دفاعیات ایمان

معمای اهرام مصر باستان و وقایع کتاب مقدس

5/5 - (1 امتیاز)

معمای اهرام مصر باستان و وقایع کتاب مقدس

منتقدان با استناد به اهرام می‌گویند کتاب مقدس نادرست است، چون اهرام را قدیمی‌تر از طوفان نوح می‌دانند؛ بنابراین طوفان را فقط محلی می‌شمرند، وگرنه اهرام باید زیر رسوبات مدفون می‌شدند. این ادعا بر گاه‌شماری مدرن مصر بنا شده است که دودمان‌ها را بسیار طولانی و پشتِ‌سرِهم می‌چیند تا با نظریهٔ تکامل سازگار شود؛ در حالی‌که بر فرضیات بسیار و شواهد اندک استوار است و بسیاری دودمان‌ها احتمالاً هم‌زمان بوده یا اصلاً وجود نداشته‌اند.

کتاب مقدس واقعیت را روشن می‌کند: نخستین ساکنان مصر پس از طوفان، از ناحیهٔ برج بابل در کنار فرات مهاجرت کردند؛ همان‌جا که زبان‌ها مختل شد. آنان از نسل مِصرایِم، پسر حام، بودند (پیدایش ۱۰: ۶، ۱۳). از همین رو، در همان آغاز، مردمی بسیار متمدن، باسواد و ماهر ظاهر می‌شوند، نه انسان‌های بدوی. بنابراین نیازی به موجودات فضایی یا فناوری رازآلود برای توضیح اهرام نیست؛ این بناها کار انسان‌های بسیار باهوش و سازمان‌یافتهٔ نسل‌های نزدیک به دوران پس از طوفان است.

در دو دودمان نخست، اجساد پادشاهان در اتاق‌هایی زیر بناهای خشتی «مصطبه» دفن می‌شد. در دودمان سوم، زوسر و وزیرش ایمهوتپ با استفاده از بلوک‌های سنگی خشن، هرم پلکانی سقاره را در حدود ۲۰ کیلومتری جنوب قاهره کنونی ساختند که نخستین هرم شناخته‌شدهٔ مصر بود.

بزرگ‌ترین سازندهٔ اهرام، سِنِفِرو، فرعون آغاز دودمان چهارم بود. او در میدوم هرمی «واقعی» ساخت که روکشش فروریخته و هستهٔ پلکانی باقی مانده است. سپس «هرم خمیده» را در دَحشور بنا کرد که از میانه زاویه‌اش تغییر می‌کند؛ ترک‌های سازه نشان می‌دهد در میانهٔ کار، برای جلوگیری از فروپاشی زاویه را کم کرده‌اند؛ نمونهٔ روشنِ آزمون و خطا در مهندسی انسانی. پس از آن «هرم سرخ» را با زاویهٔ ملایم ساخت تا پایداری سازه تضمین شود.

پسر او خوفو، هرم بزرگ جیزه را با ارتفاع ۱۴۶ متر بنا کرد که حدود سه میلیون بلوک سنگی دارد؛ برخی تا ۱۵ تُن. اتاق شاه با بلوک‌های گرانیتی ۳۰ تُنی از اسوان (۱۰۰۰ کیلومتری جنوب قاهره) پوشیده شده است؛ آن‌قدر دقیق که فاصله‌ای میان سنگ‌ها دیده نمی‌شود. کاوش‌های مارک لِنِر روستای کارگران را آشکار کرده: نانوایی‌ای برای حدود ۲۰ هزار کارگر در روز و گورستانی با شواهد آتل‌بندی و مراقبت پزشکی. این نشان می‌دهد اهرام را انسان‌های واقعی با سازماندهی پیشرفته ساختند، نه موجودات فضایی.

پس از خوفو، جِدِف‌رِه هرمی در ابورواش بنا کرد که ناتمام یا بعداً غارت شد. سپس خَفرَع و مَنکورَع در جیزه هرم‌های خود را ساختند. هرم خفرع تقریباً هم‌قد هرم خوفو ولی با سنگ کمتر و زاویهٔ تندتر است. هرم منکورع کوچک‌تر، اما لایه‌های پایینی‌اش با گرانیت اسوان پوشیده بود. برخی بلوک‌ها نیمه‌صیقل‌اند و نشان می‌دهند ابتدا سنگ‌ها چیده، سپس از بالا به پایین نما را تراش می‌دادند.

در دودمان‌های پنجم و ششم، کیفیت ساخت پایین آمد: هرم‌ها با قلوه‌سنگ و نخاله پر و فقط نمای بیرونی سنگی شد؛ اکنون با دزدیده‌شدن روکش‌ها، تودهٔ آوار باقی است. اوناس، آخرین پادشاه دودمان پنجم، متن‌های هیروگلیفی عمودی را در اتاق‌های مقبره‌اش حک کرد؛ در حالی‌که اهرام پیشین متن نداشتند. دودمان‌های هفتم تا دهم («دورهٔ نخست میانی») احتمالاً به آن شکلِ جداگانه وجود نداشته و این، باز به سود کوتاه‌تر کردن گاه‌شماری است.

