کتاب مراقبت شبانی بخش ۳: شبان، تعلیم و پند و اندرز دادن، فصل ۲۱- کسانی که طمع به مال دیگران ندارند اما نسبت به دارایی خود بخیلاند؛ و کسانی که بخشندهاند اما در عین حال مال دیگران را نیز تصاحب میکنند.
بخش ۳: شبان، تعلیم و پند و اندرز دادن، فصل ۲۱
کسانی که طمع به مال دیگران ندارند اما نسبت به دارایی خود بخیلاند؛ و کسانی که بخشندهاند اما در عین حال مال دیگران را نیز تصاحب میکنند.
برخی افراد از گرفتن چیزی که متعلق به آنان نیست خودداری میکنند، اما میخواهند هرچه دارند فقط برای خودشان نگه دارند. باید به آنان یادآوری شود که زمین به همه انسانها داده شده و برای تأمین معاش همگان آفریده شده است. آنان بیگناه نیستند اگر بخشش مشترک خدا را فقط برای استفاده شخصی خود انبار کنند. اگر چیزی را که میتواند به فقیران در حال مرگ کمک کند فقط برای خود نگه دارند، در واقع مسئول کشتار همسایگان خود هستند. هنگامی که آنچه را برای نیازمندان ضروری است به آنان میدهیم، چیزی از مال خود را به آنان نمیبخشیم؛ بلکه فقط حق خودشان را به آنان بازمیگردانیم. ما در حال اجرای عدالت هستیم، نه انجام دادن لطف و رحمت. مزمورنویس نیز به این موضوع اشاره میکند وقتی میگوید: «با گشادهدستی به نیازمندان بخشیده، پارساییاش جاودانه پاینده است» (مزمور ۱۱۲: ۹). سلیمان نیز همین مطلب را به ما یادآور میشود وقتی میگوید: «پارسایان میبخشند و دریغ نمیکنند (امثال سلیمان ۲۱: ۲۶).
افرادی از این دست اغلب میگویند: «ما فقط آنچه را به ما داده شده نگه میداریم؛ چیزی را که متعلق به دیگران است نمیگیریم. شاید خیلی بخشنده نباشیم، اما گناهی هم مرتکب نمیشویم.» آنان چنین میاندیشند زیرا گوشهایشان به روی تعلیم آسمانی بسته است. مرد ثروتمندی که در انجیل از او یاد شده، کسی که لباس ارغوانی و کتان نفیس میپوشید و هر روز با شکوه فراوان جشن و مهمانی برپا میکرد، به خاطر گرفتن مال دیگران سرزنش نشد، بلکه به این دلیل محکوم شد که همه دارایی خود را فقط برای خودش نگه داشت. او به دوزخِ انتقامگیرنده سپرده شد، نه به این دلیل که کار غیرقانونی انجام داده بود، بلکه چون در زیادهروی و خوشگذرانی، خود را کاملاً به امور مجاز و دنیوی سپرده بود. باید به بخیلان یادآوری شود که وقتی قربانیِ رحمت و مهربانی را به خدایی که همه چیز را به آنان بخشیده بازنمیگردانند، در حق خدا خطا میکنند. مزمورنویس میگوید: «به یقین کسی فدیۀ جان برادر خویش نتواند داد و خونبهای او را به خدا نتواند پرداخت» (مزمور ۴۹: ۷). و یوحنای تعمیددهنده به این جانهای بیثمر با صدای بلند هشدار میدهد که: «اکنون تیشه بر ریشۀ درختان گذاشته شده است. هر درختی که ثمرۀ نیکو نیاورد، بریده شده، در آتش افکنده خواهد شد» (لوقا ۳: ۹). چنین افرادی باید دلبستگی خود به امنیت ظاهری را کنار بگذارند و ضربۀ تبر را که به زودی بر ریشه وارد خواهد شد، به یاد آورند، مبادا به سبب نیاوردن میوۀ اعمال نیک، از ریشه بریده شوند.
از سوی دیگر، کسانی که میبخشند اما همچنان طمعکار هستند، باید نسبت به میلِ افراطی خود برای بخشنده جلوه کردن هشدار داده شوند. این افراد اغلب در بخشش خود بیاحتیاط هستند و سپس بعداً با سخنان آمیخته به بیصبری و حرص، از بخشش خود پشیمان میشوند. چه چیزی بدتر از آن است که گناهان در مزرعۀ فضیلت کاشته شوند؟ باید به آنان آموخته شود که آنچه بهطور معقول متعلق به خودشان است نگه دارند تا وسوسه نشوند دست به اموال دیگران دراز کنند.
همچنین برخی افراد بسیار سخاوتمندانه میبخشند، اما از مالی میبخشند که با زور و ستم از دیگران گرفتهاند. آنان نیکیِ رحمت را با شرارتِ دزدی و غارت از بین میبرند. خداوند از زبان پیامبر، قربانیها و هدیههای چنین افرادی را رد میکند و میگوید «من، یهوه، عدالت را دوست میدارم، و از غارت و ستم بیزارم» (اشعیا ۶۱: ۸). و باز میگوید « قربانی شریران، کراهتآور است؛ چقدر بیشتر هنگامی که با نیت بد تقدیم شود» (امثال سلیمان ۲۱: ۲۷). این افراد اغلب چیزی را به خدا میدهند که پیشتر از فقیران گرفتهاند. خداوند آنان را نمیپذیرد و میگوید «تقدیم قربانی ذبحکردنی با اموال تنگدستان، چون ذبح پسر در حضور پدر او است» (حکمت یشوع بن سیراخ ۳۴: ۲۰). آنان با دقت حساب میکنند که چقدر میبخشند، اما هیچ توجهی ندارند که چقدر به ناحق از دیگران میگیرند. بگذارید سخن پیامبر را بشنوند: «آن که مزد میگیرد، مزد خود را در کیسۀ سوراخ مینهد!» (حجی ۱: ۶).
پول را میتوان هنگام وارد شدن به کیسهای پر از سوراخ دید، اما هنگامی که از آن بیرون میریزد دیده نمیشود. کسانی که نسبت به آنچه میبخشند بسیار مراقباند اما به آنچه از دیگران میگیرند توجهی ندارند، در واقع دستمزد خود را در کیسهای پر از سوراخ میریزند. آنان گمان میکنند در حال به دست آوردن پاداش هستند، در حالی که تمام مدت گنج خود را از دست میدهند، بیآنکه خود بدانند.
دریافت لینک کوتاه این نوشته:
|
کپی شد! |