چرا عیسی هرگز ادعا نکرده “من خدا هستم، مرا بپرستید”؟
چرا عیسی هرگز ادعا نکرده “من خدا هستم، مرا بپرستید”؟
عیسیمسیح دقیقاً همین کار را کرد: او هم ادعا کرد خداست و هم خود را شایستهٔ پرستش نشان داد؛ فقط با جملهٔ ساده و کودکانهٔ «من خدا هستم، مرا بپرستید» آن را بیان نکرد بلکه با زبان، فرهنگ و الهیات یهود، بهطور کاملاً روشن و غیرقابلانکار این حقیقت را اعلام کرد.
۱. چرا این جملهٔ دقیق در انجیل نیست؟
عیسی در میان یهودیان زندگی میکرد؛ مردمی که:
– شریعت را خوب میشناختند
– میدانستند پرستش فقط مخصوص یهوه است
– کوچکترین ادعای الوهیت را «کفر» دانسته، سنگسار میکردند. اگر او میخواست بگوید «من خدا هستم»، لازم نبود با فرمول عربی/فارسیِ امروزی بگوید؛ کافی بود عبارات و اعمالی بهکار ببرد که در ذهن یهودی دقیقاً مساویِ «من یهوه هستم» بود. او همین کار را کرد، و دشمنانش آن را کاملاً فهمیدند و به همین دلیل میخواستند او را بکشند.
۲. خودِ عیسی چگونه ادعای خدایی کرد؟
چند نمونهٔ بسیار روشن:
- ادعای یگانگی با پدر
عیسی گفت: «من و پدر یک هستیم.» یوحنا ۱۰: ۳۰
واکنش یهودیان چه بود؟ سنگ برداشتند تا او را سنگسار کنند، چون میگفتند: تو انسان هستی و خود را خدا میکنی. او این برداشت را نه رد کرد و نه تصحیح؛ بلکه آن را تأیید نمود.
“یهودیان در جواب گفتند، بهسبب عمل نیک، تو را سنگسار نمیکنیم، بلکه بهسبب کفر، زیرا تو انسان هستی و خود را خدا میخوانی.” یوحنا ۱۰: ۳۳
– بهکار بردن نام خاص خدا: «من هستم» (یهوه)
“خدا به موسی گفت: «هستم آنكه هستم.» و گفت: «به بنیاسرائیل چنین بگو: اهْیه (هستم) مرا نزد شما فرستاد.»” خروج ۳: ۱۴
عیسی در برابر یهودیان گفت: «پیش از آنکه ابراهیم پیدا شود، من هستم.»
آنان باز سنگ برداشتند، چون کاملاً فهمیدند او همان نام مقدس یهوه را بر خود میگذارد. یوحنا ۸: ۵۸ - ادعای مالکیت و کاری که فقط خدا میکند
- بخشیدن گناهان (که یهودیان میدانستند فقط خدا میتواند):
“عیسی چون ایمان ایشان را دید، مفلوج را گفت،ای فرزند، گناهان تو آمرزیده شد. لیکن بعضی از کاتبان که در آنجا نشسته بودند، در دل خود تفکّر نمودند که چرا این شخص چنین کفر میگوید؟ غیر از خدای واحد، کیست که بتواند گناهان را بیامرزد؟” مرقس ۲: ۵–۷ - داوری نهایی همهٔ انسانها، که در عهد عتیق فقط کار خداست:
“امّا چون پسر انسان در جلال خود با جمیع ملائکه مقدّس خویش آید، آنگاه بر کرسی جلال خود خواهد نشست، و جمیع امّتها در حضور او جمع شوند و آنها را از همدیگر جدا میکند، به قسمی که شبان میشها را از بزها جدا میکند.” متی ۲۵: ۳۱–۳۲ - زنده کردن مردگان و دادن حیات ابدی:
“آمین آمین به شما میگویم که ساعتی میآید بلکه اکنون است که مردگان آواز پسر خدا را میشنوند و هر که بشنود زنده گردد. همچنان که پدر در خود حیات دارد، همچنین پسر را نیز عطا کرده است که در خود حیات داشته باشد. و بدو قدرت بخشیده است که داوری هم بکند زیرا که پسر انسان است. و از این تعجّب مکنید زیرا ساعتی میآید که در آن جمیع کسانی که در قبور میباشند، آواز او را خواهند شنید، و بیرون خواهند آمد؛ هر که اعمال نیکو کرد، برای قیامت حیات و هر که اعمال بد کرد، بجهت قیامت داوری.” یوحنا ۵: ۲۵–۲۹
- بخشیدن گناهان (که یهودیان میدانستند فقط خدا میتواند):
- به عناوین خاص خدا، خود را نسبت داد
- خدا در عهد عتیق «شبان» اسرائیل است؛ عیسی گفت: «من شبان نیکو هستم.»