با تنظیم گاه‌شماری بر اساس کتاب مقدس، رویدادهای زندگی یوسف، ورود یعقوب و خانواده‌اش و تولد موسی در چارچوب دودمان دوازدهم قرار می‌گیرد. در این زمان، اهرام بیشتر از آجر خشتی آفتاب‌خشک با روکش سنگی ساخته می‌شد؛ امروز روکش‌ها دزدیده شده و توده‌های خشت برجای مانده است. یوسفوس می‌نویسد اسرائیلیان به ساخت هرم مجبور می‌شدند. با کوتاه‌کردن گاه‌شماری، حضور بنی‌اسرائیل دقیقاً با اهرام خشتی منطبق می‌شود و با روایت ساخت آجر با کاه هم‌خوان است (خروج ۵: ۷). آجرهای خشتی آمیخته با کاه از همان دوره یافت شده است.

شواهد باستان‌شناسی حضور بردگان آسیایی (از سوریه یا فلسطین) را در مصر همین دوره اثبات می‌کند. دکتر روزالی دیوید در سازندگان اهرام در مصر باستان می‌نویسد آسیایی‌ها به‌طور قابل‌توجهی حضور داشتند اما علت و منشأشان «نامشخص» است، چون او تاریخ‌گذاری سنتی دودمان دوازدهم (حدود ۱۹۹۰ تا ۱۷۸۵ ق‌.م) را می‌پذیرد، در حالی‌که کتاب مقدس حضور بنی‌اسرائیل را حدود ۱۶۶۰ تا ۱۴۴۵ ق‌.م قرار می‌دهد (اول پادشاهان ۶: ۱). این بردگان ناگهان ناپدید می‌شوند و بررسی خانه‌های کاهون نشان‌دهندهٔ خروجی ناگهانی و بی‌برنامه است؛ رخدادی که با خروج عظیم قوم اسرائیل کاملاً سازگار است.

آخرین هرم بزرگ را آمنمحت سوم در هاواره ساخت؛ او همان فرعونی است که موسی در کاخ او پرورش یافت. دخترش سوبکنفرو، آخرین فرمانروای دودمان و بی‌فرزند، همان شاهزاده‌ای است که کنار نیل برای دعا و شست‌وشو رفت (خروج ۲: ۵) و سبد موسی را یافت که پاسخی به دعای او برای داشتن فرزند بود. پس از آشکارشدن همدلی موسی با بردگان و فرار او به مِدیان، سوبکنفرو مُرد و دودمان دوازدهم پایان یافت. حدود ۴۰ سال بعد، خدا به موسی گفت همهٔ دشمنانش مرده‌اند (خروج ۴: ۱۹)؛ او بازگشت و با فرعون دودمان سیزدهم—احتمالاً نفِرحوتِپ اول، که جسد و مقبره‌اش یافت نشده—روبرو شد.

مصریان از آغاز تاریخ خود مومیایی‌سازی آگاهانه را به‌مدت حدود ۷۰ روز برای حاکمان و اشراف انجام می‌دادند و اندام‌ها را بیرون آورده، بدن را خشک و با نوارهای کتانی می‌پیچیدند. چون خدای خالق حقیقی را نمی‌پرستیدند، گمان می‌کردند حفظ بدن و ساخت بناهای سنگی عظیم، جاودانگی می‌آورد.

طبق نظر زاهی حواس، از نظر فنی، اهرام با رمپ‌های طولانی یا مارپیچی ساخته شدند؛ احتمالاً ترکیبی از هر دو بوده. سنگ‌ها از بستر سنگی زیر هرم و معدن نزدیک (حدود ۵۰۰ متری هرم بزرگ) استخراج، با سورتمه روی شن کشیده و با ملات گچ آهکی در جای خود محکم شدند. بریدگی‌های معدن نشان می‌دهد بلوک‌ها واقعاً بریده و جابه‌جا شده‌اند، نه این‌که مانند بتن «ریخته» شده باشند.

با پذیرش تاریخ و گاه‌شماری کتاب مقدس، شواهد اهرام و حضور بنی‌اسرائیل در مصر کاملاً هم‌سُو می‌شود. سازندگان اهرام بخشی از تمدن پیشرفته‌ای بودند که پس از طوفان، برج بابل را ساختند (پیدایش ۱۱) و کمتر از ۳۰ نسل با آدم فاصله داشتند (پیدایش ۶–۸)؛ بنابراین توانایی ساخت چنین شاهکارهایی کاملاً طبیعی و قطعی است.

برگرفته از لینک:

https://answersingenesis.org/archaeology/ancient-egypt/the-pyramids-of-ancient-egypt/?srsltid=AfmBOoqcfttUM-dYNhw0kBOO-m8aKPzkiPkyqOQfobvRgswcGyVqsgFj

نوشتۀ دیوید داون-۱ سپتامبر ۲۰۰۴

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا
x  Powerful Protection for WordPress, from Shield Security
This Site Is Protected By
Shield Security