مقایسه اسلام و مسیحیت: با استناد به ده فرمان (قسمت پانزدهم)
4 . آیا مسیحیان حق دارند یکشنبه را به جای شنبه تقدیس نمایند؟
بیشترِ اوقات، یهودیان و ادونتیستهای روزِ هفتم، مسیحیان را متهم میکنند که چهارمین فرمان را نادیده میگیرند. آن ها پیشگویی میکنند که غضب خدا بر پیروان مسیح نازل خواهد شد، زیرا آنان یکشنبه را به جای شنبه درحُکمِ روز استراحت نگه میدارند. ولی عیسی گفت که او خودش خداوندِ روزِ سَبَت بود. پسر انسان همۀ خواستههای سَبَت را از جانب ما به جا آورد و آن روز را به پایان رساند و تمام کرد. عیسی قانونِ جدید برای تقدیس کردنِ یک روز، ماه یا سالِ ویژه نداد. او پیروانش را رستگار ساخت و تقدیس کرد. انسان نه تنها باید در روزِ سَبَت و در جریان جشن های ویژه خدا را بپرستد، بلکه لازم است که هر روز این کار را انجام دهد. به همین دلیل است که چرا عیسی اشخاص را تقدیس میکند و نه روزها را: «آنچه کنید در قول و فعل همه را به نام عیسای خداوند بکُنید و خدای پدر را به وسیله او شکر کنید» (کولسیان 3 : 17). هر کاری که با هدایت روحالقدس انجام میدهیم یک گونه از پرستش خداست. یک روز کم ارزشتر از روزِ دیگر نیست. عیسی ما را با خونِ گران بهایش پارسا شمرد و به وسیلۀ روحالقدس تازه کرد. او مردم را تقدیس کرد نه روزها را. هدف او از آمدن به زمین، برآوردنِ آن چیزی بود که سَبَت نتوانست انجام بدهد: آفرینشِ مردمانِ تازه، دگرگون ساختن گناهکارانِ بد نهاد به پیروانِ تقدیس شدۀ او، و تبدیل کردنِ انسان های خودخواه به خدمت گزاران.
عیسی همۀ جوانب زندگی روحانی ما را منقلب ساخته است. به همین دلیل است که چرا مسیحیان یکشنبه را که روز برخاستن عیسی از مردگان بود برگزیدند تا اینکه عهد جدید را با آفریدگانِ تازۀ او، تقدیس نمایند. ولی عیسی نیز میل دارد که پیروانش استراحت کنند، و دربارۀ این موهبت که بخشی از آفرینشِ تازهاش هستند ژرفاندیشی نمایند. او به ما فرمان نداد که یکشنبه را نگه داریم، نه از نگه داشتنِ سَبَت جلوگیری کرد. قصد او این نیست که محدود به روزها و جشنهای ویژه باشیم، بلکه آمد تا گناهکاران را نجات بخشد. رستاخیز عیسی همچنین نشانۀ سرآغازِ دورهای تازه است که دیگر زیر قانونِ محکوم کننده زندگی نمیکنیم، بلکه زیر فیضِ نجات بخشِ خداوند قرار داریم. این بدان معنی نیست که مسیحیان مردمانی بیقانون هستند. روحِ مسیح که در ما ساکن است خودش قانونِ محبت است، و در همان وقت، به ما قدرت میبخشد تا آن قانون را انجام دهیم. بدین ترتیب سَبَت نمادِ پیمانِ ضعیف و ناتوانِ کُهنه است، ولی یکشنبه نشان از پیروزی مسیح دارد که نمادِ پیمانِ تازه میباشد.
برخی ایمانداران در کشورهای اسلامی نمیتوانند در یکشنبه یا سَبَت استراحت کنند. از این رو، در جمعه گرد هم میآیند و میدانند که خودِ خداوند با آن هاست درست همانگونه که وعده داد: «جایی که دو یا سه نفر به اسم من جمع شوند، آنجا در میان ایشان حاضرم» (متی 18 : 20). عیسی در نظر نداشت که روزهای ویژه را برای پرستش تعیین کند، بلکه ترجیح میداد ایمانداران را همیشه و در همه جا تقدیس نماید.