“خداوند شبان من است؛ محتاج به هیچ چیز نخواهم بود.” مزمور ۲۳: ۱
“من شبان نیکو هستم. شبان نیکو جان خود را در راه گوسفندان مینهد.” یوحنا ۱۰: ۱۱ - خدا «نور» است؛ عیسی گفت: «من نور جهان هستم.»
“خداوند نور من و نجات من است؛ از کِه بترسم؟ خداوند ملجای جان من است؛ از کِه هراسان شوم؟” مزمور ۲۷: ۱
“پس عیسی باز بدیشان خطاب کرده، گفت، من نورِ عالم هستم. کسی که مرا متابعت کند، در ظلمت سالک نشود بلکه نور حیات را یابد.” یوحنا ۸: ۱۲
- خدا در عهد عتیق «شبان» اسرائیل است؛ عیسی گفت: «من شبان نیکو هستم.»
اینها برای یک یهودیِ کتابفهم دقیقاً یعنی: «من همان یهوه هستم.»
۳. عیسی پرستش را پذیرفت؛ چیزی که فقط خدا حق دارد
در تمام کتابمقدس، پرستش هر موجودی غیر از خدا ممنوع است.
- فرشتهها وقتی کسی میخواست آنها را بپرستد، بهشدت منع کردند:
“من، یوحنّا، این امور را شنیدم و دیدم و چون شنیدم و دیدم، افتادم تا پیش پایهای آن فرشتهای که این امور را به من نشان داد سجده کنم. او مرا گفت، زنهار نکنی، زیرا که همخدمت با تو هستم و با انبیا یعنی برادرانت و با آنانی که کلام این کتاب را نگاه دارند. خدا را سجده کن.” مکاشفه ۲۲: ۸–۹
اما با خودِ عیسی چه شد؟
- شاگردان بعد از قیام، او را پرستش کردند و او این پرستش را پذیرفت:
“و در هنگامی که بجهت اِخبار شاگردان او میرفتند، ناگاه عیسی بدیشان برخورده، گفت، سلام بر شما باد! پس پیش آمده، به قدمهای او چسبیده، او را پرستش کردند.” متی ۲۸: ۹
“و چون او را دیدند، پرستش نمودند. لیکن بعضی شکّ کردند.” متی ۲۸: ۱۷
“پس او را پرستش کرده، با خوشی عظیم به سوی اورشلیم برگشتند.” لوقا ۲۴: ۵۲
“گفت، ای خداوند ایمان آوردم. پس او را پرستش نمود.” یوحنا ۹: ۳۸
اگر او خدا نبود، همان لحظه باید مانند فرشتگان، پرستش را رد میکرد. اما او نه تنها رد نکرد، بلکه آن را تأیید کرد؛ چون فقط خدا شایستهٔ پرستش است و عیسی همان خدای مجسم است.
