵ این را بهوضوح نشان میدهد. قوم اسرائیل تازه از دریای سرخ عبور کرده بودند و خدا به شکلی شگفتانگیز آنها را نجات داده بود. این یک پیروزی بزرگ بود. اما سه روز بعد، در بیابان بدون آب بودند، و وقتی بالاخره در ماره آب پیدا کردند، آن آب تلخ بود.
این اغلب نحوه کار خدمت است.
– موفقیتهای بزرگ اغلب با شکست دنبال میشوند!
در خروج ۱۵ آمده است: «موسی اسرائیلیها را از دریای سرخ کوچانیدو ایشان به صحرای شور رفتند. آنها سه روز در صحرا سفر کردند بیآنکه آب پیدا کنند. آنگاه به مارَه رسیدند، ولی نتوانستند از آب آنجا بنوشند زیرا تلخ بود؛ به همین جهت آن مکان را مارَه [یعنی تلخ] نامیدند» (خروج ۱۵: ۲۲–۲۳).
همان مردمی که کمی قبل با شادی سرود میخواندند، حال لب به شکایت گشودند. در عرض چند روز، موسی از جشن و سرور به گله و شکایت رسید.
این الگو فقط شامل حال موسی نمیشد. ایلیا بر کوه کرمل ایستاد و شاهد یکی از بزرگترین پیروزیهای کتاب مقدس شد، اما بعد خسته، ترسان و خواهان ترک خدمتش شد. یوشع دید که دیوارهای اریحا فرو ریخت، و سپس حقارت اسرائیل در «عای» را دید.
این درسی است که هر رهبر باید به خاطر بسپارد. بعد از اریحا اغلب «عای» میآید. بعد از دریای سرخ اغلب «ماره» میآید.
کشیش و همکار عزیز، باید منتظر چنین روزهایی باشی. اگر آمادگی نداشته باشی، ناامیدی تو را غافلگیر میکند. اما اگر آن را درک کنی، تو را استوار نگه میدارد.
داشتن یک روز سخت بعد از یک روز عالی به این معنا نیست که خدا تو را ترک کرده بلکه بیانگر این است که تو در یک دنیای واقعی مشغول خدمت خدا هستی!
– ماره یعنی هر جای تلخ که در خدمت ما وجود دارد
ماره به معنی «تلخ» است، و هر کشیشی دیر یا زود با ماره خاص خودش روبرو میشود. ماره هر لحظۀ سخت، ناراحتکننده و ناامیدکنندهای است که بعد از یک فصل خوب یا یک موفقیت مهم، طعم تلخی را در دهان تو باقی میگذارد.
شاید یک یکشنبه قوی داشتهای و بعد، یکی از رهبران مهم تو استعفا میدهد یا برنامۀ جدیدی شروع میکنی، و انتقاد پشت انتقاد آغاز میشود. خودت را فدای مردم میکنی، و بهجای قدردانی، شکایت میشنوی!
تو تنها نیستی! این تجربۀ موسی هم بود. او مردم را از مصر بیرون آورد و با چشمان خود دیدند که خدا دریا را شکافت، اما وقتی زندگی سخت شد، مردم باز هم علیه او غُر زدند. در خدمت خدا، چیزهای کمی به این اندازه به ما درد وارد میآورد تا کسانی که با خلوص نیت میخواستی به آنها کمک کنی، از تو انتقاد میکنند.
– خدا از ناامیدیها برای آزمودن آنچه در ما میگذرد استفاده میکند
در خروج ۱۵: ۲۵ آمده است که خدا قوم اسرائیل را در آنجا آزمود. ماره خارج از نقشۀ خدا نبود. او اسرائیل را از دریای سرخ عبور داد و سپس اجازه داد با آب تلخ روبهرو شوند.
چرا؟ چون پیروزیهای بزرگ در حضور عموم، قدرت خدا را نشان میدهند، اما لحظههای تلخ آنچه را که درون ما میگذرد آشکار میکند! در دریای سرخ، عظمت خدا دیده شد اما در ماره، آنچه در دل قوم بود آشکار شد.
برای من و تو هم همینطور است. شخصیت تو در بیشتر موارد در بزرگترین موفقیتهای تو در جماعتها آزموده نمیشود بلکه در تشویشها و نگرانیهای ساکت، دلخوریهای کوچک و سرخوردگیهایی که درست بعد از این اتفاقات تو را خسته میکنند، مورد آزمایش قرار میگیرند.
وقتی آب تلخ است، آیا هنوز به خدا اعتماد داری؟ وقتی مردم شکایت میکنند، آیا باز هم اطاعت میکنی؟ وقتی کسی قدردان تو نیست، آیا هنوز به رهبری خود ادامه میدهی؟
این همان آزمون است. کاری که یأس و ناامیدی برای ما میکند این است که واکنشها، انگیزهها و بلوغ ما را نشان میدهد و اغلب چیزهایی را برملا میکند که در پیروزی و موفقیت دیده نمیشوند!
– نگذار یأس و ناامیدی تو را غافلگیر کند
کشیش عزیز، اگر تازه از یک دریای سرخ عبور کردهای، تعجب نکن وقتی با ماره روبرو میشوی. هرگز فکر نکن که حتماً خطایی کردهای که خدمت تو پس از موفقیتی عالی به مشکل برخورد کرده. این راه و رسم رهبری است!
دشمن ما دوست دارد بعد از پیروزی روحانی باعث دلسردی ما شود، و در دنیای سقوط کردۀ ما معمولاً ایام شادی زندگی با چالشهای جدّی همراه است. پس، بعد از یک روز بزرگ، مراقب اوضاع خود باش. درست بعد از یک پیشرفت، منتظر مخالفتها باش و بهجای اینکه به ناامیدی اجازه دهی تو را نسبت به مسائل بدبین کند، با آمادگی قبلی برای آن آماده باش. این را هم به خاطر داشته باش که ناامیدی چه چیزی را هرگز نمیتواند تغییر دهد. ماره واقعیت داشت، اما پایان داستان نبود. آب تلخ آخر کار نبود، چون خدا هنوز قومش را هدایت میکرد و هنوز قادر بود دقیقاً آنچه قومش نیاز داشتند به آنان بدهد.
همین مسئله در مورد تو هم صدق میکند. مزمور ۳۴: ۱۸ میگوید: «خداوند نزدیک شکستهدلان است و کوفتهشدگانِ در روح را نجات میبخشد».
ناامیدی تو بیهوده نیست، و مارهِ تو نشانه دور بودن خدا هم نیست.
شاید ماره همان جایی باشد که خدا میخواهد به تو یادآور شود که چقدر به شکل واقعی به تو نزدیک است!
نوشتۀ کشیش ریک وارِن
دریافت لینک کوتاه این نوشته:
|
کپی شد! |