5 . بزرگداشتِ یکشنبه
چگونه مسیحیان میتوانند روز خداوندشان را تقدیس نمایند؟ محبت در آن ها انگیزه ایجاد میکند تا در یکشنبهها برای پرستش و خواندنِ کتابمقدس، و ستایش او در مشارکتِ مقدسان گرد هم بیایند. فرزندان، مهمانان، همکاران و حتی حیوانات در آخورها، باید در روز استراحت و شادیِ آسمانیِ رستاخیز، به ما بپیوندند. این شادی را هر یکشنبه به یاد میآوریم و در زندگی ما واقعیت پیدا میکند و دیده میشود. شالودۀ خوشیِ مسیحی عمیقتر از آن چیزی است که یهودیان دارند. عیسی گفت: «این را به شما گفتم تا خوشی من در شما باشد، و شادیِ شما کامل گردد» (یوحنا 15 : 11 ، 17 : 13). پولس نیز نوشت: «در خداوند شاد باشید و باز میگویم شاد باشید» (فیلیپیان 4 : 4). «ثمرۀ روح، محبت و خوشی و سلامتی . . . است» (غلاطیان 5 : 22). اینگونه آیهها ماهیت اصلیِ یکشنبه را به ما نشان میدهند. ولی آن ها همچنین روحیۀ کار ما را در جریان هفته توصیف میکنند؛ و به ما ظاهر میسازند که نمونۀ زندگی در یک خانوادۀ مسیحی باید چگونه باشد.
آیا باید در یکشنبه کار کنیم؟ مسیحیان مانند سایر مردم، طبیعیاند. آن ها دارای بدن هایی هستند که خسته میشوند. به همین دلیل است که نیاز به آرام گرفتن و استراحت دارند. آن ها مخلوقاتِ معمولی هستند، ولی در عین حال، فرزندانِ خدا در روحالقدس میباشند. بر روی زمین در بدن زندگی میکنند، و از دید روحانی در آسمان با مسیح بر تخت نشستهاند. آن ها روز استراحت را در روبرو شدن با خداوند انکار نمیکنند. یکشنبه در آغاز برای به خواب فرو رفتن در نظر گرفته نشد، بلکه برای جلال دادنِ خدای پدر و ستایش کردنِ او اختصاص داده شد. این روز متعلق به خداست، و نیازی نیست که کارهای غیر ضروری انجام دهیم. با این همه، اگر زمانی فرا میرسد که کارهای محبت آمیز و خدماتی برای رهانیدنِ دیگران از خطر بهجا آوریم، نباید شانه خالی کنیم. پارساییِ ما بر مبنای انجام دادنِ قانونِ خدا نیست، بلکه بر کفارۀ مرگ مسیح است که مفهومِ قربانی کردن در راهِ دیگران را در قلوب ما القاء کرده است. رفتن به پرستشِ همگانی و سایر گردهماییهای روحانی در یکشنبه افتخاری است که برای مسیحیان اختصاص داده شده است. ولی کافی نیست که مسیحیان تنها در یکشنبه خوراک روحانی خود را بخورند، آن ها باید همچنین هر روز این کار را بکنند، وگرنه ایمان، محبت و امید در ایشان ضعیف خواهد شد. یکشنبه به ما مجال میدهد تا در همنشینی سرود بخوانیم، مانند یک گروه دعا کنیم و اندیشهها را با اعضای کلیسا درمیان بگذاریم تا یگانگیِ مسیحی را احساس نماییم. همۀ باورمندان با یکدیگر بدنِ روحانی مسیح هستند. هدفِ اصلی آفرینشِ تازه این نیست که ایماندارِ جدا از دیگران باشیم، بلکه مشارکت مقدسان است که به ویژه در یکشنبهها دیده میشود.
خجستهاند کسانی که در یکشنبه به دیدنِ بیماران، معلولان و فقرا میروند. اینگونه ایمانداران آمادهاند که از وقت، پول و امکانات خود در جهتِ یاری رساندن به نیازمندان مایه بگذارند، و هرگز به فکر از دست دادنِ منافع خود نباشند.
روحِ خداوند ما را هدایت میکند که از ساختمانِ کلیسا بیرون برویم و به دنبال کسی بگردیم که در گناه گمشده است. ما فراخوانده شدهایم که آن ها را به سوی توبه در مسیح هدایت کنیم، تا اینکه نا امیدی و سختدلیشان پایان پذیرد. ندادن شهادت در بارۀ عیسی به شخصِ بیایمان، گناهی نابخشودنی است. ما همچنین دعوت شدهایم تا در روزِ خداوند برای کسانِ نیازمند و گروه های فقیر کارهای خیریه انجام دهیم.
در یکشنبه وقتِ کافی داریم تا خداوند را سپاس گوییم، کاستیهای خود را اعتراف کنیم و از جانب سایر مردم برای نیازهایشان شفاعت نماییم. و اگر خداوند به ما فرزندان بدهد، باید وقتِ قابل توجهی را با آن ها بگذرانیم و سرودهای شورانگیز و مسرتبخشِ مسیحی با آن ها بخوانیم. بیایید از عیسی بخواهیم که به ما کمک کند تا سه درخواستِ دعا را که در آغاز دعای ربانی آمده است به ویژه در یکشنبهها انجام دهیم.
اگر یکشنبه را نگه داریم، خجسته خواهیم شد. عیسی برکاتِ فراوان را برای کسانی آماده کرده است که در جستجوی لبریز شدن از روحِ مسیحِ قیام کرده از مردگان در روز یکشنبه هستند.
