اعتقادات اشتباه

دیدگاه کتاب‌مقدس دربارۀ مایستر اِکهارت عارف مسیحی قرون وسطی چیست؟

رای بدهید

دیدگاه کتاب‌مقدس دربارۀ مایستر اِکهارت عارف مسیحی قرون وسطی چیست؟

  • مایستر اِکهارت که بود؟

مایستر اکهارت (حدود ۱۲۶۰–۱۳۲۸) الاهی‌دان، واعظ و عارف آلمانی و عضو فرقه دومینیکن بود. او در سرزمین‌های آلمانی‌زبانِ امپراتوری روم تدریس و موعظه می‌کرد و از مهم‌ترین چهره‌های عرفان مسیحیِ قرون وسطی به‌شمار می‌آید.

اندیشه‌های او بیشتر بر این محورها تأکید داشت:
– «زایش کلمه (لوگوس) در جان انسان»؛ یعنی تولد مسیح در درون روح مؤمن
– اتحاد عمیق روح با خدا
– «رهاشدگی» یا تهی‌شدن از خود برای پذیرش خدا
– تأکید بر تجربهٔ درونی بیش از اعمال ظاهری مذهبی

در سال ۱۳۲۹، پس از مرگش، پاپِ وقت در فرمانی (Pope John XXII) برخی از گزاره‌های منسوب به او را محکوم کرد؛ هرچند دربارهٔ اینکه دقیقاً چه میزان از سخنانش خطا تلقی می‌شد، میان پژوهشگران اختلاف نظر وجود دارد.

  • آیا تعالیم او از دیدگاه الاهیات کتاب‌مقدسی صحیح بود؟

نکات مثبت از نگاه کتاب‌مقدس

برخی از تأکیدهای او با مضامین کتاب‌مقدس هم‌خوانی دارد. مانند:
– اهمیت تولد تازه و زندگی درونی در مسیح (یوحنا ۳)
– دعوت به انکار نفس (لوقا ۹: ۲۳)
– تأکید بر سکون و شناخت خدا (مزمور ۴۶: ۱۰)

بسیاری او را واعظی می‌دانند که می‌خواست مردم را از دینداریِ صرفاً ظاهری به رابطه‌ای عمیق‌تر با خدا دعوت کند.

نکات مورد مناقشه

اما برخی عبارات او مشکل‌ساز شد، به‌ویژه:
– سخنانی که به نظر می‌رسید تمایز میان خالق و مخلوق را کمرنگ می‌کند.
– عباراتی که شبیه نوعی «یگانگی وجودی» (مشابه پانتئیسم یا پاننتئیسم) برداشت می‌شد.
– استفاده از زبان فلسفی نوافلاطونی که می‌توانست سوءتفاهم ایجاد کند.

از دیدگاه الاهیات کتاب‌مقدس، هر تعلیمی که:
– تمایز روشن میان خدا و انسان را مخدوش کند، یا نجات را نتیجهٔ اتحاد ذاتی انسان با خدا بداند، نه فیض از طریق مسیح، الاهیاتی سالم محسوب نمی‌شود.
– در مقابل، برخی الاهی‌دانان معاصر معتقدند اگر سخنان اکهارت در بستر عرفانی و استعاری خودش فهم شود، او قصد نداشت آموزه‌ای ضدکتاب‌مقدسی تعلیم دهد، بلکه می‌خواست عمق اتحاد ایماندار با مسیح را بیان کند.
بعضی سخنان مایستر اِکهارت دربارۀ «خلوتِ درون، جداشدگی از دلبستگی‌ها، و جهت‌گیری قلب به سوی خدا» در ظاهر می‌تواند شبیه دعوت کتاب‌مقدس به فروتنی و تقدس باشد؛ اما کتاب‌مقدس معیار می‌دهد که هر تعلیم و تجربه باید با «انجیلِ مسیحِ مصلوب و برخاسته» سنجیده شود. وقتی این معیار را به برخی محورهای شناخته‌شدۀ اندیشۀ اکهارت می‌زنیم، نتیجه این است:

