نقد دیدگاه پایانپذیری عطایای معجزهآسای روحالقدس
این نظریه میان سه موضوع متفاوت گذر میکند: پایان یافتن منصب یکتای رسولان، بستهشدن مکاشفهٔ معیارِ کتاب مقدس، و توقف عطایای روحانی. دو مورد نخست درست هستند: رسولانِ شاهد قیام مسیح و حاملان اقتدار بنیادین کلیسا جایگزینپذیر نیستند، و هیچ مکاشفهای نمیتواند به کتاب مقدس افزوده شود. اما از این دو حقیقت، توقف خدمت رسالت، شفا، نبوت، زبانها، تمییز ارواح و دیگر عطایا نتیجه نمیشود.
۱. کتاب مقدس هیچ زمان مشخصی برای توقف عطایا تعیین نمیکند.
متن اصلی مورد استناد پایانگرایان، اول قرنتیان باب سیزدهم است. پولس میگوید نبوتها و زبانها پایان خواهند یافت، اما زمان آن را «وقتی کامل آید» معرفی میکند. زمینهٔ این عبارت روشن است: اکنون «در آینه» و «بهطور مبهم» میبینیم، اما آنگاه «رو در رو» خواهیم دید؛ اکنون جزئی میشناسیم، اما آنگاه چنانکه شناخته شدهایم خواهیم شناخت. این زبان، نه توصیف کامل شدن نوشتههای عهد جدید، بلکه توصیف دیدار کامل و نهایی با خداوند در بازگشت مسیح است.
پولس پس از نگارش رسالات خود نیز ادعا نکرد که به کمال نهایی رسیده است. کلیسا نیز هنوز خدا را «رو در رو» ندیده و به شناخت کامل نرسیده است. بنابراین، «کامل» نمیتواند صرفاً تکمیل متن عهد جدید باشد (اول قرنتیان ۱۳: ۱۲؛ اول یوحنا ۳: ۲ و فیلیپیان ۳: ۱۲).
۲. هدف عطایا فقط تأیید رسولان یا تثبیت متن کتاب مقدس نبود.
درست است که نشانهها گاهی رسالت و پیام رسولان را تأیید میکردند؛ اما این تنها کارکردشان نبود. عیسی معجزات را نشانهٔ آمدن پادشاهی خدا معرفی کرد: اخراج دیوها، شفا، آزادی و تجلی رحمت خدا نشان میداد که سلطنت خدا در جهان وارد شده است.
همچنین پولس عطایا را برای «منفعت همه» و «بنای کلیسا» میداند، نه فقط برای اثبات اقتدار رسولان. برای نمونه، نبوت در جماعت باعث تشویق، تسلی، بنا و حتی آشکار شدن دل انسان میشود. اگر کارکرد عطایا تنها تأیید رسولان بود، این دستورهای مفصل دربارهٔ نظم، آزمایش، تفسیر و استفادهٔ جمعی از عطایا معنا نداشت (اول قرنتیان ۱۲: ۷؛ اول قرنتیان ۱۴: ۳ و متی ۱۲: ۲۸).
۳. دستورهای مربوط به عطایا به تمام کلیسا داده شدهاند.
رسالهٔ اول قرنتیان خطاب به همهٔ اعضای کلیساست، نه فقط رسولان. پولس فرمان میدهد که ایمانداران عطایای روحانی را بطلبند و بهویژه در پی نبوت باشند؛ در عین حال، دستور میدهد همهچیز با محبت، نظم، تشخیص و مسئولیت انجام گیرد.
پایانگرایی عملاً این فرمانها را به دورهای کوتاه محدود میکند، در حالی که خود متن هیچ محدودیت زمانیِ «تا پایان عصر رسولان» ارائه نمیدهد. کلیسا باید نه عطایا را خاموش کند و نه هر ادعای خارقالعادهای را سادهلوحانه بپذیرد (اول قرنتیان ۱۴: ۱؛ اول قرنتیان ۱۴: ۳۹-۴۰ و اول تسالونیکیان ۵: ۱۹-۲۱).
۴. عطای نبوتِ جماعت با اقتدار کتاب مقدس برابر نیست.
بخشی از نگرانی پایانگرایان این است که ادامهٔ نبوت، اقتدار نهایی کتاب مقدس را تهدید میکند. اما این نگرانی تنها وقتی درست بود که هر ادعای نبوت را همسطح کلام مکتوب خدا قرار دهیم.