6 . بیحرمتی کردن به یکشنبه
فاجعهآمیز است که مردم در پایانِ هفته به نسبتِ سایر روزها گناهِ بیشتری مرتکب میشوند. خودروها فضای سبز بیرون شهر را آلوده میکنند. ایستگاه های پخشِ تلویزیونی در یکشنبهها تنها وقت کوتاهی را برای سخنانِ خدا در نظر میگیرند، در حالی که بیشترین وقت در اختیار فیلم های ترسناک، هرزهنگاری یا نمایش های جادویی است. برخی از مردم یکشنبهها در خانه، باغچه، انبار یا گاراژ کار میکنند هنگامی که میتوانند در روزهای دیگرِ هفته آن کار را انجام دهند. در زمانِ عهد عتیق، اگر کسی در هنگام کارکردن در روز استراحت دستگیر میشد، او را به مرگ محکوم میکردند. اگر بتوانیم تمام گناهانی را ببینیم که انسان ها در آخر هفتهها، هم آشکارا و هم پنهانی تنها در یک شهر انجام میدهند، قلوب ما خواهد شکست یا به شدت خشمگین خواهیم شد! تنها محبتِ خدا برخوردار از بردباری و شکیباییِ زیاد است که منتظرِ گناهکاران میباشد تا از راه های بد خود بازگشت کنند.
آیا فراموش کردهاید آنچه خداوند دربارۀ مردی میگوید که روزِ وی را بیحرمت میکرد؟ اگر خروج 31: 14–17 را بخوانیم، متوجه خواهیم شد که تا چه اندازه برای ما لازم است که در حضور خداوند آرام بگیریم و استراحت کنیم (اعداد 15 : 32 – 36 را نیز مشاهده کنید تا نیاز برای نگه داشتنِ روز خداوند را درک کنید). چه بسا باید روش زندگی خود را دگرگون کنیم و برای نمونه از دانش آموزانی که در منزل داریم درخواست کنیم که تکالیف خود را در یکشنبه انجام ندهند. خداوند تهدید میکند که شهر یا روستایی را بسوزانَد که سَبَت را درحُکمِ روزی برای پرستش و استراحت رعایت نمیکند (ارمیا 17: 27). دربارۀ این هشدار نباید خودپسند و مغرور باشیم. از کجا معلوم که جنگ های جهانی، بلایا و فجایعِ شدید پیامدِ چنین بیتوجهی نیستند؟ کتابمقدس میگوید: «خود را فریب مدهید، خدا را استهزا نمیتوان کرد؛ زیرا که آنچه آدمی بکارد، همان را درو خواهد کرد» (غلاطیان 6 : 7). هیچکس نمیتواند قانونِ خدا را بشکند و از مجازاتش بگریزد.
اگر عیسی برای گناهان ما بر روی صلیب نمیمُرد و به جای ما مجازات را بر دوش نمیگرفت بدونِ امید میبودیم. ولی مرگ او بهانهای برای ما نیست که روز خداوند را بیحرمت کنیم. عیسی و شاگردانش همواره سَبَت را تقدیس نمودند. او زیست تا پدرش را جلال دهد. پس از رستاخیزش در نخستین روزِ هفته، عیسی به شاگردانش ظاهر شد تا جشنِ عهدِ تازهاش را با آنان برگزار کند.
7 . برداشتِ تازه از فرمانِ خدا
در خصوصِ اندیشیدن دربارۀ شیوۀ نادرست برای نگه داشتن سَبَت، میتوانیم ببینیم که چه آسان میشود این قانونِ خدا را اشتباه فهمید و بد تعبیر کرد. عیسی برای اینکه بیماران را در روزِ سَبَت شفا میداد و میگفت که پسر خداست، به مرگ محکوم شد، رهبران مذهبی که در آن زمان بودند برای وی مزاحمت ایجاد میکردند، زیرا در تعصب کور کورانهای که به قانونِ موسی داشتند تواناییِ خود را برای محبت کردن به خدا و مردم از دست داده بودند. آن ها ریاکارانه وانمود میکردند که پارسا بودند و گوش خود را به ندای توبه میبستند. در کوری روحانی که داشتند قلب های خود را سخت نمودند. آن ها آمادگی نداشتند تا فکرهای خود را تغییر دهند. آن ها خدای پدر، پسر و روحالقدس را نپذیرفتند. ایشان در سَبَت نگرانِ شخص بیمار نبودند. از این رو، غیرتی که برای تکریمِ قانونِ روزِ سَبَت داشتند مبدل به ریاکاری و دورویی شده بود. شگفتآور نیست که عیسی میبایست دربارۀ آن ها بگوید: «این قوم به زبان های خود به من تقرب میجویند، و به لب های خویش مرا تمجید مینمایند، لیکن دلشان از من دور است. پس عبادتِ مرا عبث میکنند، زیرا که احکامِ مردم را به منزلۀ فرایض تعلیم میدهند» (متی 15 : 8 – 9).