۱) معیار اصلی کتاب‌مقدس: خدا را از راه مسیح می‌شناسیم، نه از راه «غرق شدن در درون».
شناخت حقیقی خدا از راه مکاشفه‌اش در عیسای مسیح است، نه با روش‌های عرفانی که ممکن است مرز خالق و مخلوق را کمرنگ کند.
یوحنا ۱۴: ۶- «عیسی بدو گفت، من راه و راستی و حیات هستم. هیچ‌کس نزد پدر جز به‌وسیلهٔ من نمی‌آید».
کولسیان ۲: ۹- «که در وی از جهت جسم، تمامی پریِ الوهیّت ساکن است».
۲) خطر مهم: محو شدن مرز خالق و مخلوق.
یکی از نگرانی‌ها دربارۀ برخی عبارت‌های اکهارت این است که طوری حرف می‌زند که گویی «اتحاد با خدا» یعنی نوعی یکی‌شدنِ وجودی با ذات خدا. کتاب‌مقدس اتحاد با خدا را واقعی و عمیق می‌داند، اما هرگز به معنای خدایی شدنِ ذات انسان نیست؛ انسان مخلوق می‌ماند و خدا خدا می‌ماند.
اشعیا ۴۳: ۱۰- «یهوه‌ می‌گوید كه‌ «شما و بنده‌ من‌ كه‌ او را برگزیده‌ام‌ شهود من‌ می‌باشید. تا دانسته‌، به‌ من‌ ایمان‌ آورید و بفهمید كه‌ من‌ او هستم‌ و پیش‌ از من‌ خدایی‌ مصوّر نشده‌ و بعد از من‌ هم‌ نخواهد شد».
رومیان ۱: ۲۵- «ایشان حقّ خدا را به دروغ مبدّل کردند و عبادت و خدمت نمودند مخلوق را به عوض خالقی که تا ابدالآباد متبارک است. آمین».
۳) راهِ تقدس در کتاب‌مقدس: ایمان و اطاعت، نه «تکنیک» یا «حالتِ درونی».
کتاب‌مقدس سکوت و خلوت را می‌شناسد، اما رشد روحانی را بر «ایمان به مسیح، توبه، اطاعت، و ماندن در کلام» بنا می‌کند. اگر عرفان به جایی برسد که کلام خدا، صلیب، توبه، و فرمان‌های روشن مسیح در حاشیه قرار گیرد، از مسیر حقیقت خارج شده است.
یوحنا ۸: ۳۱-۳۲- «پس عیسی به یهودیانی که بدو ایمان آوردند، گفت، اگر شما در کلام من بمانید، فی‌الحقیقه شاگرد من خواهید شد، و حقّ را خواهید شناخت و حقّ شما را آزاد خواهد کرد».
دوم تیموتاؤس ۳: ۱۶-۱۷- «تمامی کتب از الهام خداست و بجهت تعلیم و تنبیه و اصلاح و تربیت در عدالت مفید است، تا مرد خدا کامل و بجهت هر عمل نیکو آراسته بشود».
۴) محک نهایی: انجیلِ فیض و نجات فقط در مسیح است.
کتاب‌مقدس اجازه نمی‌دهد «تجربۀ عرفانی» جایگزینِ ایمان به کفّارۀ مسیح شود. اگر کسی به هر زبانی حرف بزند اما صلیب را کم‌رنگ کند، از حقیقت جدا شده است.
اول قرنتیان ۱۵: ۳-۴- «زیرا که اوّل به شما سپردم، آنچه نیز یافتم که مسیح برحسب کتب در راه گناهان ما مرد، و اینکه مدفون شد و در روز سوم برحسب کتب برخاست».
غلاطیان ۱: ۸- «هرگاه ما هم یا فرشته‌ای از آسمان، انجیلی غیر از آنکه ما به آن بشارت دادیم به شما رساند، اَناتیما باد».

جمع‌بندی
هرجا اکهارت انسان را به ترکِ گناه، فروتنی، و دل‌کندن از دنیا دعوت کند، این «از دور» می‌تواند با اخلاق کتاب‌مقدسی هم‌جهت به نظر برسد.
اما هرجا سخنش به سمت «حل شدن انسان در خدا»، «بی‌نیازی از مکاشفۀ روشنِ مسیح در انجیل»، یا «معنویتِ بی‌مرز» برود، کتاب‌مقدس آن را نمی‌پذیرد. حقیقت این است: خدا فقط در عیسای مسیح شناخته می‌شود و نجات فقط از راه ایمان به اوست، نه از راه تجربه‌های درونی.

(اگر با دقت به باورهای عرفانی نظر کنیم، آنها اگرچه دارای ظاهر فریبندۀ عمیق و روحانی هستند اما باورهای کسانی مانند مایستر اکهارت، فرانسیس اسیسی، مولانا و مانند آنها، بسیار لغزان و فّرار هستند و به هر جای باورهای آنان توجه شود، این امکان هست که به نوعی خود را به شکلی بسیار زیرکانه، روحانی و عمیق جلوه داده و توجیه شوند. فراموش نکنیم که مبنای ایمان ما کتاب مقدس است و نه تجربه‌های عرفانیِ غیرکتاب مقدسی. به گفتۀ الیزابت: «تا زمانی که کژی اندیشه‌ی خویش را با معیارِ راستِ کتاب مقدس نسنجیم، هرگز درنمی‌یابیم که تفکرات ما تا چه اندازه کج و نادرست است»).

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
x  Powerful Protection for WordPress, from Shield Security
This Site Is Protected By
Shield Security