نوروز و ایرانیان (قسمت سوم)، ارتباط نوروز با آموزه های مسیحی ما
نوروز و ایرانیان (قسمت سوم)
ارتباط نوروز با آموزه های مسیحی ما
بین جشن نوروز و مفاهیم آن با آموزه های مسیحی چگونه می توان رابطه برقرار کرد. در حالی که تعدادی از ارامنه، نوروز را جشن نمی گیرند (بعضی) ولی در شادی هم میهنان ایرانی خود سهیم می شوند، آن ها اعتقاد دارند که عید سال نو آن ها کریسمس است و نمی توان دو نوع سال نو داشت. و از طرفی، ارامنه سنتی دارند به نام درندِز که مانند چهارشنبه سوری ایرانیان است. ما ضمن احترام به تفاوت ها و تلقی های فرهنگی آن ها ریشه های این مشکل را جستجو می کنیم. این مشکل را سال ها خود در کلیسا لمس کرده ام که نمی توان هم در کریسمس، جشن سال نو داشت و هم در نوروز. چگونه می توان در یک سال دو بار به مخاطبین خود شاد باش گوییم. اولین سوءتفاهم این است که ما جشن نوروز را فقط در حلول وتحول سال نو خورشیدی بدانیم و آن را فقط در گاهنامۀ ایرانی خلاصه نماییم در حالی که نوروز آداب زیادی دارد که آن را تعریف می کند که در طول تاریخ اسلام همواره نوروز را در سال نو خلاصه می کردند. خامنه ای و مطهری سال نو نوروزی را مجاز می دانند ولی نوروز باستانی را بی ارزش می شمارند واز طرفی بین آداب نوروزی و آموزۀ کتاب مقدس هیج تضادی دیده نمی شود. بسیاری از کسانی که الاهیات کتاب مقدس را با سنّت ها ونماد ها در تضاد می بینند وگاهی آن را خطری برای مسیحیت تاریخی حس می کنند، درک درستی از حضور زندۀ خدا ندارند.
اصولاً این روش خدا است که با انسان از طریق همان مفاهیم و تعابیری سخن گوید که برایش مأنوس و آشنا است، تا انسان بفهمد و بتواند خدای حقیقی خود را بشناسد. بسیاری از مفاهیم عهدعتیق نظیر معبد، کوه خدا، و قربانگاه، در اصل ریشه در باورهای اسطورهای و عقاید بتپرستانۀ مردم آن روزگار داشت. حتی اسم خودِ خدا، یعنی “اِل” یا “اِلوهیم”، و تعابیری چون “بیتئیل”، در اصل به بِت “اِل” بر میگردد که پیشاپیش در دنیای سومری و فینیقی مورد پرستش و احترام بود و در فینیقیه و کنعان، خدای خدایان دانسته میشد. آری، خدا با استفاده از این گونه مفاهیم آشنا، خود را بر قوم خویش مکشوف میسازد. در مورد مراسم نوروزی و آیین هفتسین نیز همینطور است. هفت عددی است مقدس، و سفرۀ هفتسین (که در اصل هفتشین و شامل شراب بوده، اما با ورود اسلام به ایران و حرام خوانده شدن شراب، به هفتسین تغییر یافته)، ظاهراً سمبل هفت قدیس یا فرشتهای است که در آغاز سال جدیدِ دنیای رفتگان، به دیدار آدمیان میآیند. این فرشتگان به ترتیب مظهر حیات (یا تجدیدحیات: سبزه)، سلامتی (سیب، سیر)، سعادت، موفقیت، شادی (و شادکامی: سمنو)، صبر (سرکه)، زیبایی، و عشق و محبت (سنجد، که رایحۀ آن محرک عشق است) میباشند. بسیاری از این کیفیات در واقع میوههای روحالقدسند. چرا آن ها را به همین مفهوم نگیریم؟ چرا سبزۀ مظهر تجدید حیات را سمبول کار خدا در احیای طبیعت و نیز طبیعت جدید و تولد تازهای که به ایمانداران بخشیده ندانیم؟ چرا بر سر سفرۀ هفتسین کتابمقدس نگذاریم و لااقل در آغاز سال جدید چند آیه از آن نخوانیم. ماهی سمبل مسیحیت است. البته می توان از نماد ماهی روی سفرۀ هفت سین استفاده کرد و ماهی ها را به داخل تنگ آب قرار نداد چون ماهی ها باید در رودخانه یا دریا قرارگیرند (حمایت از حیوانات).
نوشتۀ پژوهشگر مسیحی: استاد علی خیراندیش
دریافت لینک کوتاه این نوشته:
کپی شد! |