در تلاش و تکاپویی که عیسی داشت تا راهِ درست تقدیس کردن روزخداوند را به ما آموزش دهد، او نگفت که کار بکُنیم یا نکُنیم، بلکه تأکید کرد که در برابر خدا رفتارِ قلوب ما درست باشد. پولس شناسانیدنِ همین برداشت از قانونِ خدا را در روحِ مسیح ادامه داد. با این همه، برای آموزش دادن این که ایماندارانِ غیر یهودی از عهد عتیق آزاد بودند، نفرین گردید و سنگسار شد. او به ما یاد داد که از محکومیتِ قانونِ خدا آزاد شدهایم، زیرا پیشتر به واسطۀ مرگ مسیح، نسبت به آن قانون مُردیم. بنابراین، قانونِ خدا دیگر بر ما اقتدار ندارد. ولی روحالقدس فرمانِ تازۀ محبتِ مسیح را در قلب ما نهاده است. این قانونِ تازۀ روحانی که در قلب های ماست، ما را تقدیس میکند و برمیانگیزانَد که خدای تثلیث را با تمام افکار، سخنان و رفتارمان ستایش کنیم. پس دیگر قانونِ خدا بر دوش ما سنگینی ایجاد نمیکند، بلکه در ما سببِ پشیمانی و ایمان در قدرت روحالقدس میشود. باید به خاطر بسپاریم که مسیح مردم را تقدیس میکند، نه روزها را! بدین ترتیب، از برداشتی که نسبت به چهارمین فرمان داریم، تفاوتِ اساسی بین عهدجدید و عهد عتیق را یاد گرفتیم.
8 . جمعه برای مسلمانان
با انتخاب کردنِ روز جمعه برای گردهماییهای مهمِ مذهبی، مسلمانان نشان دادند که مفهومِ چهارمین فرمان را درک نکردند و نه آن را به انجام رساندند. هنگامی که یهودیان و مسیحیان پیامبریِ محمد و دعوت او را برای مسلمان شدن رد کردند، وی قدمی دیگر برداشت. او نه با یهودیان درباره روز شنبه موافق شد و نه با مسیحیان در خصوص روز یکشنبه به توافق رسید. در تلاش برای برقرار کردن عقیدۀ خودش، فرمانِ عهد عتیق و جدید را نپذیرفت و به جای آن، جمعه را درحُکمِ روزِ گردهمایی برای مسلمان برگزید. برای روز جمعه هیچگونه تأییدی در کتابمقدس نیست، و نه ارتباطی با نقشۀ رستگاریِ انسان دارد. در واقع، برخاسته از نافرمانی و شورش بر ضد خدا و مسیحای اوست. به هیچ وجه جمعه زمینه یا تأیید کتابمقدسی ندارد.
پس از نماز جمعه مسلمانان بیدرنگ به سر کارهایشان برمیگردند. سخنرانیها در مساجد بیشتر سیاسی است. اتفاقی نیست که پس از آن سخنرانیها تظاهرات همراه با آشوب های نفرتانگیز و خرابی به راه میافتد. تقدیسِ یک روز ویژه یا تقدیسِ خود ایماندار برای عبادت کنندگانِ مسلمان همچنان ناشناخته است. الله به قدری بزرگ در نظر گرفته میشود که محتوای قدوسیت او به غیر از نامش، برای مسلمانان ناشناخته است. این مسأله نشان میدهد که تا آن جایی که چهارمین فرمان مَد نظر است، چرا جایگاه اسلام بسیار پایینتر از سطح پیمان قدیم است. آن ها کم ترین پنداری از رستگاری و آفرینشِ تازه در عهد جدید ندارند.
ولی ما آن یگانه را که از میان مردگان برخاسته بود سپاس میگوییم، زیرا او معجزات و فرجودهای خویش را در سَبَت و سایر روزهای هفته انجام داد. در نخستین روز از هفته او از مرگ قیام کرد و مفهومی کاملاً تازه به آن روز بخشید. بلی، هر یکشنبه سرآغازی برای هر هفتۀ جدید خواهد بود که با سخنان احیا کنندۀ خداوندمان درخشان میشود: «به شما حکمی تازه میدهم که یکدیگر را محبت نمایید، چنانکه من شما را محبت نمودم، تا شما نیز یکدیگر را محبت نمایید. به همین همه خواهند فهمید که شاگرد من هستید، اگر محبتِ یکدیگر را داشته باشید» (یوحنا 13 : 34 – 35).
نوشتۀ عبدالمسیح
دریافت لینک کوتاه این نوشته:
کپی شد! |