۴. شهادت کتابمقدس: عیسی همان خداست
کتابمقدس بارها بهصراحت عیسی را خدا مینامد:
- “در ابتدا کلمه بود و کلمه نزد خدا بود و کلمه خدا بود.” یوحنا ۱: ۱
“و کلمه جسم گردید و میان ما ساکن شد، پُر از فیض و راستی؛ و جلال او را دیدیم، جلالی شایستهٔ پسر یگانهٔ پدر.” یوحنا ۱: ۱۴ - «خدا… کلیسا را به خون خود خرید.» خونِ چه کسی؟ خون عیسی؛ پس عیسی خداست.
“پس نگاه دارید خویشتن و تمامی آن گله را که روحالقدس شما را بر آن اُسْقُف مقرّر فرمود تا کلیسای خدا را رعایت کنید که آن را به خون خود خریده است.” اعمال رسولان ۲۰: ۲۸ - اعتراف توما به عیسی: «ای خداوند من و ای خدای من.» عیسی او را تصحیح نکرد. یوحنا ۲۰: ۲۸
- “و آن امید مبارک و تجلی جلال خدای عظیم و نجاتدهندهٔ خود ما عیسی مسیح را انتظار کشیم،” تیطس ۲: ۱۳
۵. چرا عیسی اینگونه، و نه با جملهٔ ساده گفت «من خدا هستم»؟
چند نکتهٔ مهم:
۱. زمینهٔ فرهنگی و الهیاتی یهود
او باید به شکلی سخن میگفت که برای شنوندهٔ یهودی، همزمان دو چیز کاملاً روشن شود:
- خدای اسرائیل یکی است
- او با اینحال، همان خدای مجسم است
فرم سادهٔ امروزیِ «من خدا هستم، مرا بپرستید» اصلاً با سبک و الهیات عهد عتیق و ادبیات یهود همخوان نبود.
۲. هدف نخستین آمدن او
او در ظهور اول، برای فدا کردن جان خود آمد، نه برای جلبِ فوریِ پرستشِ سیاسی و ظاهری یا برپا کردن ملکوت ظاهری.
اگر از همان ابتدا به شکل شعاری و مستقیم میگفت «من خدا هستم»، مردم یا از روی سوءتفاهم او را بهسرعت میکشتند، یا او را بهعنوان رهبر سیاسی-مذهبیِ دنیوی عَلَم میکردند و صلیب، که مرکز نجات بشر است، در طرح خدا تحقق نمییافت. او باید در زمان و روش مقرر، خود را آشکار میکرد؛ همانگونه که کرد.
۳. روش تعلیم خدا در تاریخ
خدا در کل کتابمقدس، خود را تدریجی و عمیق آشکار میکند، نه با شعارهای سطحی. عیسی با:
- اعمال معجزهآسا
- اقتدار منحصربهفرد بر گناه، مرگ، طبیعت و شیاطین
- سخنان الهی و پذیرش پرستش
نشان داد که او خداست، تا کسانی که قلب فروتن دارند، بهراستی او را بشناسند؛ نه آنها که فقط بهدنبال شعار و معجزهٔ ظاهریاند.
جمعبندی:
عیسی مسیح کاملاً و بیابهام، الوهیت خود را اعلام کرد و خود را شایستهٔ پرستش نشان داد؛
- با ادعای یگانگی با پدر
- با استفاده از نام «من هستم»
- با انجام کارهایی که فقط خدا میکند
- با پذیرفتن پرستش
- و با شهادت صریح کتابمقدس که او «خدا» و «نجاتدهنده» است
فقط فرم جملهٔ مدرنِ «من خدا هستم، مرا بپرستید» را بهکار نبرد، چون در فرهنگ و الهیات یهود، شیوهٔ اعلام خدایی دقیقاً همان چیزی بود که او گفت و انجام داد؛ و دشمنانش هم آن را بهخوبی فهمیدند، بهطوریکه بهخاطر همین ادعا او را به کفر متهم کرده، بر صلیب فرستادند.
منبع مقاله: هوش مصنوعی کایروس-kairosai.nl
دریافت لینک کوتاه این نوشته:
|
کپی شد! |