کتاب مقدس خود فرمان میدهد که نبوتها آزموده شوند و آنچه نیکوست نگاه داشته شود. پس نبوت در کلیسا باید زیر اقتدار کامل کتاب مقدس قرار گیرد، با آن سنجیده شود، و هرگز چیزی مخالف انجیل مسیح یا افزودهای بر کتاب مقدس معرفی نگردد. مکاشفهٔ بنیادین و معیارِ ایمان در کلام خدا کامل است؛ اما روحالقدس همچنان میتواند برای بنا، هدایت، تشویق و بیداری کلیسا عمل کند (اول یوحنا ۴: ۱؛ اول قرنتیان ۱۴: ۲۹ و دوم تیموتائوس ۳: ۱۶-۱۷).
۵. خدمتهای دادهشده به کلیسا تا رسیدن به بلوغ کامل ادامه دارند.
در افسسیان، مسیح خدمتهایی را برای تجهیز مقدسان و بنای بدن خود عطا میکند تا همه به یگانگی ایمان و شناخت کامل پسر خدا برسند. کلیسا هنوز به آن یگانگی و بلوغ نهایی نرسیده است. این متن دستکم نشان میدهد که نیاز کلیسا به کار فعال روحالقدس تا بازگشت مسیح باقی است.
البته باید میان «رسولان بنیادگذار» و دیگر رسولان و خدمتها فرق گذاشت؛ ولی اصل استدلال پابرجاست: بدن مسیح هنوز در مسیر بنا شدن، رشد، تقدس و مأموریت است (افسسیان ۴: ۱۱-۱۳).
۶. وعدهٔ ریختن روح به عصر رسولان محدود نشده است.
یوئیل وعده داد که روح خدا بر «همهٔ بشر» ریخته خواهد شد و پسران و دختران نبوت خواهند کرد. پطرس در روز پنطیکاست اعلام کرد که این وعده تحقق یافته است. عبارت «در روزهای آخر» در عهد جدید به دورهٔ میان آمدن نخست مسیح و بازگشت او اشاره دارد، نه فقط چند دههٔ نخست کلیسا.
پس عصر روحالقدس با مرگ آخرین رسول پایان نیافته است. تا زمانی که کلیسا در جهان شاهد مسیح است، به حضور، قدرت، هدایت و عطایای روحالقدس نیاز دارد (یوئیل ۲: ۲۸-۲۹ و اعمال رسولان ۲: ۱۷-۱۸).
۷. تاریخ کلیسا نیز ادعای توقف کامل را ثابت نمیکند.
حتی اگر گزارشهای تاریخی را با احتیاط بخوانیم، ادعای اینکه همهٔ عطایای معجزهآسا بلافاصله پس از رسولان کاملاً ناپدید شدند، قابل اثبات نیست. در دورههای مختلف تاریخ کلیسا، شهادتهایی از شفا، رؤیا، آزادی از نیروهای شریر و پاسخهای غیرعادی به دعا وجود داشته است.
بااینحال، تاریخ معیار نهایی نیست؛ معیار، کلام خداست. اما تاریخ دستکم نشان میدهد ادعای توقف مطلق و جهانی عطایا، ادعایی بسیار بزرگ و اثباتنشده است (یوحنا ۱۴: ۱۲ و اول قرنتیان ۴: ۲۰)
پایانپذیری منصب رسولانِ شاهد قیام مسیح و حاملان اقتدار بنیادین کلیسا و بسته بودن قانون کتاب مقدس را باید با قطعیت پذیرفت. اما این حقایق هرگز به معنای خاموش شدن عطایای روحالقدس نیستند. کتاب مقدس زمان پایان عطایا را بازگشت مسیح و رسیدن به کمال نهایی معرفی میکند، نه پایان نگارش عهد جدید یا پایان عصر رسولان.
راه کتاب مقدسی این است: عطایا را با اشتیاق بطلبیم، محبت را بر هر چیز مقدم بدانیم، همهچیز را بیازماییم، نظم را حفظ کنیم، و هر تجربه یا پیام ادعایی را کاملاً زیر اقتدار کلام مکتوب خدا قرار دهیم.
پژوهشی از خدمات پرپاسخ
دریافت لینک کوتاه این نوشته:
حق چاپ و انتشار این مقاله برای وبسایت پرپاسخ محفوظ است و در صورت تمایل برای هرگونه استفاده از این مقاله، لینک وبسایت پرپاسخ به عنوان منبع آن درج شود. با سپاس فراوان.